افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
بروز رسانی 
saeid
آروم و عادیآروم و عادی
saeid

انسان‌ها جان می‌دهند، اما انسانیت جان دارد!

 کتایون محمودی/ روزنامه‌نگار

خبر انفجاری مرگبار در متروی «سن پترزبورگ» روسیه و بمباران شیمیایی «خان شیخون»، یکی از شهرهای کوچک استان ادلب سوریه، تیتر اول خبرهای مهم جهان بود.
در کنار خبرهای نگران‌کننده از خاورمیانه و تظاهرات سالمندان در یونان به اعتراض کاهش حقوق و مستمری، نگرانی از انزوا و تنهایی قانون‌گذاران انگلیسی بعد از خروج از اتحادیه اروپا، خبر بمباران شیمیایی در ادلب دارای اهمیت کمتری بود که روی آنتن شبکه‌های خبری و رسانه‌ها رفت!
حق حاکمیت جبل‌الطارق و مناقشه بر سرماندن یا نماندن در اتحادیه اروپا، سخنرانی اشتاین مایر، ‌رئیس‌جمهور آلمان درباره‌ی رد سلطه‌ی کشورش بر اتحادیه اروپا، کنفرانس دو روزه در بروکسل برای حل بحران سوریه و… چشم‌انداز یک روز دنیاست و آن‌چه میان این همه آشوب و همهمه بیش از هر چیز خودنمایی می‌کند، نمود «عصبانیت» دنیاست از وضع موجود!
حالا می‌شود به راحتی ادعا کرد که دنیا عصبی است و مردم در بیشتر نقاط جهان نگران فردایی مبهم هستند که دنیا پیش رو دارد. دیگر مرزها و جغرافیا نمی‌تواند آدم‌ها را از وقایعی که آن‌سوتر اتفاق می‌افتد دور کند.
دنیا می‌سوزد و سوریه قلب دنیاست… وقتی مرگ کودکی در سوریه، ضجه‌ی زنی در عراق و فریاد خاموش مردی در افغانستان دیگر اجازه نمی‌دهد تا دورترین نقطه از مناطق جنگی، کسی راحت سر بر بالین آرامش بگذارد، یعنی: وجدان‌ها هنوز بیدارند و مردم درد همدیگر را لمس می‌کنند و می‌چشند و این تنها خونسردی قدرت‌هاست که با تب برتری، جان ملتهب دنیا را به مرز تشنج کشانده است.
ظالمی که مردمش را سپر جان بی‌مقدارش کرده و برای حفظ کرسیِ موریانه‌خورده‌ی قدرت، از هیچ جنایتی رویگردان نیست، ولی ملت‌ها کنار هم هستند و می‌توان گفت آدمیت نمرده؛ گرچه دیکتاتورها نفس می‌کِشند.
با اینکه افق روشنی وجود ندارد، اما می‌توان به آینده امیدوار بود… چون اگر انسان‌ها جان می‌دهند، انسانیت همچنان جان دارد.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
saeid
آروم و عادیآروم و عادی
saeid

چگونه افسار شیطانمان را در دست بگیریم؟!

بله تعجب نڪنید…
طبق فرمودہ رسول اللہ ﷺ ھر مسلمانی یڪ شیطان به ھمراہ دارد ڪه به ڪارھای سوء سوقش مےدھد.

و ھمچنین رسول اللہ ﷺ مےفرمایند:
مؤمن، افسار شیطانش را میگیرد و وی را رام مےڪند ھمچنان ڪه در سفر افسار شترش را در دست دارد.

ذڪر اللہ ﷻ شیطان را زخمی مےڪند، ھمانند شلاق به دستی ڪه بر تن شخصی دیگر میزند…
با بر زبان آوردن ذڪر، شیطان قدرت تسلط ازش گرفته میشود و ڪاملا مهار خواھد شد.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
saeid
آروم و عادیآروم و عادی
saeid

خدایا
اگربدبودیم کمک کن
تافردایی بهتــرداشته باشیم
الهی
به حق مهربانیـت
نگذارکسی باناامیدی و یأس
شب خودرابه صبح برساند
آمین

شب خوش

1490802966463476_large.jpg

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
saeid
آروم و عادیآروم و عادی
saeid

به نام خـــــღـــــدایی
 ڪه 
وجودم تنها به خاطر
           ؏شق به اوست

خـــــــــــــــدایا 
چه آسان می توان تو را دوست داشت ،
بی هیچ تڪلف و بهانه ای .

بهشت همین حیاط ڪوچڪ خانه ماست ،
وقتــــــــــــــــــــی
 فرشته ها برای شنیدن نام تو از دهان من ،

از پله های عــــــــــرش پایین می آیند.
1490802890753077_large.jpg

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
saeid
آروم و عادیآروم و عادی
saeid


پيامبر اکرم ص:

هر كس نگاه به نامحرم را از ترس خدا ترك كند، خداوند چنان ايماني به او عطا كند كه شيريني اش را در دل خويش احساس كند.

1490802831331123_large.jpg

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
saeid
آروم و عادیآروم و عادی
saeid

چشمت به نامحرم می افتد،
اگر خوشت نیاید که مریضی!!
اما اگر خوشت آمد،
فوراً چشمت را ببند
و سـرت را پایین بینداز و بگو:

"یا خَیرَ حَبیبٍ و مَحبـوبْ"

1490802749445315_large.jpg

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
saeid
آروم و عادیآروم و عادی
saeid

حتی اگر آسمانها دور باشند ..

آنکه بالای آسمانهاست نزدیک است....

پس دستهایت را به سوی پروردگاری که نجات می بخشد بلند کن ..

که زخمها با دعا شفا می یابند ...
1490802628536171_large.jpg

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
saeid
آروم و عادیآروم و عادی
saeid

داستان واقعی خنده داری درباره دوست دختر

دعوت گر مشهور سعودی، دکتر محمد العریفی به عنوان میهمان برنامه و پاسخگوی سوالات مخاطبان در یکی از برنامه های کانالهای عربی حضور داشت، در یکی از تماسها پسر جوانی اظهار داشت که به تازگی از گناهان توبه نموده و از دکتر عریفی درخواست نمود که دعا و ذکری را به وی بگوید تا توانایی فراموش کردن دوست دخترش را داشته باشد...
دکتر عریفی در جواب درخواستش خواندن بسیار دعای زیر را که در صحیح بخاری و صحیح مسلم روایت شده، به وی توصیه نمود. 

اللَّهُمَّ اجْعَلْ فِي قَلْبِي نُورًا وَفِي لِسَانِي نُورًا وَاجْعَلْ فِي سَمْعِي نُورًا وَاجْعَلْ فِي بَصَرِي نُورًا وَاجْعَلْ مِنْ خَلْفِي نُورًا وَمِنْ أَمَامِي نُورًا وَاجْعَلْ مِنْ فَوْقِي نُورًا وَمِنْ تَحْتِي نُورًا اللَّهُمَّ أَعْطِنِي نُورًا

                     یعنی 

✨پروردگارا! نور را در قلبم قرار بفرما ... 
✨پروردگارا ! نور را زبانم قرار بفرما...
✨پروردگارا ! نور را در گوشم قرار بفرما ... 
✨پروردگارا ! نور را در چشمانم قرار بفرما...
✨پروردگارا ! نور را در  پشت سرم و روبه رو و جلوم قرلر بفرما ...
✨پروردگارا! نور را در بالا و زیرم قرار بفرما ...
✨پروردگارا! نور را به من عطا بفرما...

 پسر جوان پس از سکوتی کوتاه به دکتر عریفی گفت: 
جناب دکتر مشکل اینجاست که اسم دوست دختر من هم  نور  است

دکتر عریفی آنقدر خندید که تصویر برداران دروبین را به قسمت و جای دیگری از صحنه برنامه گردانند و برای لحظاتی میان برنامه ای پخش نمودند تا خنده ی زیاد دکتر عریفی تمام شد. 

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
saeid
آروم و عادیآروم و عادی
saeid

#داستان 

خانم معلم مدرسه‌ای با اینکه ﺯﯾﺒﺎ بود ﻭ ﺍﺧﻼﻕ خوبی داشت، هنوز ازدواج نکرده بود.
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭ ﺷﺪند ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:
«ﭼﺮﺍ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﺟﻤﺎﻝ ﻭ ﺍﺧﻼﻗﯽ خوبی ﻫﺴﺘﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﮑﺮﺩﻩﺍﯼ؟»

خانم معلم گفت: 
«ﯾﮏ ﺯﻧﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭘﻨﺞ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ. ﺷﻮﻫﺮﺵ او ﺭﺍ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﮔﺮ بار ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺧﺘﺮ به دنيا بياورد ﺁﻥ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ خواهد ﮔﺬﺍﺷﺖ ﯾﺎ به هر ﻧﺤﻮﯼ شده ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽﺍﻧﺪﺍﺯد.
ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺩﺧﺘﺮﯼ به دنیا آورد.
ﭘﺪﺭﺵ ﺁﻥ ﺩﺧﺘﺮ را ﻫﺮ ﺷﺐ كنار میدان شهر ﺭﻫﺎ می‌کرد. ﺻﺒﺢ ﮐﻪ می‌آمد، ﻣﯽﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ طفل ﺭﺍ نبرده ﺍﺳﺖ. ﺗﺎ ﻫﻔﺖ ﺭﻭﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻫﺮ ﺷﺐ ﺑﺮای ﺁﻥ ﻃﻔﻞ دعا می‌کرد ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ می‌سپرد. ﺧﻼﺻﻪ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ ﮐﻮﺩﮐﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ بازگرداند.

ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪ، ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺧﯿﻠﯽ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺩﺧﺘﺮ به دنيا بیاورد ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺍﺳﺖ خداوند ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ فرزند هفتم ﭘﺴﺮ باشد ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺗﻮﻟﺪ ﭘﺴﺮ، ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺰﺭﮔﺸﺎﻥ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ.
ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺷﺪ ﻭ ﭘﺴﺮﯼ به دنیا ﺁﻭﺭﺩ ﺍﻣﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﻭﻣﺸﺎﻥ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ.
ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭘﻨﺞ ﺑﺎﺭ ﭘﺴﺮ به دنيا آورد ﺍﻣﺎ ﭘﻨﺞ ﺩﺧﺘﺮﺷﺎﻥ ﻫﻤﻪ فوت كردند.
ﻓﻘﻂ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺧﺘﺮﺷﺎﻥ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ می‌خواست ﺍﺯ ﺷﺮﺵ ﺧﻼﺹ ﺷﻮﺩ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﻣﺎﻧﺪ. ﻣﺎﺩﺭ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﭘﺴﺮﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻧﺪ.»

ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﮔﻔﺖ: 
«می‌دانید آن ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﭘﺪﺭﺵ میخواست ﺍﺯ ﺷﺮﺵ ﺧﻼﺹ ﺷﻮﺩ که ﺑﻮﺩ؟ آن دختر ﻣﻨﻢ! ﻭ ﻣﻦ ﺑﺪﯾﻦ دلیل ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﮑﺮﺩﻩﺍﻡ ﭼﻮﻥ ﭘﺪﺭﻡ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮ ﻫﺴﺖ ﻭ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺮ ﻭ ﺧﺸﮏ ﻭ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﮐﻨﺪ. ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺧﺪمت می‌کنم. آن ﭘﻨﺞ ﭘﺴﺮ، ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻧﻢ، ﻓﻘﻂ ﮔﺎﻫﮕﺎﻫﯽ خبرش را می‌گیرند. ﭘﺪﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﺮﯾﻪ می‌کند ﻭ ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺑﺎ ﻣﻦ ﮐﺮﺩﻩ.»

اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی، باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای …
"پس نیکی را بکار،
بالای هر زمینی…
و زیر هر آسمانی….
برای هر کسی... "
.تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!!
که کار نیک هر جا که کاشته شود به بار می نشیند … اثر زیبا باقی می ماند

1489821897611340_large.jpg

مشاهده همه ی 1 نظر
saeid
آروم و عادیآروم و عادی
saeid

چند وقت پیش در یک مهمانی، یکی از مهمانها پس از اتمام مکالمه تلفنی جنجالی که با همسرش داشت با چشمان خشمگینی رو به جمعیت گفت:
این زن من عقل نداره...
من هم نه گذاشتم و نه برداشتم و بهش گفتم: 
اگه عقل داشت که زن تو نمی شد.
بحث بی عقل بودن زن ها، بحث بسیار تأمل برانگیزی است.
به عقیده من:
زن اگر عقل داشت باردار نمی شد و نه ماه فرزندی را با خود حمل نمی کرد.
او با این کار زیبایی اندام و چهره اش را زیر سوال می برد.
بعد از آن با شیر دادن به فرزندش، شیره جان خود را بطور رایگان به آنها می دهد.
زن اگر عقل داشت آشپزی نمی کرد،
هم وقت خودش را برای پختن غذا هدر نمی داد و هم بوی خوش عطرش را با بوی غذا تعویض نمی کرد.
زن اگر عقل داشت خود را قربانی رشد همسر و فرزندانش نمی کرد.
مشخص است که زن ها عقل ندارند.
اگر عقل داشتند که دنیا بهم می ریخت.
زن ها عشق دارند…
زن ها محبت دارند…
زن ها لطافت دارند…
به نظر من زن ها عقل که ندارند هیچ، آنها آدم هم نیستند،
زن ها فرشته اند…
1489652259767787_large.jpg

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید