گمشده در غبار(حاج قاسم soleymani)
آروم و عادیآروم و عادی
گمشده در غبار(حاج قاسم soleymani)

۴ــ گویی یهوه با این اقوام، پدرکشتگی داشت! و دشمن دیرینه

۴ــ گویی یهوه با این اقوام، پدرکشتگی داشت! و دشمن دیرینه

۴ــ گویی یهوه با این اقوام، پدرکشتگی داشت! و دشمن دیرینه آنان بود! که درصدد نابودی همه برآمد. یهوه‌ای که به نوشته تورات «خدای تمام جهان و تمامی بشر بوده» [۲۸] و «آفریننده فلک الافلاک و تمامی جنود آنها، زمین و هرچه بر آن است و دریاها و هرچه در آنها است» [۲۹] می‌باشد، اگر می‌خواست این اقوامی را که همه، آفریده‌های خود او بودند، بالکل نابود سازد و نام آنان را محو نماید، چرا اصلاً آنها را آفرید؟! اگر نابودی اقوام مذکور برای شرارت و بت‌پرستی بود، ایرادات گذشته باز مطرح می‌شود!
آیا یهوه‌ای که «آسمان ها و زمین را آفریده»[۳۰] و «آسمان، خزینه او است» [۳۱] و «دولت و جلال نیز از او می‌آید»، [۳۲] آن قدر دستش بسته و سرزمینش کم وسعت بود که نمی‌توانست بنی‌اسرائیل و اقوامِ مقابلشان را در یک سرزمین و یا سرزمین های متفاوت، اسکان داده، در میان آنها الفت برقرار سازد و نعمتش را بر همگی افزون ساخته، توسط قوم بنی‌اسرائیل، این اقوام را هدایت نماید؟!
در مقایسه میان اسلام و یهودیت، می‌بینیم که در قرآن، الله تبارک و تعالی، رب و آفریننده تمام خلایق و جمهور انسان ها است و از رگ‌ گردن به انسان نزدیک تر و از مادر مهربان تر است اما متاسفانه یهوه جبار است و خون ریز، قهار است و نامهربان و البته بسیار کینه توز!
در تورات، یهوه به اوصافی مانند «غفار، کریم، رحیم، دیرغضب و کثیرالاحسان» متصف می‌گردد، اما در مطالعه دقیق تورات، درمی‌یابیم که یهوه، غالباً چنین صفاتی ندارد و در مواقعی هم که یافت می‌شود، این صفات بسیار کم سو هستند!
الله اسلام، قادرِ مطلق است و به هر کار توانا. اگر اراده آفرینش چیزی را داشته باشد، به محض اراده، آفریده می‌شود (کن فیکون). آسمان و زمین و هرچه در آنها است، ملک او است. او روزی دهنده همه خلایق است؛ از پست ترین تا افضل ترین و از کوچک ترین تا بزرگ ترین. او بی‌نیاز مطلق است و همه به او نیازمند هستند. او در دنیا بر مومن و کافر، اما در آخرت فقط بر مومن، بخشنده و مهربان و رزاق است. او با هیچ کس خصومت شخصی ندارد. خدای همه است بی‌تبعیض، ملاک فضیلت در نظرش، فقط تقوا و نزدیکی به او است و اگر اقوامی، مغضوب او می‌گردند، به‌خاطر اعمال بد خودشان است؛ وگرنه خداوند به هیچ‌کس ظلم نمی‌نماید.
اکنون به یک مورد دیگر از قساوت و بی‌رحمی بنی‌اسرائیل (یهود) می‌نگریم: «در حمله بنی‌اسرائیل به شهر اریحا به فرماندهی یوشع ابن نون (جانشین حضرت موسی)، قوم صدا زدند و کرناها نواختند و چون قوم، آواز کرنا را شنیدند و قوم به آواز بلند صدا زدند، حصار شهر بر زمین افتاد و قوم به شهر اریحا برآمده و شهر را گرفتند و هرآنچه در شهر بود، از مرد و زن و جوان و پیر، حتی گاو و گوسفند و الاغ را به دم شمشیر هلاک کردند. شهر را با آنچه در آن بود، به آتش سوزانیدند.» [۳۳] یهودیانی که کشته‌شدن سیصد نفر از هم دینان عهدشکن و فتنه انگیز خود در صدر اسلام را [۳۴] بهانه‌ای برای کوبیدن اسلام قرار داده و هنوز هم همان واقعه را بهانه قرار می‌دهند و از یادآوری جریان مذکور، اشک (!) می‌ریزند، چه توضیحی در مورد این همه کشتار، قتل‌عام و نسل‌کشی که در کتاب آسمانی خودشان به‌صراحت بیان شده است، دارند؟! آیا وقت آن نرسیده که با کنارگذاشتن حب و بغض ها و عداوت های کور و نیز کژاندیشی ها، راه هدایت را انتخاب نمایند؟ البته در میان یهودیان، بر طبق اشاره هوشمندانه قرآن مجید، «افرادی دانشمند، عالم و پرهیزکار» وجود دارند [۳۵] که راه حق را خواهند پویید و اعتقادات باطل را به دور خواهند ریخت. از میان این یهودیان «عالم و پرهیزکار»، کلیمیان ایران جایگاه ویژه‌ای دارند و قطعاً مورد احترام هستند.
تعداد کلیمیان ایران بسیار محدود است و مانند دیگر اقلیت های مذهبی، از تمام حقوق اجتماعی و شهروندی برخوردارند و در انجام مراسم و شعایر قومی و مذهبی خود آزادند و در مجلس شورای اسلامی، نماینده دارند. آنان از دیرباز به مشاغل بازرگانی و تجارت اشتغال دارند و با توجه به گذشته پررنج و انزوا و احساس آسیب پذیری که این قوم همیشه در طول تاریخ ــ نه در ایران ــ در عرصه جهان احساس کرده‌اند، همیشه تلاش می‌نمایند در زمینه تجارت و خرید و فروش فعالیت داشته باشند. آنها علاقه دارند سرمایه‌هایشان، قابل انتقال و به‌صورت نقد باشد. یهودیان از دیرباز در ایران به مشاغل آزاد و خرید و فروش اشتغال داشته‌اند. از سال ها پیش، یهودیان ایران چون یهودیان سایر کشورها به امریکا، استرالیا و به ویژه به اسرائیل مهاجرت کرده‌اند. اصولاً دین یهود، نوعی درون گرایی و جامعه بسته گذشته نگر را برای پیروان خود فراهم می‌سازد که این امر، یکی از عمده‌ترین عوامل آسیب‌پذیری این قوم است. آنان به دلیل جامعه بسته خود، مجبور به ازدواج درونی و خودی هستند و از این لحاظ، کم‌کم بر اثر محدودیت و انزوا، طراوت و جوانی جمعیت را از دست می‌دهند.[۳۶] طبق آمار رسمی کشور تعداد یهودیان ایران در سال ۱۳۶۵، ۲۶۳۵۴ نفر، یعنی پنج‌‌دهم درصد کل جمعیت کشور را تشکیل می‌داد اما در سال ۱۳۷۵، این تعداد به ۱۲۷۳۷ نفر، یعنی به دودهم درصد جمعیت کل کشور، بالغ می‌شود.[۳۷]

نویسنده : اصغر حیدری

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید