بروز رسانی 
فرشته (مادرم عاشقتم)
لوسلوس
فرشته (مادرم عاشقتم)

People cannot say good things with broken heart.!

- People cannot say
good things with broken heart..!

- آدما نمیتونن با قلبِ شکسته
کلمه های خوب به زبون بیارن..!


🍁﹏﹏﹏●•۰🌻۰•●﹏﹏﹏🍁

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
فرشته (مادرم عاشقتم)
لوسلوس
فرشته (مادرم عاشقتم)

تو ستاره ام باش.! قول می دهم یک عمر؛

تو ستاره ام باش..!
قول می دهم یک عمر؛
آسمانِ شب هایت باشم...

‍‌‌‌‌‌

🍁﹏﹏﹏●•۰🌻۰•●﹏﹏﹏🍁

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
----------------
----------------

کَفتار ============ کفتار خال‌دار جانوری گوشت‌خوار و بزرگ‌جثه‌ترین عضو

کَفتار ============ کفتار خال‌دار جانوری گوشت‌خوار و بزرگ‌جثه‌ترین عضو

کَفتار
============
کفتار خال‌دار جانوری گوشت‌خوار و بزرگ‌جثه‌ترین عضو خانواده کفتاران است.
قلمرو این حیوان در گذشته سراسر اورآسیا از اروپای غربی تا چین را در بر می‌گرفت اما امروزه فقط در آفریقای جنوب صحرا به حیات خود ادامه می‌دهند. این حیوان در گله‌های بزرگ مادرسالاری زندگی می‌کند که تا ۸۰ عضو دارند.

کفتار خال‌دار برخلاف باور مشهور فقط لاشه‌خوار نیست، بلکه بیشتر غذای خود را از شکار سم‌داران میان‌جثه به‌دست می‌آورد و بسیاری از اوقات بر سر شکار یا قلمرو با شیرها درگیر می‌شود. آن‌ها در قیاس با دیگر گوشت‌خواران بسیار باهوشند و برخی مطالعات حکایت از آن دارد که هوش اجتماعی کفتارها با برخی گونه‌های نخستی‌سانان برابری می‌کند.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
----------------
----------------

قرآن کریم-سوره ی نمل و هنگامی که وعده ی عذاب

قرآن کریم-سوره ی نمل و هنگامی که وعده ی عذاب

قرآن کریم-سوره ی نمل
و هنگامی که وعده ی عذاب کافران به وقوع پیوند و یا زمان انتقام به ظهور قائم فرا رسد جنبنده ای از زمین بر انگیزیم که با آنان تکلم کند که مردم به آیات ما بعد از این از روی یقین نمی گروند در اخبار امامیه جنبنده ای که در این آیه مذکور است دابه الارض به رجعت( امام علی ع)(حضرت امیر (ع) در ظهور حضرت قائم یا خود ولی عصر عجل الله تعالی فرجه تفسیر شده(امام زمان عج)
==================================
حافظ شیرازی

ای پیک راستان خبر یار ما بگو

احوال گل به بلبل دستان سرا بگو

ما محرمان خلوت انسیم غم مخور

با یار آشنا سخن آشنا بگو
برهم چو می‌زد آن سر زلفین مشکبار

با ما سر چه داشت ز بهر خدا بگو

هر کس که گفت خاک در دوست توتیاست

گو این سخن معاینه در چشم ما بگو

آن کس که منع ما ز خرابات می‌کند

گو در حضور پیر من این ماجرا بگو

گر دیگرت بر آن در دولت گذر بود

بعد از ادای خدمت و عرض دعا بگو

هر چند ما بدیم تو ما را بدان مگیر

شاهانه ماجرای گناه گدا بگو

بر این فقیر نامه آن محتشم بخوان

با این گدا حکایت آن پادشا بگو

جان‌ها ز دام زلف چو بر خاک می‌فشاند

بر آن غریب ما چه گذشت ای صبا بگو

جان پرور است قصهٔ ارباب معرفت

رمزی برو بپرس حدیثی بیا بگو

حافظ گرت به مجلس او راه می‌دهند

می نوش و ترک زرق ز بهر خدا بگو

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
----------------
----------------

قرآن کریم-سوره ی بقره بسط دانش و توانایی تن و

قرآن کریم-سوره ی بقره
بسط دانش و توانایی تن و خدا ملک خود را به هر که بخواهد بخشد که او به حقیقت توانگر و داناست.
پیغمبرشان بدان گروه گفت که نشانه ی شاهی او این است که تابوتی که در آن سکینه ی خدا و الواح بازمانده از خانواده موسی و هارون است و فرشتگانش به دوش برند برای شما خواهد آورد که در آن برای شما حجتی است روشن اگر اهل ایمان باشید.
===========================================
حافظ شیرازی

حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم

خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم

چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست

روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم
عیان نشد که چرا آمدم کجا رفتم

دریغ و درد که غافل ز کار خویشتنم

چگونه طوف کنم در فضای عالم قدس

که در سراچه ترکیب تخته بند تنم

اگر ز خون دلم بوی شوق می‌آید

عجب مدار که همدرد نافه ختنم

طراز پیرهن زرکشم مبین چون شمع

که سوزهاست نهانی درون پیرهنم

بیا و هستی حافظ ز پیش او بردار

که با وجود تو کس نشنود ز من که منم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
----------------
----------------

/زندگي/ من با قافيه ها هم وزنم يک مصرع

/زندگي/ من با قافيه ها هم وزنم يک مصرع

/زندگي/
من با قافيه ها هم وزنم
يک مصرع پر حرفم
من قافيه ي سرگردان بي حرفم
يک سبد شعر پر دردم
جايي در اخر بيت ها يا يک مثنوي پر از خار برگم
اخر خواب ها
يا اول سپيده ي صد برگم
نشسته بر تاج رنگين کمان
يا شيرازه ي ريشه اي پر دردم
کنج گنج تو يا روي طاقچه بي برگم
درخت تنومند کاغذ شده ي اين برگم
سفرنامه ي تو شايد اين قصه ي صد برگم
توي دفتر خاطراتت پر سکوتو بسته از دردم
حسام الدين شفيعيان

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
farhad
farhad

📚#داستان_کوتاه ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﭘﻠﯽ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ

📚#داستان_کوتاه

ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﭘﻠﯽ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺧﺮﻭﺷﺎﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺪ . ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻧﺪ ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﮐﻤﮏ ﺭﺳﺎﻧﻨﺪ ، ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﺷﺪﺕ ﺁﺏ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺯﻳﺎﺩ ﺍﺳﺖ، ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻪ ﺑﺮﺍﺷﻮﻥ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﺮﺩ‌؛ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﻧﺠﺎﺗﺘﻮﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﻣﺮﺩ !!!
ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻣﺮﺩ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﮐﻮﺷﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﻴﺎﻳﻨﺪ
ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺋﻤﺎ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻼﺵ ﺗﻮﻥ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻫﺴﺖ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﻣﺮﺩ

ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺁﺏ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺩ . ﺍﻣﺎ ﺷﺨﺺ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﺎ ﺣﺪﺍﮐﺜﺮ ﺗﻮﺍﻧﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺗﻼﺵ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ . ﺑﻴﺮﻭﻧﯽ ﻫﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺯﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﻼﺷﺖ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻫﺴﺖ ، ﺍﻣﺎ ﺍﻭ ﺑﺎ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺗﻼﺵ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺍﺯ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺧﺮﻭﺷﺎﻥ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪ . ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪ، ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﻧﺎﺷﻨﻮﺍﺳﺖ . ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺍﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ !

نتیجه گیری:
‏( ‏( ﻧﺎﺷﻨﻮﺍ ﺑﺎﺵ ﻭﻗﺘﻰ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﻣﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩﻥ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﻳﺖ ﻣﻴﮕﻮﻳﻨﺪ ‏) ‏)

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
----------------
----------------

عکاس-حسام الدین شفیعیان /شعر پست مدرن/ /نگاه/ عصر

عکاس-حسام الدین شفیعیان /شعر پست مدرن/ /نگاه/ عصر

عکاس-حسام الدین شفیعیان
/شعر پست مدرن/
/نگاه/
عصر رنسانس يا قرن اتم از شکاف ذرات آن
عصر آمدن نانو تکنولوژي جوراب با طعم پرتقال
فيزيک کوانتونومي مجهول در تکامل حل از قبل به بعد
تکثير سلول هاي بنيادي ريشه نخاع مغز خشکيده
قرن نگاه هاي مادون قرمزي از شنل قرمزي هاي مدرن پارازين عصر متود
جنين هاي سردرگم از آمدن آيا هست زمين
و فرداي تابوت انگيز عصر جنگهاي صليبي يا يونان باستاني از نوين
شاعر-حسام الدين شفيعيان
/تصور زندگي/
اگر بخواهم برايت تصور کنم
چند رنگ را برايت بهم زهم از براي هم تدبر کنم
ميشود فکر من زخيال زندگي شايد آن هم را برايت تشابه کنم
هيچ در هيچش همه هيچ بود
اصلان کاخ آرزوهايم در سراشيب نيچ بود
زفلسفه از بحران خود زجهاني دگر شدم
من سقوط اسمان از خطر شدم
جاي دريا خيال ميکنم
روي ساحل هم زخود برون زتو ميکنم
آري تمام زندگيم کاغذو خيال ابرهاست
من آن هم را براي تو تشديد زخود ميکنم
شاعر-حسام الدين شفيعيان
/نقطه هاي زندگي/
ميگويي زندگي و من برايت خط کاغذي آن را ميکشم
زبعدو قبل آن زرو قرمزو نارنجيو بنفش را ميکشم
چه معناي تلخي سياهي در خطوط آهني
چرايي آن را زتصوير خيال ميکشم
برايم رفتن از شهر کاغذي عکس هست
زبعد آن زندگي قلم ميکشم
فرقي ندارد که در هيچ جاي دنيا نقطه ميگذارم
من آن هم را براي تصور خيال ميکشم
و تو ميگويي چقدر خوشبختي
که زندگي نکردي
و من ميگويم زندگي يعني نقطه
شاعر-حسام الدين شفيعيان
/پشت هيچستان /
پشت هيچستان شهريست دور از من
من زشهر خود هستم هميشه
و او در شهري دور از هم
او خيال من است من خيال او
من گاهي براي آدمهايي دور از خود شعر ميگويم
آدمهايي که در جنين هاي ناشکل گرفته کلماتن
من روياي آنهايم جايي در شيب نيامدن ها
شوق رسيدن به زندگي با دو کلمه از قبل بعد از من
شاعر-حسام الدين شفيعيان

مشاهده همه ی 2 نظر