لحظه  بروز رسانی 
علی........
آروم و عادیآروم و عادی
علی........

【دنیا همینه】 قلبی رو بشکنی یه روز قلبت

【دنیا همینه】 قلبی رو بشکنی یه روز قلبت

【دنیا همینه】
قلبی رو بشکنی
یه روز قلبت خورد میشه جوری که تیکه هاش جمع نشه
چشمیو تر کنی
خودتم تو سیلاب اشکات غرق میشی
لبخندیو محو کنی
غم کاری باهات میکنه لبخند و یادت بره
آره دنیا همینه
حواست به کارات باشه :))

بـزن بــاران
نظرات برای این پست غیر فعال است
علی........
آروم و عادیآروم و عادی
علی........

بعضى وقتا بهتره دور خودت يه ديوار بكشى. نه براى

بعضى وقتا بهتره دور خودت يه ديوار بكشى.
نه براى اين كه بقيه رو از خودت دور كنى.نه!
براى اين كه بفهمى كى واسه ديدنت ديوار و خراب ميكنه!

ستـــارگـــان
نظرات برای این پست غیر فعال است
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

خبر داری که شهری روی لبخند تو شاعر شد؟! چرا

خبر داری که شهری روی لبخند تو شاعر شد؟! چرا

خبر داری که شهری روی لبخند تو شاعر شد؟!
چرا اینگونه کافرگونه بی رحمانه میخندی؟!

ستـــارگـــان
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Merlin
Merlin

شما رو نمیدونم، اما من، بچه که بودم، وقتی کسی میومد

شما رو نمیدونم، اما من، بچه که بودم، وقتی کسی میومد خونه مون که خیلی برام عزیز بود، دلم نمی خواست بره، دوس داشتم یه مدت طولانی بمونه، به این زودیا نره.
مام خب بچه بودیم، کاری از دستمون برنمیومد، میومدم کفش اون مهمون عزیز رو یه جا قایم می کردم که پیداش نکنه؛
بعد که می خواست بره، دنبال کفشاش که میگشت و پیداشون نمیکرد، مامان بابا میگفتن، آخی ببین بچه چقد دوسِت داره! نشکون دلشو، بمون.
مهمون هم با یه لبخند برمیگشت و یه مدت دیگه می موند خونمون. به همین سادگی.
اما حالا که بزرگ شدیم، همه چی یهو تغییر کرده. اوضاع عوض شد کلا.
حالا کسی رو نداریم که بخوایم کفششو پنهون کنیم که بمونه؛ یعنی راستشو بخواین، کفشِ هرکیو توی هزارتا سوراخ سُنبه هم پنهون کنیم، بازم میذاره میره.
خیلی طول کشید که بفهمم، موندنِ آدما به کفش شون نیس، به دلشونه.
اما آخ که چه سعادت بزرگیه اگه برای کسی اونقد مهم باشی که کفشتو برای همیشه پنهون کنه که نری.
چه سعادت بزرگیه اگه هنوز کسی هست که بخواین کفشاشو پنهون کنین!
و چقدر آدمای کمیابی ان
اونا که میدونن کفششونو کجا گذاشتین، اما وانمود میکنن که ندیدن، می مونن.
مراقب اون آدمای زندگیتون باشین
.
بابک زمانی
.

مــلــت عــشــق
مشاهده همه ی 2 نظر
Merlin
Merlin

سید مهدی موسوی . . . نکند

سید مهدی موسوی
.
.
.
نکند ﭘﻨﺠﺮﻩ‌ای ﭘﺸﺖ ﺻﻠﻴﺒﻢ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﻣﻴﮑﺮﻭﻓﻮنی ﺩﺍﺧﻞ ﺟﻴﺒﻢ ﺑﺎﺷﺪ
.
ﻧﮑﻨﺪ ﺍﻳﻦ «ﺍﺱ‌ﺍﻡ‌ﺍﺱ» ﺩﺭ جایی ﺛﺒﺖ ﺷﻮﺩ
ﻧﮑﻨﺪ ﮔﺮﻳﻪ‌ی ﭘﺸﺖ ﺗﻠﻔﻦ ﺿﺒﻂ ﺷﻮﺩ
.
ﻧﮑﻨﺪ ﺷﺎﻫﺪ ﺩﻋﻮﺍﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﺎﺷﻴﻨﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺩﺍﺧﻞ ﺣﻤّﺎﻡ، ﺗﻮ ﺭﺍ می‌ﺑﻴﻨﻨﺪ
.
ﻧﮑﻨﺪ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻫﻨﺶ ﺑﺨﺶ ﮐﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺭﺍﺯ ﻣﺮﺍ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻥ ﭘﺨﺶ ﮐﻨﺪ
.
ﻧﮑﻨﺪ می‌ﺩﺍﻧﺪ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻣﻦ می‌ﺩﺍﻧﻢ!
ﻧﮑﻨﺪ ﭘﺲ‌ﻓﺮﺩﺍ، ﺗﻴﺘﺮِ ﻳﮏِ «ﮐﻴﻬﺎﻧﻢ»
.
ﻧﮑﻨﺪ ﺭﺧﻨﻪ ﮐﻨﺪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺍﻳﻤﺎﻧﻢ ﺷﮏ
ﻧﮑﻨﺪ ﻟﻮ ﺑﺪﻫﻢ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺯﻳﺮ ﮐﺘﮏ
.
ﻧﮑﻨﺪ ﻧﺎﻣﻪ‌ی ﺟﻌﻠﻲ ﻣﺮﺍ ﭘُﺴﺖ ﮐﻨﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺍین‌همه ﺑﺪ، ﻗﻠﺐ ﻣﺮﺍ ﺳﺴﺖ ﮐﻨﻨﺪ
.
ﺗﻠﺨﻢ ﻭ ﺣﻞ ﺷﺪﻩ ﮐﺎﺑﻮﺱ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺩﺭ ﺳﻢ
ﻏﻴﺮ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ‌ی ﺁﺩﻡ ﻫﺎ می‌ﺗﺮﺳﻢ
.
ﻫﻤﻪ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﻭ ﻧﺎﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺟﺎﺳﻮﺳﻨﺪ!
ﺩﺳﺘﺸﺎﻥ ﺣﻠﻘﻪ‌ی ﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ می‌ﺑﻮﺳﻨﺪ
.
ﻟُﺨﺖ ﺩﺭ ﺟﻴﻎ‌ﺗﺮﻳﻦ ﻟﺤﻈﻪ‌ی ﺗﺨﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﻓﮑﺮِ ﺩﺭ ﺭﻓﺘﻦِ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺷﺐِ ﺳﺨﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ
.
ﺧﺴﺘﻪ‌ﺍﻡ ﺍﺯ ﺷﺐ ﻧﻔﺮﻳﻦ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ بی‌رحمی
ﺧﺴﺘﻪ‌ﺍﻡ... می‌ﺗﺮﺳﻢ... ﻭ ﺗﻮ ﻓﻘﻂ می‌فهمی!...
.
کاشکی ﺁﺧﺮ ﺍﻳﻦ ﺳﻮﺯ، بهاری ﺑﺎﺷﺪ
کاشکی ﺩﺭ ﺑﻐﻠﺖ ﺭﺍﻩ ﻓﺮﺍﺭی ﺑﺎﺷﺪ
.
ﮐﺎشکی ﺍﺯ ﻫﻤﻪ مخفی ﺑﺸﻮﺩ ﺍﻳﻦ ﺷﺎدی
ﮐﺎشکی ﻭﺻﻞ ﺷﻮﺩ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺁﺯﺍﺩی
.
ﮐﺎشکی ﺑﺪ ﻧﺸﻮﺩ ﺁﺧﺮِ ﺍﻳﻦ ﻗﺼّﻪ‌ی ﺑﺪ
ﮐﺎشکی ﺑﺎﺯ ﺑﺨﻮﺍﺑﻴﻢ... ولی ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﺑﺪ...
‌.
ﻧﮑﻨﺪ ﺩﺍﺭ، ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺭﺧﺘﻢ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﻣﻴﮑﺮﻭفونی ﺩﺍﺧﻞ ﺗﺨﺘﻢ ﺑﺎﺷﺪ
.
ﻧﮑﻨﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻥ می‌ﺑﻴﻨﻨﺪ...

مــلــت عــشــق
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Merlin
Merlin

سید مهدی موسوی . . . دشمن

سید مهدی موسوی
.
.
.
دشمن میان تلویزیون، توی عکس‌ها
دشمن میان جایخی ِ پیر، یخ زده!
دشمن که زیر دوش می‌آوازد از گوگوش!!
دشمن میان مزرعه‌های ملخ‌زده
.
دشمن، صدای دشمن، باران دشمنان
دشمن میان نور چراغی که رنگی است
دشمن که توی تاریکی پارس می‌کند
و ترس... ترس... ترس... چه چیز قشنگی است!
.
دشمن دلیل خودکشی هر نهنگ بود
دشمن صدای بی کسیِ بی‌ادامه‌هاست
دشمن دقایقی‌ست که کفتار می‌وزد
دشمن حقایقی‌ست که در روزنامه‌هاست
.
دشمن مزاحم سمجی بود و فوووت کرد
دشمن کلاغ بود ولی شکل هفت شد
دشمن دلیل میکروب و ویروس و ایدز!! بود
دشمن دلیل قیمت بنزین و نفت شد
.
دشمن نشسته در کلمات کتاب‌ها
مخفی شده‌ست در وسطِ فیلم‌های بد
دشمن که بوده از ازل و نقشه می‌کشد
دشمن که زنده است به هر شکل تا ابد
.
دشمن دلیل مادّه‌های مخدّر است
دشمن دلیلِ نورِ کمِ این ستاره‌ها!
بر پشت بام جن‌زده‌ها نصب می‌کند
بشقاب دشمنانه‌ای! از ماهواره‌ها
.
دشمن سؤال کرد: شما شاعرید؟!
- نه!
دشمن جواب داد که ما شاعریم!
- ما!
دشمن که صف کشیده سرِ مرزِ خاردار
آماده در اتاق پُرُو حاضریم ما!!
.
دشمن که بوی بد شده توی توالت است!
دشمن که موی سر زده از زیر روسری‌ست
دشمن، سکوتِ فتنه‌گرِ بازداشتگاه
دشمن، وکیل پایه یک دادگستری‌ست!
.
انسان عاقلی که به هر حال عاقل است!
فحشی نثار عمّه و مامان و خاله کن
هرچه بد است زیر سر دشمن بد است
پس مرگ را به دشمن فرضی حواله کن

مــلــت عــشــق
مشاهده همه ی 8 نظر
Merlin
Merlin

سید مهدی موسوی . . . به

سید مهدی موسوی{-w74-}
.
.
.
به دیدنم که می‌آیی
هندوانه بیاور
با پوستی سبز و تویی سفید
قرمزی‌اش
خون داغ که در توالت بازداشتگاه پایین می‌رود
پرچم من
شعری‌ست
که پشت بسته‌ی سیگاری نوشته‌ام
.
به دیدنم که می‌آیی
کمپوت سیب بیاور
که تبعیدمان کنند از بهشتی که
به هیچ آدمی سجده نخواهم کرد
که بگویی: سیب!
در عکس عروسی مردی
که خودش در زندان است و روحش در زندان و دلش پیش تو
که بگویی سیب در عکسی سوخته
که با تخت‌جمشید آتش زدند
.
به دیدنم که می‌آیی
بچّه‌ها را بیاور
که یادشان نرود چرا تلویزیون نداریم
و دستبندشان را
از هیچ امامزاده‌ای نخریده‌ایم
که بابا نه رفته بود نان بیاورد و نه آب!
که دیگر هیچ‌وقت نیامد!
که هیچ مردی با داس و اسب نمی‌آید
و آنکه مادر
در سجده صدایش می‌زند
تنها
اسم میدانی‌ست در تهران
.
به دیدنم که می‌آیی
خودت را بیاور
که نگهبان‌ها ببینند
زیبایی از آزادی بزرگ‌تر است
و دیوانگی
نام مشترک همه‌ی ماست
که دندان‌های شکسته‌ام را نشانت دهم
و بگویی: سیب!
برای لبخندی
که با اشک، هاشور خواهد خورد
.
به دیدنم که می‌آیی
چمدانی بیاور
شاید این‌بار جای من
لباس‌هایم را تحویلت دادند...

مــلــت عــشــق
مشاهده همه ی 5 نظر
Banoo
Banoo

هرچه گفتنی بود، گفتیم. هرچه شنیدنی، شنُفتیم

هرچه گفتنی بود، گفتیم. هرچه شنیدنی، شنُفتیم

هرچه گفتنی بود، گفتیم.

هرچه شنیدنی، شنُفتیم.

باقی‌اَش دیگربا

بوسه‌هایی که بهتر از مازبانِ هم را می‌فهمند!

(رضا کاظمی)

بــاران عشــــق
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید