افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
لحظه  بروز رسانی 
joodyaboot
ناراحتناراحت
joodyaboot
IMG-20150531-WA0004.jpg


مشاهده همه ی 3 نظر
مهدی
مهدی

در پی تعیین شرط داعش برای تحویل پیکر «هادی کجباف» شهید مدافع حرم، همسر این شهید به رسانه‌ها گفت: برای مبادله اجساد شهدایمان هیچکس حق ندارد یک دلار به این خونخواران داعش و النصره بپردازد! هیچکس حق ندارد یک زندانی از این جانیان خبیث را آزاد کند! ما پیکر عزیزمان را در راه خدا داده‌ایم و آنچه را که در این راه دادیم، پس نمی‌گیریم.
حجت الاسلام علیرضا پناهیان در واکنش به سخنان حماسی این همسر شهید، متن کوتاهی را به این همسر شهید و خانواده‌اش تقدیم کرد: وقتی پیام حماسی خانواده شهید کجباف را شنیدم، یاد کربلا و ام وهب افتادم. سر فرزند شهیدش را که دشمنان به خیمه‌گاه انداخته بودند، به میان دشمنان پرتاب کرد و آنان را تحقیر کرد. خدایا این قربانی را با اصحاب ابا عبدالله الحسین(ع) محشور کن که چنین خانواده شجاعی دارد و مایۀ اقتدار جبهه مظلوم مقاومت شده است. جا دارد در تقدیر از این همسر گرامی شهید سروده‌ها سرداده شود و به عنوان الگوی انقلابی‌گری و مجاهدت به تمام جهانیان نشان داده شود. خانواده‌های شهدا همیشه اینچنین تضمین کننده تداوم حماسۀ شهیدان بوده‌اند و خواهند بود و راهی را که پر رهرو خواهد بود، پرفروغ نگه می‌دارند.

139402011034291145140935.jpg
سردار شهید حاج هادی کجباف مدافع حرم در سوریه

مشاهده همه ی 3 نظر
رها
سرما زدهسرما زده
رها

دختر خانمى که 50 تومن پول شال میدى!
.
.
.
خدا وکیلى یه جورى شالو سرت کن لااقل 15تومنش رو سرت باشه

مشاهده همه ی 16 نظر
رها
سرما زدهسرما زده
رها

دختر خانمى که 50 تومن پول شال میدى!
.
.
.
خدا وکیلى یه جورى شالو سرت کن لااقل 15تومنش رو سرت باشه

مشاهده همه ی 4 نظر
░►nima◄░
░►nima◄░

دیگه این سعودی های نجس شورشو دراوردن
بعد اون ب ی ن ام وسیشون تو فرودگاه و چنتا بیشعوری دیگه حالام این کاریکاتور علیه مردم ایران که مردم ایرانو مثل انسانهای اولیه نشون دادن
490846_747-sibafuse.jpg

لعنت به هرچی سعودی و وهابی سوسمارخوره حالا هی بریم پولامونو خرج این حروم زاده ها کنیم


8293851-b.jpg

مشاهده همه ی 532 نظر
رها
سرما زدهسرما زده
رها

به دوستم پول دادم واسم یه شارژ بخره اس کنه،شب بهم اس داده:

▄▄▄▄▄▄▄

حال نداشتم خودت با ناخن بتراشش!!

دارم براش:|

مشاهده همه ی 4 نظر
رها
سرما زدهسرما زده
رها

داداشم ، بابام رو مجبور کرد باهاش شطرنج بازی کنه

بعد بابام داشت میباخت اسبشو یه خونه اضافی حرکت داد،

داداشم بهش گفت: بابا این اسبه، شتر نیست که.

بابام شطرنج رو ریخت به هم و گفت: پاشو برو گمشو پسره بی شعور

اگر احترام بزرگ کوچیکی حالیت میشد

این حرفارو نمیزدی همش تقصیر اون مامانته لوس بارت اورده

زن بیا تحویل بگیر این پسره لاتت رو:|

مشاهده همه ی 4 نظر
رها
سرما زدهسرما زده
رها

داداشم ، بابام رو مجبور کرد باهاش شطرنج بازی کنه

بعد بابام داشت میباخت اسبشو یه خونه اضافی حرکت داد،

داداشم بهش گفت: بابا این اسبه، شتر نیست که.

بابام شطرنج رو ریخت به هم و گفت: پاشو برو گمشو پسره بی شعور

اگر احترام بزرگ کوچیکی حالیت میشد

این حرفارو نمیزدی همش تقصیر اون مامانته لوس بارت اورده

زن بیا تحویل بگیر این پسره لاتت رو:|

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
omid
ناراحتناراحت
omid

 شروع به خواندن سوره انعام کرد چاقوی جراحی را روی شکم ایشان گذاشت!
ماجرای شگفت عمل جراحی آیت الله خوانساری
آیت الله خوانساری

آیت الله خوانساری


برخی از مردم و متاسفانه گاهی شیعیان ، می پرسند مگر می شود تیر از پای حضرت علی(ع) بیرون بکشند و ایشان متوجه نشوند.
عقیق:حضرت آیت الله العظمی حاج سید احمد خوانساری(۱۴۰۵ق) که از مراجع تقلید بودند، به دلیل بیماری زخم معده به دستور پزشک معالج در بیمارستان بستری شدند، وچون ایشان سالخورده و ضعیف البنیه بودند و در وقت بستری شدنشان ۸۹ سال از عمرشان می‌گذشت لذا طاقت تحمل جراحی بدون بیهوشی ممکن نبود و از طرفی هم ایشان اجازه بیهوش کردن را نمی‌دادند زیرا معتقد بودند که در هنگام بیهوشی تقلید مقلدین اشکال پیدا می‌کند.
دکتر معالج به ایشان عرض می‌کنند که طبق آزمایشها و عکسبرداری ها باید حتما عمل جراحی روی حضرتعالی صورت گیرد.
آیت الله العظمی خوانساری می‌فرمایند: مانعی ندارد، عمل جراحی را هروقت خواستید شروع کنید اما بیهوش نکنید (چون به نظر ایشان در صورت بیهوشی، تقلید مقلدینشان دچار اشکال می‏شد.)؛ ولی قبل از آن به من خبر دهید که با تلاوت قرآن و توجه به آن مشکل بی‌هوش کردن شما هم حل شود.
دکتر جراح پذیرفت و لحظاتی بعد عرض کرد: ما آماده هستیم که دست به کار شویم،‌ آیت الله خوانساری فرمودند: هروقت من شروع به خواندن کردم شما هم شروع کنید،‌ دکتر می‌گوید تا ایشان شروع به خواندن سوره انعام کردند چاقوی جراحی را روی شکم ایشان گذاشته و دست به کار شدیم و چنان ایشان بی‌حرکت بودند که گویا در حال بی‌هوشی کامل هستند،‌ بعد از پاره کردن و دوختن و اتمام کار عرض شد که آقا کار ما تمام شد، ایشان قرآن را بستند و فرمودند: صدق الله العلی العظیم.
عرض کردم: آقا دردتان نیامد؟ فرمودند: مشغول قرآن بودم نفهمیدم.

پی نوشت:
کتاب مردان علم در میدان عمل، ج ۴، ص ۱۸۸ و ۱۸۹

مشاهده همه ی 6 نظر