گمشده در غبار(حاج قاسم soleymani)
آروم و عادیآروم و عادی
گمشده در غبار(حاج قاسم soleymani)

از مقدمه‌ای که نوه‌ی یشوع بن سیراخ (مترجم کتاب به زبان

از مقدمه‌ای که نوه‌ی یشوع بن سیراخ (مترجم کتاب به زبان

از مقدمه‌ای که نوه‌ی یشوع بن سیراخ (مترجم کتاب به زبان یونانی) نوشته است برمی‌آید که این کتاب در اصل به زبان عبری نوشته شده و او در واقع کتاب جدّش را به یونانی ترجمه کرده است (و البته اکنون تنها همین ترجمه یونانی در دست است). در این مقدمه، که مربوط به سال 132 ق.م. است، اشاراتی صریح‌تر به کتاب سه بخشی شده است:

ما تعالیم فراوان و گرانبهایی را از تورات، کتب انبیا و کتاب‌های بعدی آموخته‌ایم… جد من یشوع مدت‌ها احکام تورات، کتب انبیا و کتاب‌های پیشینیان را قرائت کرد… تفاوت بین زبان اصلی و ترجمه نه تنها در این کتاب بلکه در منابعی چون تورات، کتب انبیا و سایر کتاب‌ها نیز به چشم می‌خورد. (23)

از بخش پایانی سخن فوق بر می‌آید که در آن زمان، یعنی نیمه‌ی دوم قرن دوم پیش از میلاد، علاوه بر وجود این سه بخش در کتاب مقدس عبری، ترجمه‌ی هر سه بخش، چه به صورت کامل و چه ناقص، در زبان یونانی موجود بوده است. گفته می‌شود که فیلون اسکندرانی (حدود 15 ق.م – 50 م.) نسبت به این کتاب سه بخشی آگاه بوده، چرا که در عبارتی به «شریعت، کتب انبیا، مزامیر و دیگر نوشته‌ها» اشاره کرده است (cont. 25) و همچنین یوسیفوس (37-100 م.) «پنج کتاب موسی، کتب انبیاء و ما بقی کتاب‌ها» (Apion, 1: 39-41) را می‌شناخته است. همچنین نویسنده انجیل لوقا در عهد جدید به گونه‌ای به این سه بخش اشاره کرده: «در تورات موسی و صحف انبیا و زبور [مزامیر] درباره‌ی من مکتوب است» (لوقا، 24: 44). (24)

با این حال نویسنده‌ای یهودی می‌گوید که در آن زمان (یعنی دو قرن قبل و بعد از میلاد) سه بخش به‌صورت مشخص برای کسی شناخته شده نبوده و بنابراین کسی با ذکر نام به آنها اشاره نکرده است. کتاب چهارم مکابیان [از کتاب‌های اپوکریفایی]، که تاریخ نگارش آن نیمه‌ی اول قرن اول است (25)، تنها به دو بخش شریعت و انبیا اشاره می‌کند (18: 10)؛ این در حالی است که از کتاب‌های دانیال، مزامیر و امثال آن در این کتاب نام برده شده است (18: 13-16). گویا این موضوع که تنها به تورات و کتب انبیا اشاره شود روش معمولی بوده، چنان که در عهد جدید در موارد متعددی تنها به تورات و صحف انبیا اشاره شده است و سخنی از بخش سوم نیست (متی، 15: 17؛ 7: 12؛ 11: 13؛ 22: 40؛ لوقا، 16: 16؛ یوحنا، 1: 45؛ رومیان، 3: 21). همین موضوع در منابع حاخامی و طومارهای به دست آمده از یهودیانی که در بیابان عزلت گزیده بودند، دیده می‌شود. اینها نشان می‌دهد که بخش کتوبیم بسیار دیرتر از دو بخش دیگر قانونی شده و سه بخش این مجموعه طی سه مرحله‌ی مجزا و به مرور زمان قانونی شده است. (26)

از نامه اریستیاس، که تنها منبع چگونگی پیدایش ترجمه سبعینیه است، برمی‌آید که قبل از پیدایش نسخه سبعینیه کار ترجمه‌ی متن عبری آغاز شده و آن عملی متعارف بوده است. در نامه اریستیاس آمده است که بطلمیوس پادشاه از دیمتریوس می‌خواهد که کتابخانه اسکندریه را تکمیل کند. دیمتریوس پس از تحقیق به پادشاه می‌نویسد که در کتابخانه شما کتاب شریعت یهود و چند کتاب دیگر موجود نیست و این کتاب‌ها به زبان عبری هستند و ترجمه‌ی یونانی آنها دقیق نیستند و همین امر موجب شده است که به آنها مراجعه نشود و لازم است افراد شریف و آگاه به شریعت، این متون را به دقت ترجمه کنند (رساله‌ی اریستیاس، 2: 1-10). (27)

پس قبل از ترجمه سبعینیه ترجمه‌های دیگری وجود داشته، اما چون دقیق نبوده ترجمه‌ی مجدد ضروری شده است. به هر حال پادشاه نظر دیمتریوس را می‌پسندد و این عمل صورت می‌گیرد. رساله اریستیاس بر دقت این ترجمه بسیار تأکید می‌کند. همچنین از این رساله برمی‌آید که یهودیان یونانی زبان از این ترجمه استقبال زیادی کرده‌اند. (28) فیلون اسکندرانی هم می‌گوید که یهودیان یونانی زبان این حادثه را بسیار مهم تلقی کرده‌اند، (29) و درباره‌ی هفتاد و دو نفری که کتاب را به یونانی ترجمه کردند، می‌نویسد:

آنان… در کنج عزلت نشستند و مانند کسی که مجذوب شده باشد، با الهام قلم می‌زدند و هیچ کاتبی چیزی مخالف دیگران ننوشت، بلکه کلمه به کلمه یکسان نوشتند، مانند اینکه عاملی نامرئی به هریک از ایشان املا کرده باشد، و همه می‌دانیم که همه‌ی زبان‌ها و به ویژه زبان یونانی اصطلاحات فراوانی دارد و می‌توان با تغییر یک لفظ یا تمام جمله و تطبیق بیان با موقعیت، یک مطلب را به شیوه‌های گوناگون بیان کرد. ولی گفته می‌شود در مورد تورات ما چنین چیزی پیش نیامد و الفاظ یونانی مورد استفاده ایشان با کلدانی [یعنی عبری] آن عیناً مطابق بودند و برای رساندن مفاهیم مورد نظر دقیقاً مناسبت داشتند (فیلو، زندگی موسی، 4502-65). (30)

اما کتاب تلمود زمانی را که کتاب مقدس به یونانی ترجمه شد، دوران سیاه بنی‌اسرائیل می‌نامد. در این کتاب آمده است این هفتاد نفر در اتاق‌های مختلفی نشستند و به همه الهام شد که تغییراتی به وجود آورند تا متن اصلی در نظر شاه ناخوشایند آید. بنابراین در واقع گویا بین این دو دسته از یهودیان نزاعی در این رابطه در جریان بوده است؛ (31) تا این‌که ظاهراً در پایان قرن اول، یهودیان در مجمعی که در شهر یاونه تشکیل دادند، نسخه عبری را پذیرفتند و نوشته‌هایی را که در این نسخه موجود نبود غیرقانونی اعلام کردند. ظاهراً در این زمان یا اندکی پس از آن پرونده بخش کتوبیم عهد قدیم بسته شده و کتاب‌های قانونی آن اعلام شده است. از آن زمان تاکنون کتاب مقدس یهودی به همین حجم و ترتیب کنونی، که قبلاً به آن اشاره شد، بوده است. از این زمان به بعد یهودیان نسخه سبعینیه را رها کرده‌اند. (32)

گفته می‌شود از سه بخش کتاب مقدس عبری، بخش نخست، یعنی تورات، حدود سال 400 ق.م.، بخش دوم، یعنی نبییم، حدود 200 ق.م. و بخش آخر، یعنی کتوبیم، نزدیک به سال 100 م. فرایند قانونی شدن را تمام کرده‌اند. (33)

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید