افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
لحظه  بروز رسانی 
پـــــوریِِِِِـــا
پـــــوریِِِِِـــا

"منشور کوروش بزرگ به عنوان اولین بیانیه حقوق بشر"

حتما برای شما هم جای سوال داره که چرا منشور کوروش بزرگ رو به عنوان اولین بیانیه حقوق بشر میدونند، قصد توضیح دادن ندارم، قرار نیست کلی نظریه علمی از دانشمندهای مختلف ارائه بدم و بگم ببینید چه دلایل محکمی، فهمیدن این موضوع رو به عهده خودتون میذارم، کتیبه کوروش بزرگ رو که به مناست فتح بابل نگاشته شده است با کتیبه های پادشاهان قبل مقایسه کنید

کتیبه آشورنصیرپال (پادشاه آشوری) : به فرموده خدایان بزرگ آشور و ایشتار، من با لشکر و ارابه های جنگی خود به شهر گینابو حمله بردم وآنجا را به یک ضرب شست تصرف کردم. ششصد نفر سپاهیان دشمن را بی درنگ سر بریدم، سه هزار نفر اسیر را زنده زنده در آتش سوزاندم و حتی یک نفر را زنده نگذاشتم، من حاکم شهر را به دست خود پوست کندم و پوشتش را به دیوار شهر آویختم. از آنجا به شهر طلا روان شدم. چون مردم آن سرزمین به عجز و التماس نیفتادند و تسلیم من نشدند، از این رو به شهرشان یورش بردم و دروازه آن را نیز گشودم. سه هزار نفر از آنها را از دم تیغ گذراندم. بسیاری دیگر را در آتش کباب کردم. اسرای بی شماری را از آنها گرفتم، دست و انگشت و گوش و بینی آنها را بریدم و هزاران چشم از کاسه و هزاران زبان از دهان بیرون کشیدم. از اجساد کشته شدگان پشته ای ساختم و سرهای بریده آنها را به تاک های بیرون شهر آویختم.
کتیبه آشور بانیپال (پادشاه آشوری) : من شهر بزرگ و مقدس را به خواست خدایان آشور گشودم. من وارد کاخ های معبد شهر شدم و هر آنچه از سیم و زر و مال فراوان بود، همه را به غنیمت برداشتم. من همه ی آجرهای زیگورات شوش را که با سنگ لاجورد تزیین شده بود، شکستم. من تمامی معابد عیلام را با خاک یکسان کردم، شهر شوش را به ویرانه ای تبدیل کردم و بر زمینش نمک پاشیدم. من همه ی دختران و زنان را به اسارت گرفتم. از این پس دیگر کسی صدای شادی مردم و سم اسبان را در عیلام نخواهد شنید.
کتیبه نبوکدنصر (پادشاه بابلی) : فرمان دادم صدهزار چشم در آوردن و صدهزار ساق پا را بشکنند. من با دستان خود چشم فرمانده دشمن را در آوردم و هزاران دختر را در آتش سوزاندم. سپس خانه های شهر را چنان ویران کردم که دیگر هیچ بانگ شادی از آن برنخواست...!!

"کتیبه کوروش بزرگ"
آنگاه که من بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دل های پاک مردم بابل را متوجه من کرد زیرا من او را ارجمند و گرامی . هنگامی که ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد، نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین واری آید. وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد… من برای صلح کوشیدم. من برده داری را برانداختم و به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم همه ی مردم در پرستش خدای خوی آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند…

کوروش بر خلاف روش های وحشیانه معمول در آن زمان، در شهرهایی که به تسخیر در می آورد کشتار نمی کرد، به دین و مذهب ملت های شکست خورده احترام می گذاشت و حتی به هزینه خود معابد و پرستشگاه های مخروبه آنها را نوسازی و رونق م داد. برای مثال، پس از تسخیر بابل بود که معابد اسگیله و ازیده را تعمیر کرد و دستور داد معبد سلیمان(ع) را در اورشلیم (بیت المقدس) از نو بسازند. او حتی پس از کشته شدن بلشصر پسر پادشاه بابل دستور حتی در دربار پارس نیز عزای عمومی اعلام شود. او پس از اینکه سرزمین لیدی را تسخیر کرد، از خود اهالی آنجا حکمرانی برای مردم تعیین نمود. دستور داد شهر صیدا را که بخت النصر پادشاه پیشین بابل نیمه ویران کرده بود، نوسازی کنند و دارای پادشاه شود. کوروش میل نداشت در روح و روان ملت های شکست خورده، احساس حقارت و خفت بوجود بیاورد و یا دین و آداب و رسوم و عواطفشان را خار دارد و آنها را ناامید و بی پناه کند.
با پادشاهی کوروش در قرن ششم قبل از میلاد، دوره خونریزی و خونخواری و ویرانگری به پایان رسید و دوره نوینی آغاز شد که برعکس دوره های پیشین، صلح و انسان دوستی رواج یافت، حقوق و عواطف انسانی مورد توجه قرار گرفت، دادرسی و دادگری در اجتماعات انسانی رونق یافت و ارزش انفرادی و اجتماعی انسان مورد احترام واقع شد.

7%20aban%204.jpg

مشاهده همه ی 224 نظر
پـــــوریِِِِِـــا
پـــــوریِِِِِـــا

هفتم آبان روز كورش بزرگ

در چنين روزی، كورش بزرگ پس از گشودن دروازه‌ی شهر بابل، اندر آن

شهر بزرگ و با شكوه و بسيار كهن شد.

مردم بابل گمان می كردند كه اكنون با چپاول و كشتار و دست درازی به جان و

دارايی و زنانشان روبرو خواهند شد و سپس فرمانروايی

زورگو و ستمگر بر آنان شهرياری خواهد كرد ولی كورش بزرگ و سربازانش

نه تنها چنين نكردند بلكه کورش فرمان آزادی و برابری داد.

روز کوروش بزرگ در هر جای ایران زمین و کره خاکی زمین گرامی می داریم

ما فرزندان کوروش بزرگ هستیم


95662626828295660707.jpg

"آنگاه که من بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دل های پاک مردم بابل را متوجه من کرد زیرا من او را ارجمند و گرامی . هنگامی که ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد، نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین واری آید. وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد… من برای صلح کوشیدم. من برده داری را برانداختم و به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم همه ی مردم در پرستش خدای خوی آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند"


800px-Cyrus_Cylinder_BM_ME90920.jpg


نظرات برای این پست غیر فعال است
پـــــوریِِِِِـــا
پـــــوریِِِِِـــا

جشن اکتبر (به آلمانی Oktoberfest، تلفظ: اکتُبِرفِست) جشنواره‌ای است دو هفته‌ای که هر سال در آخر سپتامبر و آغاز اکتبر در مونیخ برگزار می‌شود. اکتبرفست بزرگ‌ترین جشنواره جهان است و هربار بیش از شش میلیون نفر در آن شرکت می‌کنند. در برخی شهرهای دیگر دنیا نیز در همان زمان جشن‌های مشابهی برگزار می‌شود.

مرکز رویدادهای این جشنواره در محوطه بزرگی در نزدیک مونیخ قراردارد که به «مرغزار ترز» معروف است. شش آبجوسازی معروف باواریا چادرهای بسیار بزرگی در آن برپا می‌گنند و در هریک چندهزار نفر به آبجوخواری و شادمانی مشغول می‌شوند. برپایه بعضی از آمار هر سال نزدیک به ۶ میلیون لیتر آبجو در طول جشن اکتبر در مونیخ مصرف می‌شود.

جشنواره را شهردار مونیخ با باز کردن یک بشکه آبجوآغاز می‌کند.
"و اما نکته قابل تامل : چرا در کارنوالی که هفت میلیون انسان مست حضور دارندهیچکسی زیر دست و پا کشته نمیشه!!؟؟اما مراسم حج یک میلیون وهقتصد هزار نفری چهار هزار نفر کشته میده؟""
شاید پاسخ سوال ما نزد دولتمردان عربستان محفوظ باشه...!!

16-day%20extravaganza.jpg1425195593.jpg670370.jpg

مشاهده همه ی 159 نظر
پـــــوریِِِِِـــا
پـــــوریِِِِِـــا

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺍﻭﻝ
ﺍﺗﺮﯾﺶ ﻭﯾﺮﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ.
ﻓﻘﺮ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﻭ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺑﯿﺪﺍﺩ می کرﺩ.
ﺩﻭﻟﺖ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﭘﻮﻝ ﺑﻪ ﺩﻭﻟﺖ
ﺍﺗﺮﯾﺶ اهدا کرد
ﮐﻪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺴﺎﺯﻧﺪ،
ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﺎﺯﻧﺪ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭼﺮﺥ ﻫﺎﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﺩﺭ ﺍﺗﺮﯾﺶ ﻭﯾﺮﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﮕﺮﺩﺵ ﺩﺭآﯾﺪ.
ﺍﺗﺮﯾﺶ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﭘﻮﻝ
ﺳﺎﻟﻦ ﺍﭘﺮﺍ ﻭ ﮐﻨﺴﺮﺕ ﺳﺎﺧﺖ !
ﺳﺎﻟﻦ ﻫﺎﯼ ﺗﺌﺎﺗﺮ ﺳﺎﺧﺖ
ﻭ ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺗﺮﻣﯿﻢ ﮐﺮﺩ !
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﺮﺍ
ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﭘﻮﻝ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﻧﺴﺎﺧﺘﯿﺪ..؟!
ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺗﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻧﺸﻮﺩ
ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻭﯾﺮﺍﻥ می ماﻧﺪ...!

کاش می شد که کسی می آمد...
باور تیره ی ما را می شست!
و به ما میفهماند دل ما منزل تاریکی نیست........

5.jpg

مشاهده همه ی 137 نظر
پـــــوریِِِِِـــا
پـــــوریِِِِِـــا

به من آشکارا ده آن می که داری

به پنهان مده کز ریا می‌گریزم

مرا از من و ما به یک رطل برهان

که من، هم ز من، هم ز ما می‌گریزم

من از باده گویم تو از توبه گویی

مگو کز چنین ماجرا می‌گریزم

حریف صبوحم نه سبوح خوانم

که از سبحهٔ پارسا می‌گریزم

مرا سجده گه بیت نبت العنب بس

که از بیت ام القری می‌گریزم

مرا مرحبا گفتن سفره داران

نباید، کز آن مرحبا می‌گریزم

قدح‌ها ملا کن به من ده که من خود

ز قوت اللسان برملا می‌گریزم


DSC02762.JPG

نظرات برای این پست غیر فعال است
پـــــوریِِِِِـــا
پـــــوریِِِِِـــا

منبر را از چوب درخت گردو می‌سازند... که بسیار محکم و با کیفیت است... درخت گردو علاوه بر چوب مرغوب سایه و بار خوبی هم دارد... اما... اما درخت چنار میوه ندارد... سایه درست حسابی هم ندارد... ازش چوبه‌ی دار می‌سازند...

دعوای این دو درخت در شعر شهریار شنیدنی‌است:

گفت با طعنه منبری به چنار
سرفرازی چه میکنی بی بار

نه مگر ننگ هر درختی تو
کز شما ساختند چوبه دار

پس بر آشفت آن درخت دلیر
رو به منبر چنین نمود اخطار


گفت گر منبر تو منبر بود
کار مردم نمی کشید به دار
91431406468203788262.jpg
عکس و تصویر واقعا زیباست ؛ میگن منبر را از چوب در خت گردو میسازند که بسیار محکم ...

عطر سوسن
نظرات برای این پست غیر فعال است
پـــــوریِِِِِـــا
پـــــوریِِِِِـــا

این چه شوری است که در دور قمر می‌بینم
همه آفاق پر از فتنه و شر می‌بینم

هر کسی روز بهین می‌طلبد از ایام
علت آنست که هر روز بَـتــَـر می‌بینم

ابلهان را همه شربت ز گلاب و قند است
قوت دانا همه از خون جگر می‌بینم

اسب تازی شده مجروح به زیر پالان
طوق زرین همه بر گردن خر می‌بینم

A2-tawk+zarin+hama.jpg

نظرات برای این پست غیر فعال است
پـــــوریِِِِِـــا
پـــــوریِِِِِـــا

نالد به حال زار من امشب سه تار من

این مایه تسلی شب های تار من

ای دل ز دوستان وفادار روزگار

جز ساز من نبود کسی سازگار من

در گوشه غمی که فراموش عالمی است

من غمگسار سازم و او غمگسار من

اشک است جویبار من و ناله سه تار

شب تا سحر ترانه این جویبار من

چون نشترم به دیده خلد نوشخند ماه

یادش به خیر خنجر مژگان یار من


4867706567_e0f6de5fee_b.jpg

عطر سوسن
نظرات برای این پست غیر فعال است
پـــــوریِِِِِـــا
پـــــوریِِِِِـــا

واعظي پرسيد از فرزند خويش


هيچ ميداني مسلماني به چيست؟


صدق و بي آزاري و خدمت به خلق


هم عبادت هم كليد معنويست!!


گفت از اين معيار اندر شهر ما


يك مسلمان هست آنهم ارمنيست!!3

"ارزش انسانها به کردار نیکشان است

نه دین و مذهبشان...

نظرات برای این پست غیر فعال است