ᵈᵉʳلبخندعشقᶰᵃ
آروم و عادیآروم و عادی
ᵈᵉʳلبخندعشقᶰᵃ

شب می رسد تو نیز می‌رسی، از دورهای دور

شب می رسد تو نیز می‌رسی، از دورهای دور

شب می رسد
تو نیز می‌رسی، از دورهای دور
از لابه‌لای عطر تُرنج و پس‌کوچه‌های کور!

شب می‌رسد
تو نیز ‌می‌رسی، از شب بِرانی‌ام
مهتاب در دست، ستاره به لب، تا بخوانی‌ام

شب می‌رسد
تو نیز ‌می‌رسی تا ‌گمان کنم
مثل نسیم‌ که دلتنگ غنچه‌هاست
چون اطلسی‌ که دلش با شکوفه‌هاست
یا مثلِ حوض که بی‌تاب ماهتاب
تو نیز دلت سخت تنگِ ماست

شب می‌رسد
تو نیز ‌می‌رسی، جان به لب شوم
با این خیال یا این محال
که دلت سخت تنگِ ماست!
.
.
.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید