☂️رادویـــ ــن☂️تبسـ ــم پاییــ ــز
شیطونشیطون
☂️رادویـــ ــن☂️تبسـ ــم پاییــ ــز

یه دست به موهاش کشید، یقشو صاف کرد گفت: تا

یه دست به موهاش کشید، یقشو صاف کرد
گفت: تا خودم نیومدم، تو نیا
بارون زده
میرم ماشینو بیارم
سرما نخوری یه وقت...
ولی من همون‌جا، همون لحظه فهمیدم
که نخواست لحنش تکراری باشه.
اون‌شب...
اون‌شب فقط طولانی تر گف دوسِت دارَم!

تبسـ ــم پاییــ ـز
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید