گمشده در غبار(حاج قاسم soleymani)
آروم و عادیآروم و عادی
گمشده در غبار(حاج قاسم soleymani)

قتل‌عام اقوام مختلف به دست یهودیان یهوه ،

قتل‌عام اقوام مختلف به دست یهودیان یهوه ،

قتل‌عام اقوام مختلف به دست یهودیان

یهوه ، خدای بنی اسرائیل ، در فرازهای مختلف تورات، سرزمین اقوامی را به بنی‌اسرائیل، قوم برگزیده و مقدس خود، [۴] می‌دهد. این اقوام عبارتند از: حتّیان ، جرجاشیان ، اموریان ، کنعانیان ، فرزّیان ، حویان و یبوسیان. [۵] یهوه، بنی‌اسرائیل را به جهاد برای گرفتن این سرزمین ها تحریک و تحریض می‌نماید. قوم بنی‌اسرائیل نیز با دستور یهوه مبنی بر قتل‌عام ساکنان سرزمین های موعود، با اقوام مختلف این قلمروها به جنگ و جدال می‌پردازند.
طی یکی از این جنگ‌های مقدس (مقدس از این لحاظ که همگی با اجازه و دستور یهوه صورت می‌گرفت) که با مدیانیان درگرفت، بنی‌اسرائیل با انبوه نفرات (آنان سوای اطفال و زنان، ششصدهزار مرد بودند!) [۶] بر آنان تاخته، به دستور موسی (ع)، ذکورانشان را کشتند، زنان و اطفالشان را اسیر ساختند، بهایم و مواشی و املاکشان را غارت نمودند و مساکن و شهرها را به آتش کشیدند.
زمانی‌که اسیران و غنایم را نزد موسی آوردند، او به خشم آمده از ترس آن‌که مبادا مردان بنی‌اسرائیل با زنان اسیر، به فسق و فجور پرداخته، خشم یهوه را برانگیزانند، دستور قتل‌عام باقی‌مانده ذکوران (اعم از کوچک و بزرگ) و نیز زنان و دختران (غیر از دختران باکره!) را صادر نمود.[۷] مسلماً فراز مذکور از تورات، از جمله مواردی است که چهره ی انبیای عظام را در آن کتاب مخدوش می‌سازد وگرنه چگونه می‌توان قضاوت پیامبری الهی را که به خاطر جلوگیری از اشاعه فساد، دستور قتل عام زنان و دختران غیر باکره را صادر می‌کند اما درهمان‌حال دختران باکره را زنده نگاه می‌دارد، عادلانه دانست؟! مگر فساد، توسط دختران باکره نمی‌توانست ایجاد و اشاعه یابد؟! در سفر تثنیه می‌خوانیم: «یهوه ، خدایت، تو را به زمینی که برای تصرفش به آنجا می‌روی، درآورد و امت های بسیار را که حتّیان، جرجاشیان، اموریان، کنعانیان، فرزّیان، حویان و یبوسیان، هفت امت بزرگتر و عظیم‌تر از تو باشند، از پیش تو اخراج نماید، و چون یهوه، خدایت، ایشان را به دست تو تسلیم نماید و تو ایشان را مغلوب سازی، آنگاه ایشان را بالکل هلاک کنی و با ایشان عهد مبند و بر ایشان ترحم منما و با ایشان مصاهرت منما. دختر خود را به پسران ایشان مده و دختر ایشان را برای پسر خود مگیر، زیراکه اولاد تو را از متابعت من برخواهند گردانید تا خدایان غیر را عبادت نمایند و غضب خداوند بر شما افروخته شده، شما را به‌زودی هلاک خواهد ساخت… اگر یهوه، خدای خود، را فراموش کنی و پیروی خدایان دیگر نموده آنها را عبادت و سجده نمایی، البته هلاک خواهید شد مثل قوم هایی که خداوند پیش روی تو، هلاک می‌سازد … خداوند دل خود را با شما نبست و شما را برنگزید، از این سبب که از سایر قوم ها کثیرتر بودید؛ زیرا که شما از همه قوم ها، قلیل‌تر بودید. لکن از این جهت که خداوند شما را دوست می‌داشت و می‌خواست قسم خود را که برای پدران شما خورده (مبنی بر دادن این سرزمین ها به اولاد ایشان) به جا آورد. بدان که یهوه، خدایت، اوست که پیش روی تو مثل آتش سوزنده عبور می‌کند و او ایشان را هلاک خواهد کرد و پیش ‌روی تو ذلیل خواهد ساخت، پس ایشان را اخراج نموده به‌زودی هلاک خواهی کرد، چنان که خدایت به تو گفته است. پس چون یهوه، خدایت، ایشان را از حضور تو اخراج نماید، در دل خود فکر مکن و مگو به سبب عدالت من، خداوند مرا به این زمین درآورد تا آن را به تصرف آورم، بلکه به سبب شرارت این امت ها، خداوند، ایشان را از حضور تو اخراج می‌نماید… امتهایی که به جهت گرفتن آنها به آنجا می‌روی و یهوه آنها را از حضور تو منقطع می‌سازد، هرچه را که نزد خدا مکروه است و از آن نفرت دارد، ایشان برای خدایان خود می‌کردند، حتی این‌که پسران و دختران خود را نیز برای خدایانِ خود، به آتش می‌سوزانیدند… ساکنان شهری را که خدایان غیر را اطاعت می‌کنند، به دم شمشیر بکش و آن را با هرچه در آن است و بهایمش را به دم شمشیر هلاک نما و همه غنیمت آن را در میان کوچه‌اش جمع کن و شهر را با تمامی غنیمتش برای یهوه، خدایت، به آتش بالکل بسوزان… چون به زمینی که یهوه، خدایت، به تو می‌دهد، داخل شوی، یاد مگیر که موافق رجاسات آن امت ها عمل نمایی و در میان تو، کسی یافت نشود که پسر یا دختر خود را از آتش بگذراند و نه فال گیر و نه غیب گو و نه افسون گر و نه جادوگر و نه ساحر و نه سوال‌کننده از اجنّه و نه رمِال و نه کسی که از مردگان مشورت می‌کند. به سبب این رجاسات یهوه آنها را از حضور تو اخراج می‌کند.» [۸]

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید