گمشده در غبار(حاج قاسم soleymani)
آروم و عادیآروم و عادی
گمشده در غبار(حاج قاسم soleymani)

تاریخ روچیلد اول پادشاه یهود منظور انگلس کتابی است که

تاریخ روچیلد اول پادشاه یهود منظور انگلس کتابی است که

تاریخ روچیلد اول پادشاه یهود
منظور انگلس کتابی است که ژرژ ماتیو دیرنوائل (19) در پاریس منتشر کرد با نام تاریخ روچیلد اول پادشاه یهود (20). استقبال کم‌نظیر از این کتاب بیان‌گر تشنگی مردم فرانسه و اروپا به آشنایی با حقایقی بود که به طور مستقیم با سرنوشت‌شان پیوند داشت. تأثیر این کتاب عظیم بود. علاوه بر اطلاعیه‌ای که بارون جیمز روچیلد مقتدر مجبور شد در مطبوعات منتشر کند، جزوه‌ای نیز در پاسخ به کتاب فوق منتشر شد با عنوان پاسخ روچیلد اول پادشاه یهود به شیطان آخر پادشاه مفتریان! (21)

در ژوئن 1847 انگلس به عنوان خبرنگار روزنامه انگلیسی استار نورثرن (22) در پاریس است. او در آنجا مقاله‌ای به نام “افول و سقوط نزدیک گیزو؛ وضع بورژوازی فرانسه” تهیه کرد که در شماره 3 ژوئیه 1847 این نشریه به چاپ رسید. انگلس در این مقاله نام جیمز روچیلد را پیش از لویی فیلیپ و تلویحاً به عنوان حکمران اصلی فرانسه آورده است. در این مقاله، او ابتدا فضای سیاسی فرانسه، افشای موارد فراوان و تکان‌دهنده فساد مالی در سطح مسئولین عالی‌رتبه دولتی، از جمله محاکمه ژنرال کوبیه وزیر جنگ به جرم رشوه‌گیری از یک کمپانی معدن، را شرح می‌دهد. از جمله این موارد، فروش القاب اشرافی توسط گیزو و همکارانش به مبلغ 80 هزار فرانک است. انگلس سپس به تجدید سازمان و تحکیم قدرت بورژوازی بزرگ فرانسه پس از انقلاب 1830 و تصرف مواضع کلیدی اقتصاد و سیاست فرانسه توسط ایشان در این مدت کوتاه می‌پردازد. انگلس مقاله را چنین به پایان می‌برد: “روچیلد و لویی فیلیپ، هر دوی آنان، به خوبی می‌دانند که راه دادن بورژوازی کوچک‌تر به مجلس نمایندگان هیچ معنی دیگری ندارد جز لو ریپابلیک“! (23) (24)

برخورد بعدی انگلس به روچیلدها در سپتامبر 1847 است. او طی مقاله‌ای، با عنوان “سوسیالیسم آلمانی در نظم و نثر“، به بررسی مجموعه اشعار کارل بک (25) شاعر آلمانی، می‌پردازد. کارل بک از پیروان نحله “سوسیالیسم حقیقی” در آلمان است که مارکس و انگلس با آنان به عنوان “سوسیالیست‌های خرده بورژوا” سر ستیز داشتند. مجموعه اشعار کارل بک، به نام آوازهای یک انسان فقیر، در نوامبر 1845 به زبان آلمانی منتشر شد و با استقبال فراوان مواجه گردید. نخستین شعر این مجموعه خطاب به بنیاد روچیلد است و در بخشی از آن چنین آمده است:

من دست قدرتمند شما را می‌بینم
که می‌تواند مرا
– تا زمانی که خونم توان جاری شدن دارد-
مضروب کند.
ولی من، به فرمان خداوند و بی هیچ هراس
می‌خوانم آنچه را که می‌دانم – آزاد.

نقد انگلس بر اشعار بک بی‌رحمانه است. انگلس به بک می‌تازد که چرا در تمثیل شاعرانه خود “قانون طلا” را مطیع “هوس‌های” روچیلد شمرده است. او نتیجه می‌گیرد که بک به “توهمات خرده بورژوایی” مبتلاست و “رابطه میان قدرت روچیلد و وضع اجتماعی موجود” را نمی‌شناسد. انگلس اشعار بک را “ضجه‌های زنانه” یک “مرد حقیر” می‌خواند که شباهتی به “پرولتاریای مغرور، مهاجم و انقلابی” ندارد. او به بک می‌تازد که با نسبت دادن عنوان “خدا” به روچیلد، به روچیلد یهودی صدمه‌ای نزده بلکه جوانان آلمانی را مسحور قدرت او کرده است. انگلس حمله بک به روچیلد را در سطح “قصه‌های روستایی” می‌خواند که به تهاجم علیه “قدرت پول به طور عام که روچیلد نماینده آن است” شباهتی ندارد. کارل بک در این منظومه، چون دیرنوائل، جیمز روچیلد را به عنوان “پادشاه یهود” توصیف کرده است: یهودیان روچیلد را به پادشاهی برمی‌گزینند زیرا “طلای او سنگین تر است”. و انگلس بر بک خرده می‌گیرد که چرا “قدرت‌های افسانه‌ای” به روچیلد نسبت داده است. (26)

در ژانویه 1848، انگلس در مقاله‌ای با عنوان “آغاز پایان در اتریش” به بررسی وضع این کشور در دوران اقتدار مترنیخ می‌پردازد و لاجرم با پدیده روچیلدها مواجه می‌شود. او به اختلافات مترنیخ با کارل مایر روچیلد رئیس شاخه بنیاد روچیلد در ناپل و فرانکفورت، و عدم تمایل دولت اتریش به واگذاری امتیاز احداث راه‌آهن این کشور به کمپانی روچیلد اشاره می‌کند و می‌افزاید:

کارل روچیلد می‌تواند تمامی سلطنت اتریش را بخرد. ما با خشنودی شاهد پیروزی بورژوازی بر سلطنت اتریش هستیم. ما تنها آرزومندیم که این بورژوازی واقعاً فرومایه، واقعاً کثیف و واقعاً یهودی این امپراتوری محترم را بخرد. حکومتی چنین نفرت‌انگیز، متجاوز، قیم‌مآب (27) و متعفن شایسته آن است که در تحت یوغ دشمنی واقعاً پست، ناهنجار و متعفن باشد. پس از آن‌که او به زودی با جسارت دُم مترنیخ را بچیند، هِر مترنیخ (28) می‌تواند برای کوتاه کردم دُم این دشمن به ما [کمونیست‌ها] متکی شود. (29)

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید