گمشده در غبار(حاج قاسم soleymani)
آروم و عادیآروم و عادی
گمشده در غبار(حاج قاسم soleymani)

یهودیان هر سه بخش کتاب مقدس خود را الهامی، اما درجات

یهودیان هر سه بخش کتاب مقدس خود را الهامی، اما درجات

یهودیان هر سه بخش کتاب مقدس خود را الهامی، اما درجات آنها را متفاوت می‌دانند؛ از نظر آنان تورات کلام خود خداست و بالاترین درجه‌ی الهامی بودن را دارد؛ کتب انبیا درجه‌ی نبوت را دارد، یعنی کلام خدا به واسطه شخص نبی آمده است و در نتیجه درجه دوم را دارد؛ مکتوبات پایین‌ترین درجه‌ی الهام را دارد و با روح القدس الهام شده است. اما در عمل فرقی بین این سه بخش نیست چون هر سه حجیّت دارند. (34)

اما نسخه سبعینیه پس از این‌که یهودیان آن را کنار گذاشتند، فراموش نشد؛ چرا که مسیحیان اولیه‌ به سراغ این نسخه رفتند و حتی گفته‌اند تقریباً همه‌ی نقل‌های عهد جدید از عهد قدیم از همین نسخه‌ی سبعینیه است. (35) در سده‌های نخست میلادی، مسیحیان، که با زبان یونانی بیشتر آشنا بودند، سراغ سنت یونانی رفتند و نسخه‌ی یونانی را به عنوان عهد قدیم پذیرفتند. بنابراین کتاب‌های اضافی نسخه‌ی سبعینیه به عنوان بخشی از کتاب مقدس پذیرفته شد. با این حال در همین سده‌های نخست مسیحی این‌که کتاب‌های اضافی نسخه‌ی یونانی جزو کتاب مقدس قرار گیرد، مخالفانی داشت و کسانی مانند میلتوس ساردسی (متوفای حدود 190 م.) و جروم (345-420 م.) طرفدار کنار گذاشتن کتاب‌های اضافی از کتاب مقدس و پذیرفتن کتاب مقدس عبری بودند. (36)

جروم برای تمییز بین این کتاب‌ها تلاش زیادی کرد و تنها کتاب‌های موجود در نسخه‌ی عبری را قبول داشت. او در یکی از کتاب‌هایش بعد از ذکر نوشته‌های نسخه‌ی عبری می‌گوید هر کتاب دیگری، اپوکریفا به حساب می‌آید. (37)

اما از سوی دیگر کسانی به شدت از ترجمه‌ی سبعینیه دفاع می‌کردند و کتاب‌های اضافی را قانونی و مانند کتاب‌های عبری می‌دانستند. از معروف‌ترین این شخصیت‌ها اگوستین قدیس (354-430 م.) است که در شوراهای کلیسایی که در اواخر قرن چهارم در افریقا برگزار شد، حاضر بود و از قانونی شدن این کتاب‌ها دفاع کرد. این شوراها برخی از کتاب‌ها را به صورت قطعی قانونی به حساب آوردند. (38) او در کتاب معروف خود، شهر خدا، بر ارزش ترجمه‌ی سبعینیه تأکید می‌کند و حتی کار مترجمان را الهامی و متمایز از دیگر ترجمه‌های در دسترس یونانی می‌داند:

در حالی که مترجمانی وجود داشتند که این الهامات را از زبان عبری به یونانی ترجمه کردند، مانند اکیلا سیماخوس و تئودوتیون، همچنین ترجمه‌ای که به سبب نامعلوم بودن صاحب آن، نسخه‌ی پنجم نامیده می‌شود، کلیسا این ترجمه‌ی سبعینیه را درست مانند این‌که تنها نسخه باشد دریافت کرده است و مسیحیان یونانی از آن بهره بردند و بیشتر ایشان از وجود نسخه‌ای دیگر آگاه نیستند… با این‌که یهودیان… معتقدند که مترجمان سبعینیه در موارد زیادی اشتباه کرده‌اند، قضاوت کلیساهای مسیح این است که نباید [حجیت] کسی را بر حجیت این تعداد انسان‌هایی که برگزیدگان کاهن اعظم، الیعازر، بوده‌اند، ترجیح داد. زیرا حتی اگر یک روح قطعاً الهی در آنان عمل نکرده بود و آن هفتاد انسان دانشمند به شیوه‌ی انسان‌ها کلمات ترجمه‌ی خویش را با یکدیگر مقایسه می‌کردند تا آنچه مورد قبول همه است، باقی بماند، هیچ مترجم واحدی را نباید بر آن ترجیح داد؛ ولی از آنجا که چنین نشانه‌ی بزرگی از خدا در ایشان ظاهر شد، مسلماً اگر مترجم دیگری برای کتاب مقدس از عبری به هر زبان دیگر صداقت داشته باشد، در این صورت کار او باید با کار این هفتاد مترجم موافق باشد… زیرا همان روحی که در انبیا هنگام سخن گفتن از این امور وجود داشت، در آن هفتاد تن نیز هنگامی که نوشته‌های آن انبیا را ترجمه می‌کردند، عمل کرد (اگوستین، شهر خدا، 18، 43). (39)

به هر حال گفته می‌شود که در سده‌های نخست مسیحی نسخه‌ی سبعینیه را مسیحیان پذیرفتند و اضافات این نسخه را جزو کتاب مقدس قرار دادند، اما چه در آن زمان و چه در طول قرون وسطا عالمان مسیحی بین کتاب‌هایی که تنها در نسخه‌ی سبعینیه وجود داشت و نوشته‌های موجود در هر دو نسخه فرق می‌گذاشتند و در واقع برای اولی اعتبار درجه‌ی دوم (40) قائل بودند. هرچند سخن اگوستین چنین القا می‌کند که گویا هیچ تفاوتی بین این کتاب‌ها نیستند و همه به یکسان الهامی هستند:

پس اگر مقتضی است که در این کتاب‌های مقدس تنها چیزهایی را بیابیم که روح خدا از طریق مردم گفته است، هرگاه چیزی در نسخه‌های عبری باشد، ولی در ترجمه‌ی هفتاد یافت نشود، معلوم می‌شود روح خدا نخواسته آن را از طریق آن مترجمان، بلکه خواسته است که تنها از طریق انبیا بگوید. اما چیزهایی که در سبعینیه یافت می‌شود، ولی در نسخه‌های عبری نیست، همان روح خواسته است که آنها را از طریق سبعینیه بگوید و به این شیوه نشان دهد که هر دو گروه نبی بوده‌اند (اگوستین، شهر خدا، 18، 43). (41)

دو فرقه‌ی قدیمی مسیحی، یعنی کاتولیک و ارتدکس نسخه‌ی یونانی را به عنوان کتاب مقدس خود پذیرفتند. با این حال بین این دو گروه نیز درباره‌ی برخی از کتاب‌ها اختلاف است (42).

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید