لحظه  بروز رسانی 
☚saeed
آروم و عادیآروم و عادی
☚saeed

گفتند عینک سیاهت را بردار دنیا پر از

گفتند عینک سیاهت را بردار دنیا پر از

گفتند عینک سیاهت را بردار

دنیا پر از زیباییست!!!

عینک را برداشتم...

وحشت کردم از هیاهوی رنگها

عینکم را بدهید

میخواهم به دنیای یکرنگم پناه برم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
☚saeed
آروم و عادیآروم و عادی
☚saeed
پست شماره 317792316 از ☚saeed

.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
☚saeed
آروم و عادیآروم و عادی
☚saeed

از من بگذر(علیرضا قربانی)

پست شماره 317756557 از ☚saeed
از من بگذر(علیرضا قربانی)

.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
☚saeed
آروم و عادیآروم و عادی
☚saeed
پست شماره 317742590 از ☚saeed

.

مشاهده همه ی 1 نظر
☚saeed
آروم و عادیآروم و عادی
☚saeed

زمانه تـار می شود ، به شب دُچار می شود

زمانه تـار می شود ، به شب دُچار می شود

زمانه تـار می شود ، به شب دُچار می شود

حال و گذشته ام هنوز ، سَرَم هَوار می شود

زبانِ واژه هایِ من ، رنگِ شُعــار می شود

رُمــانِ نانِـــوِشتــه ام ، ادامـــه دار می شود

آبِ حیـاتِ زندگی ، دست به کـــار می شود

به جُرمِ تشنـه ماندَنَم ، فقط بُخـــار می شود

دل بِکـنـم یا نَکـنـم ، دلم شکـــــار می شود

شکارِ خَـنجَـرِ تُو یا ، فُلانْ نِگــار می شود

گـردنِ من منتظـــرِ ، طنــابِ دار می شود

مراسمِ عَـزایِ من ، چه خنده دار می شود

طبیعت از نبـودِ من ، خُودِ بهــار می شود

نسیمِ عشق می وَزَد ، یَأسْ مَهـار می شود

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
☚saeed
آروم و عادیآروم و عادی
☚saeed

ترشحات خوبی هایت به سنگین ترین نقطه قلبم

ترشحات خوبی هایت به سنگین ترین نقطه قلبم

ترشحات خوبی هایت

به سنگین ترین نقطه قلبم رسیده است

سبک تر شده ام حالا،مثل پروانه

استشهاد سلولهای بدنم گواهی میدهد

به بیکران شدن روحم در انزوای جسمت

من در ترانه های تو غرق شده ام

جنگ دست و پایم بی فایده است

وقتی روحم را از چنگم در اورده ای

من با تو زنده ام یا مرده ؟

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
☚saeed
آروم و عادیآروم و عادی
☚saeed

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد کاسه ی صبرم

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد کاسه ی صبرم

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد
کاسه ی صبرم از این دیر آمدن لبریز شد

تیر دیوانه شد و مرداد هم از شهر رفت
از غمت شهریورِ بیچاره حلق آویز شد

مهر با بی مهری و نامهربانی میرسد
مهربانی در نبودت اندک و ناچیز شد

بی تو یک پاییز ابرم، نم نمِ باران کجاست؟
بی تو حتّی فکر باران هم خیال انگیز شد

کاش میشد رفت و گم شد در دل پاییز سرد
بوی باران را تنفّس کرد و عطر آمیز شد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید