گمشده در غبار(حاج قاسم soleymani)
آروم و عادیآروم و عادی
گمشده در غبار(حاج قاسم soleymani)

پی‌نوشت‌ها: 1-یا همان عزیر نبی. 2- توضیح نکات زیر

پی‌نوشت‌ها: 1-یا همان عزیر نبی. 2- توضیح نکات زیر

پی‌نوشت‌ها:
1-یا همان عزیر نبی.
2- توضیح نکات زیر جالب و سودمند است:
اول: کشف این پوست نوشته ها در طى دو رویداد، اولى در زمان هارون الرشید و دیگرى در سال1947 بزرگترین خدمت به مسیحیت است. این هر دو کشف به دست دو نفر عرب صورت گرفت.
دوم: منطقه ی غور، در نزدیک بحرا لمیت، به سبب پایین بودن از سطح دریا منطقه اى گرم به شمار مى آید. از آن جا که این پوستنوشته ها در غارهاى سنگى سر به مهر بوده دستخوش تباهى و پوسیدگى نشده است و تا نخستین کشف در حدود یازده قرن پیش و دومین کشف در 1947 همچنان سالم باقى مانده بودند.
سوم: موقعیت گرم جغرافیایى تنها علت انتخاب این مکان براى گنجیه ساختن این پوستنوشته ها در غارهاى سنگى منطقه ی قمران، واقع در بخش غربى بحرالمیت نیست، بلکه علت دیگرى نیز در کار است و آن سکونت فرقه اى از یهود در این منطقه مى باشد. این فرقه آیین هاى دینى خاصى داشته که آنها را از دو فرقه ی بزرگ فریسیان و صدوقیان متمایز مى سازد. حضرت مسیح در دعوت خود در فرقه ی یاد شده را مورد حمله قرار داده است. به گفته ی عده اى، یوحنا معمدان به این فرقه، که نزدیک بحرالمیت در منطقه ی قمران سکونت داشته اند، وابسته بوده است. نام فرقه ی مورد بحث «اسینیان» یا «مغتسله» است اینها نظام خاصى داشتند که به نظام رهبانان سده هاى بعدى مسیحیت شباهت داشت و براساس مبانى سوسیالیستى و گروهى استوار بود.
چهارم: تاریخ نگارش این پوست نوشته ها به قرن اول یا دوم قبل از میلاد بازمى گردد. در شرح و توضیح این پوست نوشته ها کتاب هایى نوشته شده که این جا جاى ذکر آنها نیست. با این حال دانشمندان امریکا و اروپا همچنان در تشریح این اسفار اهتمام مى ورزند (رک: مخطوطات البحر المیت و جماعه ی قمران، کشیش جیمز ولبى و ابراهیم مطر1957).
3-Arbel شهرى در آشور (نزدیک موصل کنونى)- م.
4- Hadassah
5- Bigthan
6-Teresh
7- در ترجمه ی یسوعى تورات (فصل نهم) ابن نامها به همین شکل آمده است جز این که حرف (ث) در پنج تا از این نام ها به صورت «ت» آمده و نام اخیر را ترجمهْ یسوعى «ایزاتا» آورده است و «هامان بن همداثا اجاجى» را نیز «هامان بن همدانا اجاجى» – با حرف نا – نوشته است.
8- بعد از ظهور مسیحیت، مصیبت یهود روزبه روز در امپراتورى روم شرقى و غربى شدت گرفت. کنسانتین کبیر در منشور سزارى از یهود با لقب ملت منفور یاد مى کرد. از دوره ی خشایارشا تا عصر کنستانتین کبیر بیش از هشت قرن فاصله بود و در این فاصله نفرت از یهود همواره فزونى مى گرفت تا آن که در قرن هفتم اسلام ظهور کرد و یهودی ها از نعمات تمدّن آن، بویژه در اندلس، برخوردار شدند – رک: تاریخ اسرائیلیان، ابکاریوس، ص80، ط1904.
9-Purim
10- طبری، ج1، ص384.

منبع: عجاج نویهض، پروتکل‌های دانشوران صهیون، برنامه عمل صهیونیسم جهانی، ترجمه حمیدرضا شیخی، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی، چاپ پنجم (1387).

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید