arman
مهربونمهربون
arman

دخترکی نو گل باغ شباب شد زن یک

دخترکی نو گل باغ شباب

شد زن یک مرد مقدس مآب

مومنی از شخص علی شیعه تر

یک خر کامل، نه، که رحمت به خر

کرده فرو شست به سوراخ دین

مته به خشخاش ولاالضالین



در شب حجله عوض بوس و ناز

رفت به یک گوشه و شد در نماز



بعد دو ساعت خم و دولا شدن

پشتک و وارو زدن و تا شدن

دست به تسبیح شد و در دعا

ذکر و مناجات و خدایا خدا



بعد دعا آمد و بنشست او

لیک نه پهلوش، که در روبرو

گفتگو آغاز شد از هر دو سو

دخترک از پیچش مو، او ز مو (1)

دخترک از عشق سخن ساز کرد

مرد در توبه بر او باز کرد

دخترک از گرمی احساس خویش

مردکه از غاشیه و مار و نیش

این یکی از یاس گل سرنوشت

آن یکی از حوری و جوی بهشت

این یکی از گیسوی چون ریسمان

آن دگری بافت به هم آسمان

این یک از آداب زفاف و نکاح

آن یک از ادعیه ی در مستراح

این ز هم آغوشی روی تشک

آن یکی از مسئله ی سهو و شک

این یکی از بوسه و حس شروع

آن دگری هی ز اصول و فروع

این یکی از سینه ی همچون هلو

آن یکی از غسل بدل از وضو

این یکی از قامت دلجوی یار

آن یکی از جبر و یا اختیار

دختره در غمزه و ناز و کشش

مرد پی شک سه و پنج و شش

دختره در ولوله و التهاب

آن دگری هی به سوال و جواب



تا که از آن وضع غلاظ و شداد

دختره طاقت ز کف خویش داد

گفت که : تو شوی منی بی شعور؟

یا چو نکیر آمده ای توی گور

محکمه ی مسلم و گبر است این

یا که شب اول قبر است این

خانه ی ما مدرسه انگاشتی

حجله ی ما حجره تو پنداشتی

خیز و طلاقم ده و راحت بگیر

بعد برو پاک و مجرد بمیر


هالو

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید