گمشده در غبار(حاج قاسم soleymani)
آروم و عادیآروم و عادی
گمشده در غبار(حاج قاسم soleymani)

تصویر محفلی از سازمان مخفی کاربوناری مورخین می‌نویسند

تصویر محفلی از سازمان مخفی کاربوناری مورخین می‌نویسند

تصویر محفلی از سازمان مخفی کاربوناری

مورخین می‌نویسند این عضو سازمان توطئه‌گر کاربوناری در آوریل سال 1848 در کسوت مأمور ویژه پلیس انگلستان به سرکوب کارگران شورشی لندن و، به تعبیر دکتر تامسون، “دفاع از حکومت ملکه ویکتوریا” اشتغال داشت. (17) در این زمان بیش از یک ماه از فرار لویی فیلیپ به انگلستان و اعلام جمهوری فرانسه (25 فوریه 1848) می‌گذشت. عضویت لویی بناپارت در پلیس ضد شورش انگلستان در ماه آوریل نه تنها بیانگر شخصیت حقیر او و پیوندش با دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی این کشور است، بلکه نشان می‌دهد که وی در این زمان کمترین احتمالی را برای صعود خود به مقام ریاست جمهوری فرانسه متصور نمی‌دید. در واقع، او کمی پس از سقوط لویی فیلیپ به پاریس رفت و چون هیچ امیدی به آینده خود در فرانسه ندید به انگلستان بازگشت و به صفوف پلیس ضد شورش لندن پیوست. در 23 آوریل انتخابات مجلس مؤسسان فرانسه برگزار شد. در این انتخابات از مجموع 900 کرسی 500 کرسی به جمهوری‌خواهان معتدل، 80 کرسی به جمهوری‌خواهان تندرو، 200 کرسی به هواداران سلطنت خاندان اورلئان و 100 کرسی به هواداران بوربن‌ها (لژیتیمیست‌ها) تعلق داشت. این نشان می‌دهد که تا ماه آوریل بناپارتیست‌ها نیروی سیاسی جدی به شمار نمی‌رفتند و مسئله اعاده حکومت خاندان بناپارت در میان مردم و محافل سیاسی فرانسه مطرح نبود. در ماه مه توده گرسنه مردم پاریس به رهبری افراطیونی چون لویی بلانکی و آرماند باربس (18) شورشی گسترده به پا کردند و وحشتی عظیم در میان سایر طبقات جامعه فرانسه پدید آوردند. دوتوکویل چهره شهر یک میلیونی پاریس را در آستانه این حادثه، مخفوف و ترسناک توصیف کرده است:

من جامعه‌ای را دیدم که به دو بخش تقسیم شده: خشم و ولعی مشترک کسانی را که چیزی نداشتند متحد ساخته بود و ترسی مشترک کسانی را که چیزی داشتند. در میان این دو طبقه بزرگ هیچ پیوندی و هیچ همدردی وجود نداشت. همه چیز از ستیزی گریزناپذیر و قریب‌الوقوع خبر می‌داد. (19)

در ماه ژوئن دولت موقت به ژنرال کاونیاک اختیارات تام داد. او با خشونت تمام طی شش روز جنگ خیابانی سنگر به سنگر شورش مردم پاریس را سرکوب کرد و نظم را اعاده نمود.

مطرح شدن لویی بناپارت در میان مردم فرانسه پس از این حوادث است. نخستین بار در ماه ژوئیه و به وسیله تی‌یر بود که لویی بناپارت به عنوان نامزد نمایندگی مجلس ملی از شهر پاریس عنوان شد. وی کمی بعد به فرانسه بازگشت، با حمایت تی‌یر به عضویت مجلس درآمد و بتدریج به چهره روز جامعه فرانسه بدل گردید. تی‌یر و تعدادی دیگر از رجال سیاسی عصر لویی فیلیپ در سیمای این جوان معمولی، که در ناصیه و کردارش هیچ برجستگی خاصی پدیدار نبود، مهره‌ای را می‌جستند که به کمک نام بزرگ او به انقلاب پایان دهند و نظام دوران لویی فیلیپ را اعاده کنند. مورخین می‌نویسند حتی تی‌یر به او توصیه کرد که برای جلب توجه مردم سبیل خود را بتراشد. آشیل فولد، بانکدار متنفذ پاریس و نماینده مجلس ملی، نیز حمایت مالی از لویی بناپارت را به دست گرفت. (20)

چنین بود که کانون‌های متنفذ سیاسی و مالی پاریس از طریق تبلیغات وسیع بناپارتیستی دستکاری در افکار عمومی را آغاز کردند. این موج، شاعران و نویسندگان و روزنامه‌نگاران فراوانی را به خود جلب کرد و چنان گستره‌ای یافت که حتی ویکتور هوگو قطعاتی شورانگیز در ستایش از عصر ناپلئون سرود و سهمی بزرگ در احیای “نوستالژی ناپلئونی” ایفا نمود. (21) بدین‌سان، شارل لویی بناپارت در انتخابات ریاست جمهوری (10 دسامبر 1848) به نتایجی شگفت دست یافت و با کسب 5/4 میلیون رأی در مسند قدرت جای گرفت. در این انتخابات کاونیاک، نامزد جمهوری‌خواهان راستگرا، 1/4 میلیون رأی، آلکساندر لدرو-رولن، (22) نامزد جمهوری‌خواهان چپگرا، 370 هزار رأی، فرانسوا راسپل (23) 36/9 هزار رأی و لامارتین 17 هزار رأی به دست آوردند. (24)

مورخین بستر اجتماعی-روانی پیروزی شگفت لویی بناپارت را گسترش سریع نوستالژی (25) ناپلئونی در میان بخش‌های وسیعی از مردم فرانسه می‌دانند. هریک از گروه‌های اجتماعی فرانسه شیفته وجهی از شخصیت ناپلئون و دوران حکومت او بودند. توده بیسواد دهقانان فرانسوی، که در این زمان اکثریت جمعیت کشور و خیل عظیم “کارگران فصلی “ساکن پاریس را تشکیل می‌داد، (26) خاطره شیرین دوران فرار اشراف بوربن را در ذهن داشت؛ و طبقه متوسط و بورژوازی فرانسه در سیمای لویی بناپارت نماد اقتداری را می‌دید که باید “نظم” را اعاده می‌کرد و افتخارات و شوکت “امپراتوری کبیر ناپلئونی” را احیا می‌نمود.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید