لحظه  بروز رسانی 
► مرتضـے پاشایـے ►ehsan
► مرتضـے پاشایـے ►ehsan

مشاهده همه ی 14 نظر
omid
omid

یکــــــــــ بار که تنــــــــــها بمانی یکــــــــــ بار که بشکنـــد دلتــــــــــ

یکــــــــــ بار که تنــــــــــها بمانی

یکــــــــــ بار که بشکنـــد دلتــــــــــ

غرورتــــــــــ

اعتمادتــــــــــ

همین یکــــــــــ بار کافیســـت

تا یکــــــــــ عمـــر

از پشتــــــــــ نگاهـــی ترک خورده به آدمهــا بنگری ...!

همین یكــــــــــ بار كافیســـت

تا دیگر هیــچ نگاهــــــــــی دلتــــــــــ را نلرزانـــد

 

 ...

مشاهده همه ی 17 نظر
omid
omid

  نفــــــــس میکشــــــم تا بجـــــــای مــــــــرده ها خـــــــــاکم

 

نفــــــــس میکشــــــم

تا بجـــــــای مــــــــرده ها

خـــــــــاکم نکــــــنند

اینــــــگونه هســــــت احـــــــــوال من

چیــــــــزی نپـــــــرس . . .

مشاهده همه ی 11 نظر
omid
omid

  بغض هایی که نمی شکنند بغضهایی که همانند جلادی

 

بغض هایی که نمی شکنند
بغضهایی که همانند جلادی گردنم را گرفت اند
پرم از بغض هایی بی رحم
خدایا این همه بغض روزه را باطل نمیکند؟

مشاهده همه ی 3 نظر
omid
omid

رفتی  تا خوشبخت شوی   حالا من   حال

رفتی

 تا خوشبخت شوی  

حالا من 

 حال کودکی را دارم

 که  نخ بادبادکش پاره شده 

 مانده برای اوج گرفتنش

 ذوق کند 

 یا برای از دست دادنش

   گریه...

مشاهده همه ی 4 نظر
omid
omid

ﮔـﺎﻫـی ﺍﻳـﻨـﮑـﻪ ﺻـﺒـﺢ ﻫـﺎ … ﺩﻟـﺖ ﻧـﻤـﻲ ﺧـﻮﺍﺩ ﺑـﻴـﺪﺍﺭ ﺑـﺸـﻲ

ﮔـﺎﻫـی ﺍﻳـﻨـﮑـﻪ ﺻـﺒـﺢ ﻫـﺎ
ﺩﻟـﺖ ﻧـﻤـﻲ ﺧـﻮﺍﺩ ﺑـﻴـﺪﺍﺭ ﺑـﺸـﻲ ..
ﻫـﻤـﻴـﺸـﻪ ﻧـﺸـﻮﻧـﻪ ی ﺗـﻨـﺒـﻠـی ﻧـﻴـﺴـﺖ !
خسته
ﺍی ﺍﺯ ﺯﻧـﺪﮔـی …!
ﻧـﻤـی ﺧـﻮﺍی ﻗـﺒـﻮﻝ ﮐـﻨـی ﮐـﻪ ﻳـﮏ ﺭﻭﺯِ ﺩﻳـﮕـﻪ
ﺷـﺮﻭﻉ ﺷـﺪﻩ

مشاهده همه ی 1 نظر
omid
omid

گاهی ، گاهی دلم سنگین میشود … کلافه میشود … کفشهایش

گاهی ، گاهی دلم سنگین میشود کلافه میشود کفشهایش را به پا میکندعصای سپیدش را در دست میگیرد عینکش را به چشم میزند و راهی میشود به دنبال نشانی از گمشده اش و نقطه به نقطه ی دنیا را بو میکشد برای یافتن بویی از آشنای دیرینش ؛ برای یافتن مرهم چشمان بی سویش ؛ برای یافتن بویی از پیراهن یوسفش
گاهی دست دلم را میگیرم و با هم پی یوسف دلم میگردیم !
تازگی ها دلم یوسفش را پیدا کرده سر همان سجاده ی ترمه ایکه مادربزرگم چندسال پیش برایم از مشهد سوغاتی آورده بود

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
omid
omid

خسته شدم از تکرارِ شنیدن ”مواظب خودت باش” تو اگر

خسته شدم از تکرارِ شنیدن
مواظب خودت باش
تو اگر نگران حال من بودی که نمی رفتی
می ماندی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
omid
omid

پدرم می گفت تصمیم نگیر ، اگر گرفتی شروع را به

پدرم می گفت تصمیم نگیر ، اگر گرفتی شروع را به تاخیر انداختن
نرسیدن است
اما
گاهی آغاز نکردن یک مسیر بهترین راه رسیدن است
گاه حتی لازم است بعد از نمازت فکر کنی و ببینی پشت سر
اعتقادت چه می بینی ترس یا حقیقت؟

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید