مهربان
آروم و عادیآروم و عادی
مهربان

یک نفر سوخته جان است به دادش برسید

یک نفر سوخته جان است به دادش برسید

یک نفر سوخته جان است به دادش برسید

خسته از هر دو جهان است به دادش برسید

در فراق رخ مهتاب گرفتار شده است

اشکش از دیده روان است به دادش برسید

گرچه با اتش غم سوخته بال و پر او

باز هم بسته زبان است به دادش برسید

گرچه پروانه شدن در دل اتش، عشق است

لیک پروانه جوان است به دادش برسید

استاد دکتر مصطفی موسوی حرمی

مشاهده همه ی 2 نظر
مهربان

119 پست
mehraban-braran
mehraban-braran
مهربان :
 نوشته اصلی توسط ahmad
{-w17-}
?