تولدت مبارک
لحظه  بروز رسانی 
an-ho:مدیرگروه موفقیت ما : گلخونه: تو تنهایی تنهای تنها شدم
ورزشکارورزشکار
an-ho:مدیرگروه موفقیت ما : گلخونه: تو تنهایی تنهای تنها شدم

نگران   منتظر   تنها   عصبانی   بهانه

نگران



  منتظر



  تنها



  عصبانی



  بهانه گیر



  همه ی اینها من هستم !



  کمی آرامم کن



  فقط کمی ...





Photo-skin_ir-Light306.jpg

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sahar
مهربونمهربون
sahar

چه تلخ محاكمه مي شوند پاييز و زمستان كه براي جا

چه تلخ محاكمه مي شوند پاييز و زمستان كه براي جا دادن درختان،جان مي دهند....

و چه ناعادلانه كمي ان طرفتر...همه چيز به نام بهار تمام مي شود.....


عکسهای زیبا از پاییز و زمستان

مشاهده همه ی 20 نظر
afsoon-1367
آروم و عادیآروم و عادی
afsoon-1367

شاید قانون زندگی همین باشد . صاحب ارزویی باشی که شیرینی

شاید قانون زندگی همین باشد ...

صاحب ارزویی باشی که شیرینی تعبیرش

از ان دیگریست...




   ذانلود فیلم ذارکولا


http://shop.upera.co/2eQlrftt

مشاهده همه ی 31 نظر
☂✘ مستأجر خـــــــــدا✘☂
آروم و عادیآروم و عادی
☂✘ مستأجر خـــــــــدا✘☂

طلبه ای از دنیا رفت؛ او را

افسران - نکته های ناب

طلبه ای از دنیا رفت؛ او را در خواب دیدند پرسیدند: حالت چطور است؟
او گفت: مواظب اعمال و گفته های خود باشید، زیرا اینجا حساب و کتاب خدا بسیار دقیق است!

....در روزی که باران می بارید من گفتم:
به به عجب باران به موقعی!

هنوز سر آن یک جمله گرفتارم و به من می گویند:
مگر ما باران بی موقع هم داشته ایم؟؟

آداب الطلاب مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی.ص

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
an-ho:مدیرگروه موفقیت ما : گلخونه: تو تنهایی تنهای تنها شدم
ورزشکارورزشکار
an-ho:مدیرگروه موفقیت ما : گلخونه: تو تنهایی تنهای تنها شدم

عشق دلم براي "عشق" ميسوزد اين روزها هركس نام "هرزگي"خودرا

عشق

دلم براي "عشق" ميسوزد

اين روزها هركس نام "هرزگي"خودرا

"عشق" گذاشته است ونمي داند

عاشق "دلداده" است نه "تن داده"......!!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
تارا
قاطیقاطی
تارا

,سهراب سپهری,, خواهر کوچکم از من پرسید: پنج وارونه چه

,سهراب سپهری,,
خواهر کوچکم از من پرسید:
پنج وارونه چه معنا دارد ...؟
من به تندی گفتم...
این سوال است که تو می پرسی؟
پنج وارونه دگر بی معناست...
خواهر کوچک من ساکت ماند...
وسوالش را خورد
دیدم از گوشه ی چشمش نم اشکی پیداست...
بغلش کردم و ارام گرفت..
او به ارامی گفت که چرا بی معناست...؟
من که در همهمه ی داغ سوالش بودم....
از دلم ترسیدم...
من که معصومیت بغض صدایش دیدم...به خودم می گفتم:
اگر او هم یک روز...
وارد بازی این عشق شود....
مثل من قهوه ی تلخ عاشقی خواهد خورد...
توی فنجان نگاهش ماندم...
مات و مبهوت فقط میگفتم:
بخدا بی معناست...
پنج وارونه غلط ها دارد....
تو همان پنج دبستان خودت را بنویس....
پنج وارونه ی ما یک بازیست....
بازی ای بی معنیست....
تو همان پنج دبستان خودت را بنویس.....!!!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید