لحظه  بروز رسانی 
ريحانه
ريحانه

خدایا سلام… یادم میاد یک سال پیش همین موقع

خدایا
سلام
یادم میاد یک سال پیش همین موقع ها
همین ثانیه ها
و همین لحظه ها
یادم می آید به تو گفتم که بد جور دلم برای این حال و هوا تنگ شده بود
یادم می آید سرسجاده نمازم
هنگامی که دست هایم به سویت دراز شده بود
به تو گفتم
حالم را خوب کن… از همان احسن الحال ها میخواستم و چه قدر زود جواب خواسته ام را دادی
و در شب سیاهم ماهی را قرار دادی که با نورش زندگی ام را عوض کرد
ماهی که شیرینی اش زیاد بود
مثل عسل
و نمیدانم چه شد که ماه‌ام رفت…میخواست پشت سرش را نگاه کند اما نگذاشتند
ازتو خواستم که به من او را برگردانی و تو گفتی که صلاحت نیست
و من چه میتوانستم بگویم؟؟؟
امسال میخواهم بزرگ شوم… میخواهم قد بکشم… و روزه سکوت در پیش بگیرم در برابر
تاریکی شب هایم
محسن چاووشی عزیز راست میگفت
ماه‌ات آنقدر شیرین است که تلخ ترین چیز ها هم در شیرینی اش خللی ایجاد نمیکنند
اما نمیدانم چه کنم با شب هایی که تاریک است… نمیدانم چه بکنم با کله ای که تهی است از هر چیز

 

مشاهده همه ی 1 نظر
ريحانه
ريحانه

ببوسیدش. حتما ً قبـل خواب ببـوسیـدش حتی اگه

ببوسیدش..

حتما ً قبـل خواب ببـوسیـدش
حتی اگه با هم دعـوای بـدی کرده باشیـد .. ببـوسیـدش
حتی اگه بهتـون گفته باشه از این زنـدگی ِکوفتـی خسته شـده .. ببـوسیـدش
حتی اگه برچسـب ” بد اخـلاق ” بهـتون چسبـونده باشه .. ببـوسیـدش
حتی اگه بهتـون گیر بیخـود داده باشه .. ببـوسیـدش




گفته باشه از لباسـی که شما عاشقشین متنفـره
نفهمیـده باشه شما موهـاتون رو مِش کردین .. ببـوسیـدش
حتی اگه بـوی عرق و خستگی میـده .. ببـوسیـدش
حتی اگه یـادش میـره جواب سلام ِ شما رو بـده .. ببـوسیـدش
حتی اگه خیلی وقته براتـون گُـل نخـریده .. ببـوسیـدش
وقتی زیرپیـرهنی سفیـد حلقه ای پوشیـده و بـازوهای سفیـدش رو با اون پیـچ ِ ماهیچه ای مردونه انداخته وقتی صورتش ته ریش جذابی داره .. وقتی صداش خسته خوابه خمار ِ. ببـوسیـدش
حتی اگه شما رو رنجـونده و غـرورش نمیذاره دلجـویی کنه .. ببـوسیـدش
اگه گرسنه اس و با شما مثل آشپـز دربـارش حتی برخـورد می کنه .. ببـوسیـدش
حتی اگه یادش میـره ازتـون تشـکر کنه .. ببـوسیـدش
وقتی براتـون یه آهنگ ِ جدیـد میذاره و می گه اینـو برای تـو آوردم !
وقتی تو چشـاش پـر خواستنه ..وقتی دست های ظریـف دختـرونه تـون میـون دستای زمخت و مردونه اش گم می شن .. ببـوسیـدش
حتی اگه از عصبانیت داریـد دیوونه می شید .. ببـوسیـدش
حتی اگه شما رو با مادرش مقایسه می کنه .. ببـوسیـدش
حتی اگه با حرص می خوایید از خونه بزنیـد بیـرون و اون محـکم بـازوهاش رو دورتـون حلقه می کنه و وسـط ِ جیـغ های شما با خنـده می گه : ” عزیـزم ؛ کجا می خـوای بـری این وقته شب ؟ .. ببـوسیـدش
وقتی ناغافلی لباسـی رو خریـده که هفته ی پیش ، پشت ویتریـن دیدین و فقـط یه کلمه گفتین این چه خوشگله

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ريحانه
ريحانه

از دوجمله خيلي خوشم مياد كه از ويكتور هگو هستش: 1-همانطوركه

از دوجمله خيلي خوشم مياد كه از ويكتور هگو هستش:
1-همانطوركه بال برا پرنده لازم است اميد براي انسان.
2-هنر گوش دادن را فرا بگیرید تا فرصت‌ها به آهستگی در گذرد.

مشاهده همه ی 1 نظر
Ebrahim( پادشاه فیسنما)
قاطیقاطی
Ebrahim( پادشاه فیسنما)

اگه جاش تو قلبته بازنشرش کن.

اگه جاش تو قلبته بازنشرش کن.
.
1352641908396617_large.jpg

مشاهده همه ی 16 نظر
ريحانه
ريحانه

كوچه‌های قدیمی را باریک می‌ساختند، تا آدم‌ها به هم نزدیک‌تر شوند…

كوچه‌های قدیمی را باریک می‌ساختند، تا آدم‌ها به هم نزدیک‌تر شوند…

كوچه‌های قدیمی را باریک می‌ساختند،

تا آدم‌ها به هم نزدیک‌تر شوند

حتی در یک گذر؛

ما انسانها اکنون چقدر از هم دوریم ..

مشاهده همه ی 7 نظر
ريحانه
ريحانه

میخواهم از کسی بنویسم که حسابی دلم هوایش را کرده، از کسی

میخواهم از کسی بنویسم که حسابی دلم هوایش را کرده، از کسی

میخواهم از کسی بنویسم که حسابی دلم هوایش را کرده، 
از کسی که زندگی بدون او یعنی تباهی و پوچی...
از خدایی که فراموشیش کار هر روزمان شده، خدایی که با تمام نشانه های زیبای وجودیش خیلی غریبانه در دل ها نشسته است. آنقدر غریب که انسان ها خود را قادر به انجام هر کاری میدانند بی آنکه ذره ای به این فکر کنند، دست و عقل و تمام اعضای بدن را خدا در اختیارمان قرار داده است.
آری خدای من، خدای مهربان من، به خودت قسم من نیز گاهی سخت دلم می گیرد از اینکه چگونه به این دنیایی که تو آفریدی بد وابسته می شویم و دیگر هیچ چیزی جز خودمان ارزشی پیدا نمی کند!
آنقدر وابسته زیبایی هایش می شویم که تک زیبای عالم را به باد فراموشی می سپاریم.
خدایا خودت میدانی در سخت ترین لحظه هایم نیز از یادت غافل نبودم، حتی در لحظه های از دست دادن عزیزانم، چرا که میدانم مقصد تو هستی و همه چیز بسوی تو باز آید...
خدایا باز تو میدانی برای هیچ چیزی طمع نکردم و از داشته هایم گذشتم که همگان نیز بهره ببرند تا شادی ها را با هم شریک شویم...
اما !
بسیار تاسف خوردم از غرورهای بی جا، از درویی ها و دروغ ها و از دست کسانی که زندگی دیگران را به ازای خوشنودی خود سیاه و تباه می کنند تا به داشته های خود بیفزایند و افتخار کنند، بی آنکه بدانند همه مسافریم و هیچ چیزی جز خوبی ماندگار نیست...
خدایا نگذار شیطان درونمان یاد تو را از ما بگیرد که هیچ چیز تو نمی شود و خدایا از من نگیر شانه های پر محبتت را در این روزهایی که بغضم هوای شکستن دارد و چشمانم میل باریدن...


( مهرداد حبیبی )

مشاهده همه ی 3 نظر
ريحانه
ريحانه
اينم من

اينم من

مشاهده همه ی 1 نظر
ريحانه
ريحانه

salam doostan golam

مشاهده همه ی 9 نظر