گمشده در غبار(حاج قاسم soleymani)
آروم و عادیآروم و عادی
گمشده در غبار(حاج قاسم soleymani)

ویسکونت پالمرستون سوم ؛ هنری جان تمپل در 22 سالگی

ویسکونت پالمرستون سوم ؛ هنری جان تمپل در 22 سالگی

ویسکونت پالمرستون سوم ؛ هنری جان تمپل
در 22 سالگی با حمایت جیمز هریس (ارل مالمسبوری) (65) در سمت وزیر دریاداری (66) منصوب شد و کمی بعد (1807) به عنوان نماینده حزب توری به مجلس عوام راه یافت. از آن پس به مدت 58 سال نماینده مجلس عوام بود. ورود پالمرستون جوان به سیاست انگلیس مقارن با نخستین دوره وزارت خارجه جرج کانینگ و سیاست‌های پرشور ضد ناپلئونی اوست. در 25 سالگی وزیر جنگ شد و به رغم صعود و سقوط پنج دولت توری (اسپنسر پرسیوال (67) لیورپول، کانینگ، گادریچ، ولینگتون) به مدت 19 سال (1809-1828) در این سمت ماند. در این دوران نقش مهمی در تغذیه مالی و تسلیحاتی ولینگتون در شبه جزیره ایبری (68) و عملیات مالی- اطلاعاتی ناتان مایر روچیلد و جان چارلز هریس ایفا کرد. در تمام این سال‌ها، پالمرستون عضو حزب توری (محافظه کار) بود. او در سال 1828 از کابینه ولینگتون استعفا داد؛ کمی بعد به حزب ویگ (لیبرال) پیوست و به ولینگتون، به دلیل حمایت از دن میگوئل، حملات سخت نمود. (69) در نتیجه، در نوامبر 1830 در دولت ارل گری، از حزب ویگ، وزیر امور خارجه شد و به مدت 11 سال در این سمت ماند. پالمرستون هوادار سرسخت تداوم قاچاق انگلیسی تریاک به چین بود و در این دوران از اقتدار اوست که جنگ انگلیس و چین، معروف به “جنگ اول تریاک” (1839)، آغاز شد. و نیز در همین سال است که تهاجم محمد علی پاشا به شمال سوریه رخ داد و ماجرایی را پدید ساخت که در کوران آن پالمرستون سودای استقرار “جمهوری یهودی” در فلسطین را می‌پرورانید. پالمرستون 55 ساله در همین زمان (1839) با لیدی کوپر (امیلی لمب) (70) خواهر بیوه و ثروتمند لرد ملبورن نخست وزیر وقت، ازدواج کرد.

با صعود دولت حزب توری در سال 1841، پالمرستون به صفوف اپوزیسیون ویگ پیوست. در سال 1846 در دولت لرد راسل بار دیگر وزیر امور خارجه شد و تا سال 1852 در این سمت بود. در این دوران از ریاست پالمرستون بر دیپلماسی بریتانیاست که ماجرای ژنرال هاینو و ماجرای دن پاسیفیکو (1850) رخ داد. عملکرد پالمرستون در تمامی این حوادث بیان‌گر پیوند عمیق او با زرسالاران یهودی است.

در دوران انقلاب 1848 و صعود لویی بناپارت در فرانسه، پالمرستون در رأس دیپلماسی بریتانیا جای داشت. او در سال‌های 1852-1855 در دولت ارل ابردین وزارت کشور را به دست گرفت و سرانجام در سال 1855 نخست وزیر بریتانیا شد. در این دوران وی جنگ کریمه را، که کمی پیش آغاز شده بود، به کمک نقدینگی عظیم روچیلدها با موفقیت به پایان برد. نقش پالمرستون در جنگ کریمه نیز به شکلی آشکار بیانگر “پیوندهای یهودی” اوست. به تعبیر ادگار فوختوانگر، پالمرستون در ماجرای جنگ کریمه به “قهرمان روز” جامعه بریتانیا بدل شد؛ قهرمانی که در مقابل تزار سینه سپر کرده است. (71) پالمرستون در اواخر سال 1858 استعفا داد ولی کمی بعد، با سقوط دولت محافظه‌کار ارل دربی (1859)، (72) بار دیگر نخست‌وزیر شد. این اولین دولت در تاریخ بریتانیاست که رسماً “لیبرال” (نه “ویگ”) خوانده می‌شد. این دوره از ریاست پالمرستون بر دولت بریتانیا تا زمان مرگ وی (18 اکتبر 1865) تداوم داشت.

پالمرستون یکی از برجسته‌ترین دولتمردان تاریخ معاصر غرب است که نقشی مهم در تبدیل بریتانیا به قدرت برتر اروپای سده نوزدهم ایفا نمود. وی با زبان‌های لاتین، یونانی، فرانسه و ایتالیایی آشنایی داشت و بسیار پرکار بود. پالمرستون بنیان‌گذار دیپلماسی استعماری بریتانیای نیمه دوم سده 19 است. او نظام سیاسی بریتانیا را الگویی برای تمامی ملت‌های اروپایی می‌دانست و سیاست‌های او به گونه‌ای بود که به “دیپلماسی تبشیری” (73) شهرت یافت. او اشاعه الگوی انگلیسی حکومت و تأسیس دولت‌های “هوادار انگلیس” را “اشاعه لیبرالیسم و تمدن” نام نهاده بود. (74) تاریخ کمبریج سیاست خارجی بریتانیا می‌نویسد بسیاری از پادشاهان و دولتمردان اروپا پالمرستون را به عنوان “دسیسه‌گری خطرناک، مداخله‌گری سمج و مروج کینه‌توز آشوب” می‌شناختند. (75)

پالمرستون تنها دو قدرت فرانسه و روسیه، و در درجه اول روسیه، را به عنوان تهدید خارجی بریتانیا مطرح می‌کرد. استراتژی پالمرستون ممانعت از اتحاد روسیه و فرانسه علیه انگلستان بود. با صعود لویی فیلیپ در فرانسه طبعاً خطری از این بابت استعمار بریتانیا را تهدید نمی‌کرد. لذا، در دوران پالمرستون، روسیه به عنوان تهدید اصلی علیه امپراتوری بریتانیا در دیپلماسی خاوری این کشور جایگاه محوری را یافت و “خطر روسیه” به بهانه‌ای برای گسترش سلطه امپراتوری بریتانیا در سرزمین‌های عثمانی و مشرق زمین بدل شد. نقش اصلی را در پیدایش این موج گروهی از دولتمردان و کارگزاران حکومت هند بریتانیا به دست داشتند که در پیرامون الیگارشی یهودی / مستعمراتی لندن و به طور مشخص خاندان‌های روچیلد و ولزلی گرد آمده بودند.

پالمرستون را به عنوان بنیان‌گذار “دکترین توازن قوا” می‌شناسند که طی دهه‌های پسین در پایه دیپلماسی بریتانیا جای داشت. طبق این “دکترین” حفظ اتریش و عثمانی ضعیف و مهار شده برای مهار توسعه‌طلبی روسیه به سوی جنوب و مرکز قاره اروپا ضرورت داشت. در چهارچوب این “دکترین” ایران مهار شده و قابل کنترل نیز عاملی مهم برای جلوگیری از توسعه‌طلبی روسیه به سوی مرزهای هندوستان شناخته می‌شد. علاقه فراوان پالمرستون به هند، سبب جنگ‌های انگلیس علیه افغانستان و ایران شد.

پیوندهای عمیق بارون جیمز روچیلد و زرسالاری یهودی با سلطنت لویی فیلیپ، در تبیین نقش قدرت‌های اروپایی در تحولات سال‌های 1830 -1848 خاورمیانه و نزدیک، به ویژه مصر و ایران، حائز اهمیت جدی است.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید