گمشده در غبار(حاج قاسم soleymani)
آروم و عادیآروم و عادی
گمشده در غبار(حاج قاسم soleymani)

موقعیت اسرائیل و یهودیه آیا تبعید سال ٧٠

موقعیت اسرائیل و یهودیه آیا تبعید سال ٧٠

موقعیت اسرائیل و یهودیه

آیا تبعید سال ٧٠ میلادی حقیقتاً روی داده است؟ مایه شگفتی است که درباره این «رویداد بنیادین» تاریخ یهودیان که مبنای «پراکندگی قوم یهود» (Diaspora) محسوب می‌شود، کمترین کار تحقیقی انجام نشده است. دلیل این امر بسیار پیش پا افتاده است: رومیان هرگز یکی از اقوام سمت خاور دریای مدیترانه را تبعید نکردند. به استثنای اسیرانی که به بردگی واداشته شدند، ساکنان یهودیه حتی پس از ویرانی معبد دوم نیز به زندگی در زمین‌های خود ادامه دادند. بخشی از آنان در سده چهارم میلادی به مسیحیت گرویدند، در حالی‌که اکثریت بزرگشان به هنگام پیروزی اعراب در سده هفتم میلادی به دین اسلام پیوستند. بیشتر اندیشمندان صهیونیست از این همه باخبر بودند: اسحاق بن زوی (Yitzhak Ben Zvi)، که بعدها رئیس‌جمهور اسرائیل شد و همچنین دیوید بن گوریون (David Ben Gourion) بنیان‌گذار کشور [جعلی]، تا سال ١٩٢٩، زمان شورش بزرگ فلسطینیان، خود همین مطالب را نوشته‌اند. هر دو چندین بار یادآور می‌شوند که دهقانان فلسطین نوادگان ساکنان سرزمین باستانی یهودیه‌اند. (١)

پس اگر پس از غلبه روم کسی از فلسطین تبعید نشده است، یهودیان پرشماری که از دوران باستان در کرانه‌های مدیترانه ساکن شده‌اند از کجا آمده‌اند؟ پشت پرده تاریخ‌نگاری ملی یک واقعیت تاریخی شگفت‌انگیز نهفته است. از هنگام شورش خاندان مکابی (Makabim) در سده دوم پیش از میلاد تا شورش بارکوخبا (Bar Kokhba) در سده دوم میلادی دین یهود رتبه اول را در میان دین‌هایی که به تبلیغ خود می‌پرداختند داشت. خاندان حکومتگر حشمونیان (Hasmonean)، ادومیان (Edomites) ساکن جنوب یهودیه و یطوریان (Ituréens) ساکن منطقه گالیله (Galilée) را به زور وادار به گرویدن به دین یهود نموده و آنان را به «مردم اسرائیل» ملحق کرده بودند. پادشاهی یهودی-هلنیستی حشمونیان کانونی شد برای گسترش دین یهود در سراسر خاورمیانه و در کناره‌های دریای مدیترانه. در سده نخست پس از میلاد، در سرزمین کنونی کردستان پادشاهی یهودی آدیابن (Adiabene) پدید آمد که آخرین پادشاهی‌ای هم نخواهد بود که پس از یهودیه «یهودی می‌شود»؛ چندین نمونه دیگر نیز از آن پس چنین خواهند کرد.

نوشته‌های فلاویوس ژوزف (Flavius Josèphe) تنها گواه شوری که یهودیان در تبلیغ دین خود می‌نهادند نیست. از هوراس (Horace) گرفته تا سنک (Sénèque)، از ژوونال (Juvénal) تا تاسیت (Tacite)، بسیاری نویسندگان لاتین بیم خود را از آن ابراز نموده‌اند. میشنا و تلمود (٢) هر دو این تلاش در جذب دیگران به دین یهود را مجاز می‌شمارند گرچه پیران سنت تلمودی، در مواجهه با فشار فزاینده مسیحیت در تأیید این رویه برخوردی تردیدآمیز و محتاطانه دارند.

پیروزی دین مسیح در آغاز سده چهارم به گسترش دین یهود پایان نمی‌دهد، اما فعالیت تبلیغی یهودیان را به حاشیه‌های حوزه فرهنگی مسیحیت می‌راند. بدین‌گونه است که در سده پنجم، در جایی که اکنون کشور یمن وجود دارد، یک پادشاهی توانمند یهودی به نام حمیر پدید می‌آید که بازماندگان آن، دین خود را پس از پیروزی اسلام و تا دوران کنونی نیز حفظ خواهند نمود. همچنین، وقایع‌نگاران عرب از وجود قبائل بربر گرویده به دین یهود در سده هفتم خبر می‌دهند: در برابر فشار هجوم اعراب که در پایان همین سده به شمال آفریقا رسیدند، چهره افسانه‌ای شهبانوی یهودی کاهنه (Dihya or Kahina) پدیدار می‌شود که می‌کوشد این هجوم را باز دارد. بربرهای گرویده به دین یهود در فتح شبه‌جزیره ایبریا شرکت خواهند داشت و در آنجا پایه‌های همزیستی ویژه یهودیان و مسلمانان را که خاص فرهنگ اسپانیایی-عربی است خواهند گذاشت.

مهم‌ترین گرویدن گروه گروه به دین یهود در منطقه‌ای میان دریای سیاه و دریای خزر روی می‌دهد: در پادشاهی قوم خزر در سده هشتم. گسترش دین یهود از قفقاز تا اوکراین کنونی چندین گروه مختلف یهودی پدید می‌آورد که در اثر هجوم مغول شمار بسیاری‌شان به سوی خاور اروپا رانده می‌شوند. در آنجا، این گروه‌ها به همراهی یهودیانی که از مناطق اسلاو جنوب و سرزمین‌های کنونی آلمان آمده‌اند فرهنگ بزرگ ییدیش (٣) را پی‌ریزی می‌کنند. حدوداً تا دهه ١٩٦٠، این روایت‌های اصل و نسب چندگانه یهودیان کم و بیش آمیخته با تردید در تاریخ‌نگاری صهیونیستی یافت می‌شوند: از این زمان به بعد، این روایت‌ها به‌تدریج به حاشیه رانده می‌شوند، تا جایی که به کلی از حافظه‌ی عمومی در اسرائیل رخت برمی‌بندند. فاتحان شهر داوود در سال ١٩٦٧ می‌بایستی بازماندگان مستقیم پادشاهی اسطوره‌ای او باشند، نه خدای نکرده وارثان جنگاوران بربر یا سواران قوم خزر! بدین‌ترتیب چنین به نظر می‌رسد که یهودیان خود «قومی»اند که پس از دو هزار سال تبعید و سرگردانی عاقبت به اورشلیم پایتخت خود باز گشته است.

مدعیان این روایت خطی و یکپارچه فقط آموزش تاریخ را به کار نگرفته‌اند: آنان دانش زیست‌شناسی را نیز به خدمت خود فرا خوانده‌اند. از دهه ١٩٧٠ به این سو، یک سری پژوهش‌های «علمی» می‌کوشند از هر راه ممکنی خویشاوندی ژنتیک یهودیان سراسر جهان را به اثبات برسانند. اکنون دیگر «پژوهش درباره اصل و ریشه جمعیت‌ها» یک حوزه مشروع و محبوب زیست‌شناسی مولکولی به شمار می‌رود، ضمن این‌که کروموزوم نرینه Y در این جست‌وجوی دیوانه‌وار یگانگی «قوم برگزیده»، جایگاهی افتخاری در کنار کلیو الهه یهودی تاریخ به خود اختصاص داده است.

این دریافت تاریخی مبنای سیاست هویتی دولت اسرائیل را تشکیل می‌دهد، و کار از همین‌جا می‌لنگد! در واقع، این دریافت تعریفی جوهرگرا از دین یهود به دست می‌دهد که در آن عنصر قومی مرکزیت دارد و سبب برقراری نوعی تفکیک انسان‌ها از یکدیگر می‌شود که در آن یهودیان را از غیریهودیان جدا می‌نمایند، چه این غیریهودیان عرب باشند، چه مهاجر روس، چه کارگر خارجی.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید