لحظه  بروز رسانی 
شادشاد
@rst

یكى از بارزترین اوصاف انسان‏هاى كامل، صبر و بردبارى


یكى از بارزترین اوصاف انسان‏هاى كامل،

صبر و بردبارى در فراز و نشیب‏هاى روزگار و تلخى‏هاى دوران است.

قرآن كریم در آیات متعددى به صابران بشارت داده

و پاداش‏هاى فراوان آن‏ها را یادآورى نموده است. زینب علیهاالسلام از این جهت در اوج كمال قرار دارد. در زیارتنامه آن حضرت مى‏خوانیم:

« لقد عجبت من صبرك ملائكه السماء؛ ملائكه آسمان از صبر تو به شگفت آمدند.» مخصوصا در ماجراى كربلا آن چنان صبر و رضا و تسلیم از خود نشان داد، كه صبر از روى او خجل است

در مجلس ابن زیاد؛ آن گاه كه آن ملعون با نیش زبانش نمك به زخم زینب مى‏پاشد و براى آزردن او مى‏گوید:

«كیف رایت صنع الله باخیك واهل بیتك

كار خدا را با برادر و خانواده‏ات چگونه یافتى؟»

او در واقع با تعریض مى‏خواهد بگوید كه دیدى خدا چه بلایى به سرتان آورد؟ زینب علیهاالسلام در پاسخ درنگ نمى‏كند، با آرامشى كه از صبر و رضاى قلبى او حكایت داشت فرمود:

« ما رایت الا جمیلا جز زیبایى ندیدم.»

ابن زیاد از پاسخ یك زن اسیر در شگفت مى‏ماند، و ا ز این همه صبر و استقامت و تسلیم او در مقابل مصیبت‏ها متعجب مى‏شود و قدرت محاجه را از دست مى‏دهد.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
شادشاد
@rst

مواظب باشید! پای تان را کجا بر زمین میگذارید اکنون

مواظب باشید! پای تان را کجا بر زمین میگذارید اکنون


مواظب باشید!

پای تان را کجا بر زمین میگذارید اکنون مین هایی از جنس دیگر در کمین شماست:

مین های جنگ سخت پای جسمتان را قطع می کند
اما مین های جنگ نرم پر پرواز روحتان را...


مشاهده همه ی 1 نظر
شادشاد
@rst

اهمیت و ارج زندگی در همین است که موقت است،

nnam3zlojymbql1ay7y2.jpg

اهمیت و ارج زندگی در همین است که موقت است،


 تو باید جاودانگی خودت را در جای دیگری نشان بدهی،


و آن جا «انسانیت» است!

"فریدون مشیری"

81353229280199016902.gif

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
شادشاد
@rst

اي همه مردم، در اين جهان به چه کاريد


98103045673855237904.gif
اي همه مردم، در اين جهان به چه کاريد ؟

عمر گران‌ مايه را چگونه گذاريد ؟

هرچه به عالم بود اگر به‌ کف آريد

هيچ نداريد اگر که عشق نداريد

واي شما دل به عشق اگر نسپاريد

گر به ثريا رسيد هيچ نيرزيد

عشق بورزيد

دوست بداريد

"فریدون مشیری"


454.gif

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
شادشاد
@rst

آیا می دانید، چرا خوشبخت بودن مشکل است؟ چون از رها

آیا می دانید، چرا خوشبخت بودن مشکل است؟
چون از رها کردن چیزهایی که باعث غمگینی ما می شود،
سر باز می زنیم. چون کلید خوشبختی خودمان را،
در جیب دیگران قرار داده ایم و باور نداریم که خوشبختی مان در دستان خودمان است.
کلید خوشبختی، درک این واقعیت است که آنچه برای شما رخ می دهد مهم نیست،
بلکه چگونگی پاسخ شما مهم است.
خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
بلکه کسی است که با مشکلاتش، مشکلی ندارد.          
                 

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
شادشاد
@rst

تقدیم به مردان واقعی جوراب لایق یک مرد نیست. برایت

%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B8%D8%B1-%D8%B7%D8

تقدیم به مردان واقعی
جوراب لایق یک مرد نیست...
برایت کفشهایی ازجنس طلا هدیه می دهم
که لایق مهربانی هایت باشد
تا بپوشی و مردانه قدم برداری چون نان اوره خانه تو هستی
تویی که تکیه گاهى ستون هرخانه ای
با وجود توست که پا بر جاست
تا تو نباشی پای هرزنی لنگ است
زندگی با وجود توقشنگ است
تقدیم به پدران و مردان پاک سرزمینم


برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
شادشاد
@rst

پابوسی شاه عالمین میخواهم یک هروله بین الحرمین میخواهم گفتند


fleurs-fleurs-roses-00059.giffleurs-fleurs-roses-00059.gif

پابوسی شاه عالمین میخواهم
یک هروله بین الحرمین میخواهم
گفتند شب آرزوست ؛ حاجت بطلب
مردن وسط صحن حسین می خواهم   

    

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
شادشاد
@rst

دل من زنده می‌گردد به بوی وصل دلداران دماغم تازه


98103045673855237904.gif

fleurs-fleurs-roses-00059.giffleurs-fleurs-roses-00059.gif

دل من زنده می‌گردد به بوی وصل دلداران
دماغم تازه می‌دارد نسیم وعده یاران
الا ای صبح مشتاقان بگو خورشید خوبان را
که تا کی ذره سان گردند در کویت هواداران
شبی احوال بیماران بپرس از شمع مومن دل
که بیمارست و می‌سوزد همه شب بحر بیماران
مرا ای لعبت ساقی ز جام لعل شیرینت
بده کامی که در تلخی سر آمد عمر میخواران
به هشیاران مده می را به مستان ده که در مجلس
قدح خون در جگر دارد، مدام از دست هشیاران
صبا از کوی او بویی، بجان گرمی دهد اینک
نشسته بر سر کویند و جان بر کف خریداران
بهر یک موی چون سلمان گرفتاریست در بندت
گرفتارت کند ترسم، شبی آه گرفتاران


مشاهده همه ی 3 نظر
شادشاد
@rst

ديشب به ياد روي تو تنها گريستم تنهاي بي اميد

454.gif
ديشب به ياد روي تو تنها گريستم
تنهاي بي اميد چه شبها گريستم
از چنگ غم بخلوت انديشه هاي عشق
بردم پناه و بي تو در آنجا گريستم
سر مي كشد چوشعله تمناي او ز دل
زين جانگذاز درد تمنا گريستم

پنهان نمي شود چكنم؟ ماجراي عشق
در عشق او نهاني و آشكار گريستم
يكروز خنده زد دلم از گرمي اميد
عمري ز سرد مهری دنيا گريستم
روشن نشد ز بخت سياهم چراغ عمر
امروز از سياهي فردا گريستم

آتش زدند بر دل من ، تا كه همچو شمع
يكجا بسوختم دل و يكجا گريستم
كوتاه بود عمر من و عمر گل ، دريغ
(پروانه) سان به خنده گلها گريستم

81353229280199016902.gif


برای ارسال اولین نظر کلیک کنید