لحظه  بروز رسانی 
سعید ماهیچی
خوشحالخوشحال
سعید ماهیچی

تولدت مبارک بتسابه🎂 @betsabe

تولدت مبارک بتسابه🎂



@betsabe

مشاهده همه ی 3 نظر
سعید ماهیچی
خوشحالخوشحال
سعید ماهیچی

{-104-}

مشاهده همه ی 13 نظر
سعید ماهیچی
خوشحالخوشحال
سعید ماهیچی

‏پشت چراغ قرمز یه نفر از پشت کوبید ماشینم قفل فرمون

‏پشت چراغ قرمز یه نفر از پشت کوبید ماشینم قفل فرمون رو برداشتم با عصبانیت پیاده شدم دیدم یه خانم خیلی خوشگله، زدم چراغ عقب ماشینم رو شکستم گفتم ببخشید من بد جایی وایساده بودم، افسره چهارراه گفت خانم مقصره، یه دونه هم کوبیدم تو کله افسر
خلاصه برام کمپوت گلابی بیارید خیلی دوست دارم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سعید ماهیچی
خوشحالخوشحال
سعید ماهیچی

‏جشن تولدم بود، طبق رسم ناجوانمردانه مثلا بابام اومد کیک تولد

‏جشن تولدم بود، طبق رسم ناجوانمردانه مثلا بابام اومد کیک تولد رو صورتم بماله، در حین فرار من کیک رو با سینی ش، چنان از پشت سر کوبید تو کله م رفتم تو دیوار و سرم از چند جا بخیه خورد. حالا بماند که خانواده نذاشتن تا ساعد م رو بشکونه و جشن تولد امسالم به خیر و خوشی به پایان رسید{-15-}

مشاهده همه ی 44 نظر
سعید ماهیچی
خوشحالخوشحال
سعید ماهیچی

بدبخت شدیم رفت😂همون 45 تومن یارانه رو هم ازمون میگیرن، میبرن

بدبخت شدیم رفت😂همون 45 تومن یارانه رو هم ازمون میگیرن، میبرن میدن بندر بیروت رو درست کنن😂

مشاهده همه ی 3 نظر
سعید ماهیچی
خوشحالخوشحال
سعید ماهیچی

قبلا فکر عمل دماغ بودم، الان اولویت رو باید بزارم برای

قبلا فکر عمل دماغ بودم، الان اولویت رو باید بزارم برای عمل گوشام که به خاطر ماسک زدن شکل آینه بغل اتوبوسا شده{-60-}

مشاهده همه ی 13 نظر
سعید ماهیچی
خوشحالخوشحال
سعید ماهیچی

امسال که نذاشتن بریم حج، هر کی اینجا شیطنت کنه با

امسال که نذاشتن بریم حج، هر کی اینجا شیطنت کنه با کلوخ میزنمش👿

مشاهده همه ی 24 نظر
سعید ماهیچی
خوشحالخوشحال
سعید ماهیچی

حضرت ادم چیکار کرده بود که انداختنش بیرون، و ما الان

حضرت ادم چیکار کرده بود که انداختنش بیرون، و ما الان به این وضع اسفناک دچار شدیم؟

مشاهده همه ی 32 نظر
سعید ماهیچی
خوشحالخوشحال
سعید ماهیچی

عید شده 😐 عید تون مبارک💃

عید شده 😐
عید تون مبارک💃

مشاهده همه ی 11 نظر
Elahe.M
آروم و عادیآروم و عادی
Elahe.M

امروز رفتم سراغ پیام هایی که برام خطاب اومده بود دنبال

امروز رفتم سراغ پیام هایی که برام خطاب اومده بود دنبال

امروز رفتم سراغ پیام هایی که برام خطاب اومده بود دنبال یه حس آشنا ، یه رنگ آشنا ، یه بوی آشنا ، یه اسم آشنا میگشتم
دلم تنگ بود برای کل کل انداختنامون
برای غیرتی شدنامون برای سریالی کردن پست هامون
برای اینکه بی چشم داشت همدیگرو شریک پستامون میکردیم تا مبادا یکی جا بمونه
برای وقتایی که وقتی همه پایین یه پست حرف میزدیم حواسمون بود یکیمون نیست براش خطاب میزدیم تا بیاد
برای وقتی که از عشق آردین و سارایی کیف میکردیم
برای وقتایی که حنان دلش میشکست و دلداریش میدادیم
برای وقتایی که ساره کدبانویی میکرد و ما دلمون ضعف می رفت
برای وقتایی که بتسابه یه مطلب درخور میذاشت
برای وقتایی که جواد و دلداری میدادیم و باهاش ناراحت بودیم
برای وقتایی که سعید ماهیچی لقب ماهیچی گرفت
برای وقتایی که سعید آفرود مارو با عکسای ماشینا و اُملتاش هیجان زده میکرد
برای وقتایی که روهام و آردین و محمد و علی و رضا با هم می افتادن و ما دخترا دیگه نباید چیزی میگفتیم

برای رضا ....


من دیگه هیچوقت همچین جمعی رو تجربه نمیکنم
اتفاقات توی زندگی مقطعی رخ میدن اگر هم رخ بده رنگ و بوش فرق داره

دلم برای همتون می تپه همیشه ته ته ته دلم روی تاقچه ی کلاسیک قلبم قاب عکساتون رو نگه میدارم و روشونو دستمال میکشم تا خاک نگیرید تا یادم نره شماها رو داشتم.

🌾🌾🌾

مشاهده همه ی 57 نظر