لحظه  بروز رسانی 
ali khani
ali khani

برای دیدن زیبایی، نیازی به بینایی نیست..
خیلی چیزها را میشود با چشم دل دید...
آدم هایی را می شناسم...
چشمان زیبا دارند..
اما زیبایی ها را نمی بینند!!
و روشن دلی را میشناسم..
که تمام زیبایی های اطرافش را با چشم دلش می بیند!!
هلن کلر، بینا نبود..
اما زیباترین جملات رادر مورد دنیای نادیده اش نوشت !!
زیبا ببینید..
زیبا بیندیشید..
و زیبا زندگی کنید!!... 

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ali khani
ali khani

زنـــدگی می کنم...
بــرای رویاهایی که منــتظر واقعی شدن به دست من هستند.
من فــــرصتی برای بودن دارم...
پـــــس ساکت نمی نشیـــنم !
میگذارم همه بدانند که من با تمــام تواناییها و کاستیها 
شاهـــکار زندگی خودم هستم .
کافـــی است لحظات گذشته را رهـــا کنم...
و بــــرای ثانیه های آینده زندگـــی کنم !
چـــون رویاهایم آنجاست...
و من، فقــط یک بار فــرصت زندگی کردن دارم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ali khani
ali khani

هر وقت خسته میشم این شعرو میخونم:

خم زلف تو دام کفر و دین است / ز کارستان او یک شمه دین است

ز چشم شوخ تو جان کی توان برد / که دایم با کمان اندر کمین است

بر ان چشم سیه صد افرین باد / که در عاشق کشی سحر افرین است

تو پنداری که بدگو رفت و جان برد / حسابش با کرام الکاتبین است

مشو حافظ ز کید زلفش ایمن / که دل برد و کنون در قصد دین است




مشاهده همه ی 5 نظر
ali khani
ali khani
Image045P.jpg

به نظر شما این پسر شبیه شاهرخ خان نیست؟

مشاهده همه ی 11 نظر
ali khani
ali khani

منی من,بامن است...

جانی دارم خسته و لبریز از فریاد/
دلی دارم ریش ریش و خسته از بیداد/
با زخم های حسرت میسوزم ومیسازم/
امید به فرداهایی که دیروزها در سر داشتم,ناامیدتر از همیشه میکندم/
تا کی غریق مرداب زیبای دنیا باشم؟/
تا کی در پی دویدن ها به سوی سرابها جان کاه خویش باشم؟/
تا کی تاوان فراموش کردنش را باید بدهم؟/
حال انکه میدانم تا خود را دارم, این قصه فرجام نمی یابد...



علیخان

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ali khani
ali khani

سحر بلبل حکایت با صبا کرد/ که عشق روی گل با ما چها کرد

از ان رنگ رخم خون در دل افتاد/ و از این گلشن به خارم مبتلا کرد

عجب شعرایی میگه خواجه حافظ

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ali khani
ali khani

زیباترین موسیقی من...

تو را در شعر قلبم,شاه بیتی است غمگین/

قلبم با این بیت میتپد و شعر میگوید/

این ترانه ها برایم لذتی دارد همچون لذت دیدن لبخند پدر/

و برایم چنان روح بخشی و لطافتی دارند که چون بوسیدن دست مادر/ 

با شعرهای عاشقانه تو, روحم به پرواز در می اید و در استان تو چاووشی میکند/
 
ولی همیشه شعرهایم در برابر غزل های چشمانت سر بر خاک دارند و قافیه میبازند/

خود را از من نگیر که تو تمام منی و پایان بر ناتمامیم....


علیخان

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
arash arjmand
arash arjmand

روزی را میبینم,
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است/
روزی که اهنگ هر حرف,زندگی است/
روزی که هر لب ترانه ایست تا کمترین سرود,بوسه باشد/
روزی که ما دوباره برای کبوترها,دانه میپاشیم/
روزی که دوباره دیوها به قصه ها باز میگردند/
و روزی که پاها بسوی سازندگه و پایندگی گام خواهند برداشت/
روز انسان شدن....
و من ان روز را همراه با شقایق های رویاهایم انتظار میکشم,حتی روزی که شاید دیگر نباشم...

علیخان

مشاهده همه ی 4 نظر