لحظه  بروز رسانی 
Mahti.KQZ
گرفتارگرفتار
Mahti.KQZ

صلام مارو آب برد شمارو چی

صلام مارو آب برد شمارو چی{-7-}{-7-}{-7-}{-7-}{-7-}

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Mahti.KQZ
گرفتارگرفتار
Mahti.KQZ

سلامخدمت شومابعد از اینهمه وقت

سلام{-11-}{-25-}خدمت شوما{-35-}بعد از اینهمه وقت{-79-}Image result for ‫گل‬‎

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Mahti.KQZ
گرفتارگرفتار
Mahti.KQZ

شیر نری دلباخته‏ ی آهوی ماده شد. شیر نگران معشوق بود

شیر نری دلباخته‏ ی آهوی ماده شد. شیر نگران معشوق بود

و می‏ترسید به وسیله‏ ی حیوانات دیگر دریده شود.ازدور مواظبش

بود . . .

پس چشم از آهو برنداشت تا یک بار که از دور او را می

نگریست،شیری را دید که به آهو حمله کرد. فوری از جــا پـــرید

و جلو آمد.دید ماده شیری است. چقدر زیبا بود، گردنی مانند مخمل

سرخ و بدنی زیبا و طناز داشت.با خود گفت: حتما گرسنه است.

همان جا ایستاد و مجذوب زیبایی ماده شیر شد.

و هرگز ندید و هرگز نفهمید که آهو خورده شد…

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Mahti.KQZ
گرفتارگرفتار
Mahti.KQZ

داستان چهار فصل مردی چهار پسر داشت. آنها را به ترتیب

داستان چهار فصل
مردی چهار پسر داشت. آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی ای فرستاد که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود. پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان و پسر چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند.

سپس پدر همه را فراخواند و از آنها خواست که بر اساس آنچه دیده بودند درخت را توصیف کنند. پسر اول گفت: «درخت زشتی بود، خمیده و درهم پیچیده.» پسر دوم گفت: «نه… درختی پوشیده از جوانه بود و پر از امید شکفتن.»

پسر سوم گفت: «نه… درختی بود سرشار از شکوفه های زیبا و عطرآگین… و با شکوه ترین صحنه ای بود که تا به امروز دیده ام.» پسر چهارم گفت: «نه!!! درخت بالغی بود پربار از میوه ها… پر از زندگی و زایش!»

مرد لبخندی زد و گفت: «همه شما درست گفتید، اما هر یک از شما فقط یک فصل از زندگی درخت را دیده اید! شما نمی توانید درباره یک درخت یا یک انسان بر اساس یک فصل قضاوت کنید. همه حاصل آنچه هستند و لذت، شوق و عشقی که از زندگی شان برمی آید فقط در انتها نمایان می شود.

وقتی همه فصل ها آمده و رفته باشند! اگر در زمستان تسلیم شوید، امید شکوفایی بهار، زیبایی تابستان و باروری پاییز را از کف داده اید! مبادا بگذاری درد و رنج یک فصل، زیبایی و شادی تمام فصل های دیگر را نابود کند! زندگی را فقط با فصل های دشوارش نبین؛ در راه های سخت پایداری کن. لحظه های بهتر بالاخره از راه می رسند…

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Mahti.KQZ
گرفتارگرفتار
Mahti.KQZ

کاش قلبم درد پنهانی نداشت. .چهره ام هرگز پریشانی نداشت. .كاش

...کاش قلبم درد پنهانی نداشت...
...چهره ام هرگز پریشانی نداشت...
...كاش می شد دفتر تقدیر عشق...
...حرفی از یك روز بارانی نداشت...
...كاش می شد راه سخت عشق را...
...بی خطر پیمود و قربانی نداشت
...


برای ارسال اولین نظر کلیک کنید