لحظه  بروز رسانی 
sara
sara

خواب دیدم ما را بریدند وبه کارخانه چوب بری

خواب دیدم ما را بریدند وبه کارخانه چوب بری

خواب دیدم ما را بریدند
وبه کارخانه چوب بری بردند
انکه عاشق بود پنجره شد
انکه بی رحم بود چوبه دار
واما از من دری ساختند برای گذشتن ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sara
sara
پست شماره 320294933 از sara

.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sara
sara

و ما زمستان دیگرى را سپرى خواهیم کرد

و ما زمستان دیگرى را سپرى خواهیم کرد

و ما
زمستان دیگرى را
سپرى خواهیم کرد
با عصیان بزرگى که درون مان هست
و تنها چیزى
که گرم مان مى دارد
آتش مقدس امیدوارى ست..

مشاهده همه ی 4 نظر
sara
sara

‍ همین ۲۰ سال پیش بود که . !

‍ همین ۲۰ سال پیش بود که . !

‍ همین ۲۰ سال پیش بود که ... !

یادش بخیر، به بهانه ی خانه تکانی همه دور هم جمع میشدیم..و یک دل سیر میخندیدیم و دلهایمان نیز از کینه و کدورت پاک میشد ...این روزها عجیب دلتنگ شده ام ...

برای آن فرشی که وسط حیاط خانه مادربزرگ پهن میکردیم ویک کاسه در دست میگرفتم و به بهانه ی شستن فرش دوزانو بر روی فرش خیس شده و پراز کف مینشستم و در جهت خواب فرش کاسه را هل میدادم...
ویادش بخیر آب بازی آخر فرش شستن با بچه ها و بزرگترها حتی یادش بخیر فریاد های مادر ... سرما میخوری بچه... من برات لباس نیاوردم!

وقتی ماشین قالیشویی از جلوی خانه مان رد میشود اصلا چقدر دلم می خواهد دوباره سرما بخورم! اما فرش ها را خودمان در کنار فامیل هایمان با یک دنیا شادی بشوریم... لااقل فرش های مادربزرگ را !

وقتی که دیگر بجای جمع شدن ها در کنار یکدیگر برای خانه تکانی خانه ی مادربزرگ سراغ کارگر می روند نمیدانم آن نگاه غمگین مادربزرگ را کدام کارگر می تواند بتکاند ... آن دل خسته ی پدربزرگ را چه کسی می تواند گردگیری کند !

دلم تنگ شده است ،اندکی برای تمام مادربزرگ ها و پدربزرگ هایی که دیگر در کنار ما نیستند
و بیشتر برای آن ها که هستند اما دلشان از غم دوری نالان است.بگذار بهتر بگویم دلم یک شادی تکانی می خواهد.

مشاهده همه ی 5 نظر
sara
sara

من در جستجوی تکه ای از آسمان هستم

من در جستجوی تکه ای از آسمان هستم

من در جستجوی تکه ای از آسمان هستم

که از انبوه اندیشه های پست تهی باشد

مشاهده همه ی 6 نظر
sara
sara

لایق تو کسی نیست جز آنکسی که: تو

لایق تو کسی نیست جز آنکسی که: تو

لایق تو کسی نیست جز آنکسی که:

تو را انتخاب میکند نه امتحان ...
تو را نگاه کند نه اینکه ببیند ...
تو را حس کند نه اینکه لمست کند ...
تو را بسازد نه اینکه بسوزاند ...
تو را بیاراید نه اینکه بیازارد ...
تو را بخنداند نه اینکه برنجاند ...
تو را دوست بدارد و بدارد و بدارد ...
ﺳﺎﺩﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ﺍﻣﺎ ﺳﺎﺩﻩ ﻋﺒﻮﺭ ﻧﮑﻦ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺍﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ !
ﺳﺎﺩﻩ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﺮﻧﮕﺮﺩ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ کسی که ﺑﻪ ﺯﺧﻢ ﺯﺩﻧﺖ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺷﺎﻫﺮﮒ ﺣﯿﺎﺗﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﯾﺎﻓﺘﯽ !
ﻭ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ :
ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺍﺭﺯﺵ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ …

"ﮔﺎﻫﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ"

مشاهده همه ی 10 نظر