گمشده در غبار(حاج قاسم soleymani)
آروم و عادیآروم و عادی
گمشده در غبار(حاج قاسم soleymani)

هامان عمالیقى و مردخاى و استر یهودى احکام و اعتقادات

هامان عمالیقى و مردخاى و استر یهودى احکام و اعتقادات

هامان عمالیقى و مردخاى و استر یهودى
احکام و اعتقادات یهود ارسال دیدگاه 758 بازدید

ناقدان درباره‌ی سفر استر در تورات چنین مى‌گویند:
این سفر آخرین کتاب تاریخى عهد قدیم است و گفته مى‌شود که به سال130 ق.م. در هنگام شداید یهود در عصر مکابى، گردآورى شد. ناقدان تاریخ یهود در توضیح این مطلب مى‌نویسند که یهودیان عادت داشتند در زمان شداید و مصیبت‌هاى خود به حماسه‌سرایى و پر و بال دادن به آنها پناه برند، تا بدین‌وسیله اراده خود را تقویت کنند و شور و حماسه را در خود برانگیزند. روشن است که تمام اسفار تورات در یک زمان یا در یک یا دو و یا سه قرن جمع‌آورى نشد، بلکه این کار بیش از هزار سال به طول انجامید. در ابتدا مقدار کمى بود و به کتاب‌هاى پنجگانه‌ی منسوب به موسى محدود مى‌شد، ولى بعد اسفار جدید بتدریج بر آن افزوده شد. در اثناى اسارت و پس از بازگشت از اسارت بود که یهودی‌ها به جمع‌آورى تورات کمر بستند. عزرای کاتب (1) بیش از دیگران در این زمینه دست داشت، بلکه افتخار این کار تماماً از آن اوست. در واقع سفر استر قرن‌ها پس از مرگ عزرا و استر و مردخاى گردآورى شده است.
شایسته است خواننده‌ی گرامى این حقیقت را بداند که در سال 48-1947 که فلسطین نا آرام و در آستانه‌ی فرو رفتن به کام حوادثى بزرگ بود، اکتشاف مهمى در نزدیک بحرالمیت به وقوع پیوست. موضوع از این قرار بود که چوپانى عرب از طایفه‌ی «تعامره» که در نزدیکى بیت لحم اقامت دارد و افراد آن در تمام منطقه‌ی خشک کوهستانى میان بیت لحم و بحرالمیت رفت و آمد مى کنند، در یکى از غارها به مجموعه‌اى طومار استوانه‌اى شکل برخورد، او که از ماهیت این مجموعه بى‌اطلاع بود آنها را به دست تجار آثار باستانى در بیت لحم رساند و از طریق این تجار به دست باستان شناسان مسیحى رسید و معلوم شد که این طومارهاى مسى چیزى نیست جز اسفار عهد قدیم به استثناى سفر استر که در میان آنها نبود و این خود، همچنان که در آغاز این مبحث گفتیم، نشان مى‌دهد که سفر استر در قرن دوم ق.م. نوشته شده است، یعنى زمانى که مدت‌ها پیش از آن کار جمع‌آورى اسفار قدیمى تورات به پایان رسیده بود. دانشمندان بزرگ مسیحى، از جمله دکتر اولبریت امریکایى، اظهار داشته‌اند که در میان حوادث مربوط به کشف ماده‌ی اسفار قدیمى، دستیابى به این طومارها بزرگترین رویداد محسوب مى‌شود. یک اتفاق عجیب و حیرت‌انگیز دیگر این‌که در زمان هارون الرشید یک نفر عرب در غور، نزدیک اریحا، به مقدارى از این طومارها دست یافت که آنها نیز شامل اسفار عهد قدیم مى‌شد. ظاهراً مسیحیت از این طومارها استفاده‌اى نکرد چون به دست دانشمندان یهود افتاد. (2)
از جمله نکاتى که ناقدان ملاحظه کرده‌اند این است که سفر استر از یاد و نام خداوند بزرگ کاملاً خالى است. این سفر در تورات امریکایى یا پروتستانى شامل ده اصحاح است که چهارده صفحه را در بر مى‌گیرد. در تورات یسوعى نیز همین‌طور است اما شش اصحاح دیگر از نوع آپوکریف غیر قانونى به آن افزوده شده است. در سفر مذکور به ایرانى بودن هامان اصلاً اشاره‌اى نشده است اما درباره‌ی این‌که این فرد سردارى عمالیقى بوده است دلایلى از تورات آورده شده.
چکیده‌ی داستان شگفت انگیز یا فاجعه از نظر هامان، و یا برنامه‌ی هامانى براى محو یهود که به دست مردخاى و استر تماماً علیه خود او تمام شد – زیرا خشایارشا هامان و فرزندان او را به دار آویخت – از این قرار است:
حوادث در عهد خشایارشا فرزند داریوش (در میان عرب‌ها: دارا)، اتّفاق افتاد. این دو از پادشاهان هخامنشى بودند. داریوش حدود 36سال (521-485 ق.م) حکومت کرد و فرزندش خشایارشا حدود 20سال (485-466ق.م). پایتخت او شوش، در منطقه‌ی اهواز یا خوزستان بود. دولت هخامنشیان حدود 219سال به درازا کشید و آخرین پادشاه آن داریوش سوم بود که به سال 331ق.م در نبرد اربل (3) از اسکندر مقدونى شکست خورد. در تواریخ یونانى از خشایارشا به نام دیگرى یاد شده که عربى آن «سرخس» است. در قرن‌هاى پنجم و چهارم قبل از میلاد جنگ‌هاى بزرگى میان ایران و یونان درگرفت که شرح آنها در تاریخ آمده است. خشایارشا از جمله پادشاهان ایران بود که طعم تلخ و شیرین و شکست و پیروزى این جنگ‌ها را چشیدند.
از سال 538 تا فتح اسکندر، دمشق مدتى بیش از دو قرن زیر نفوذ شاهان ایران بود. فینیقیه، عراق و مصر نیز همین وضعیت را داشتند، منتها زمان استیلاى ایران بر مصر کوتاه‌تر (525-404) بود و پس از آن سه خاندان اخیر فرعونى، از خاندان بیست و هشت تا سى، در مصر روى کار آمدند. در این مدت، مصر از زیر نفوذ و سلطه‌ی ایران به در آمده بود و تا فتح اسکندر همچنان در استقلال به سر مى‌برد. دولت‌هاى حاکم بر جزیرةالعرب نیز عبارت بودند از: دولت سبأ که 735سال (850-115ق.م) روى کار بود، دولت حمیر که 410سال (525- 115) دوام آورد، و دولت معینیان که پیش از دولت قحطانیان (سبأ و حمیر) بود و ریشه‌ی عراقى داشت. اشاره به این مطلب از آن روست که در ارائه‌ی تصویر کامل موضوع مورد نظر ما مفید است. علاوه بر این سه دولت بزرگ، دولت‌هاى عربى کوچکی نیز در یمن وجود داشتند؛ مانند دولت «اذواء»، «جبأیه»، «قتابیه» و دیگران. این دولت‌ها در جنوب بودند. در شمال نیز دولت‌هایی وجود داشتند. تورات از این دولت‌ها با عبارتى یاد می‌کند که «اسماعیلیان» یا «بنی مشرق» و یا «قیدار» را در بر مى‌گیرد.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید