لحظه  بروز رسانی 
♥⇦ســها⇨♥
متعحبمتعحب
♥⇦ســها⇨♥

حــــــــــــــــــــــس مســــخره ایــ تــــرس نبودن کســـــی که مال تو نیـــــــــــــــ

حــــــــــــــــــــــس مســــخره ایــ تــــرس نبودن کســـــی که مال تو نیـــــــــــــــ

حــــــــــــــــــــــس مســــخره ایــ
تــــرس نبودن کســـــی که مال تو نیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــس..........

مشاهده همه ی 5 نظر
♥⇦ســها⇨♥
متعحبمتعحب
♥⇦ســها⇨♥

مرد اگر بودم،نبودنت را غروب‌هایِ زمستاندر قهوه‌خانه‌هایِ دوریسیگار می‌کشیدمنبودنتدود می‌ش

مرد اگر بودم،نبودنت را غروب‌هایِ زمستاندر قهوه‌خانه‌هایِ دوریسیگار می‌کشیدمنبودنتدود می‌ش

.
مرد اگر بودم،
نبودنت را غروب‌هایِ زمستان
در قهوه‌خانه‌هایِ دوری
سیگار می‌کشیدم
نبودنت
دود می‌شد ...
و می‌نشست رویِ بخارِ شیشه‌هایِ قهوه‌خانه
بعد تکیه می‌دادم به صندلی
چشم‌هایم را می‌بستم
و انگشتانم را
دورِ استکانِ کمر باریکِ چایِ داغ حلقه می‌کردم
تا بیشتر
از یادم بروی!
_
نامرد اگر بودم
نبودنت را
تا حالا باید
فراموش کرده باشم
مرد نیستم اما
نامرد هم نیستم
زنم
و نبودنت
پیرهنم شده است!
....

مشاهده همه ی 1 نظر
♥⇦ســها⇨♥
متعحبمتعحب
♥⇦ســها⇨♥

دلم باران میخواهد فقط باران بایک بغض به اندازه تمام دلتنگی

دلم باران میخواهد فقط باران بایک بغض به اندازه تمام دلتنگی

دلم باران میخواهد

فقط باران

بایک بغض به اندازه تمام دلتنگی هایم

وبعد هم توبنشینی کنارمن

وهردو باهم قطره های باران رابشماریم

یک...

دو...

سه...

وبعد اصلا یادمان برود که همه اینها فقط یک خیال ست...

تو...باران...من...

همه اینها خیال است؟؟؟؟؟

دلــــــــــم

بــــــــــرای

خــــــــــــــانوم

گـــــــــــــل

گفــــــــــتنت

تنـــــــــــــــ..ـــــگه.......

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
♥⇦ســها⇨♥
متعحبمتعحب
♥⇦ســها⇨♥

خیلـــــ ے از ماها. موندیم پاے ڪســـــ ے ڪہ. ذره اے

خیلـــــ ے از ماها. موندیم پاے ڪســـــ ے ڪہ. ذره اے

خیلـــــ ے از ماها.......
موندیم پاے ڪســـــ ے ڪہ.......
ذره اے به ما اهمیت نداد......
و هیچوقتـــــ نفهمید دوستـــــ داشتڹ یعنـــــ ے چـــــ ے......
خیلـــــ ے از ماها ساختــــــــــیم........
با بدیها و خوبـــــ ے هاے یہ آدم......
ڪہ بہ همہ چیز فڪر ڪرد الا بہ ما.....
براے همہ وقتـــــ داشتـــــ الاّ براے ما.....
خیلی از ماها گذشــــــــــتیم......
از بدتریڹ خطاے بهتریڹ آدمهاےِ زندگیموڹ......
هموڹ ڪسایـ ے ڪہ توے سخت تریڹ .......
شرایط تنهاموڹ گذاشتـڹ.....
خیلی از ماها بودیــــــــــم........
وفادار بہ ڪســـــ ے ڪہ.....
بہ همہ پایبند بود الاّ ما......
ڪہ براش میمردیــــــــــم......
خیلـــــ ے از ماها شڪستــــــــــیم.......
بخاطر ڪســـــ ے ڪہ هیچوقتـــــ نفهمید......
تعهــــــــــد،دوست داشتڹ، گذشتڹ ینـی چـــــی......
خیلـــــ ے از ماها مدتها پیش مُردیــــــــــم.....
توے سڪوتـــــ ے ڪہ هیچوقتـــــ.........
هیچ ڪس هیچ جوره درڪش نڪــــــــــرد

مشاهده همه ی 5 نظر
♥⇦ســها⇨♥
متعحبمتعحب
♥⇦ســها⇨♥

جایت خالی ست کنارم؛ پشت چراغ های قرمز

جایت خالی ست کنارم؛ پشت چراغ های قرمز


جایت خالی ست کنارم؛

پشت چراغ های قرمز طولانی شهر

توی ترافیک های سنگین دم غروب

در خلوتِ محضِ سحرهای اتوبان؛

چقدر نیستی تا لحظه های هرزِ بی احساس را

کوتاه کنی برایم

پر خاطره...

که کلی از این در و آن در حرف بزنی

که حتی ترانه بخوانی و من

عاشق صدایت شوم باز.

چقدر نیستی و تمام لحظه های پس از تو

مثل ثانیه های کُند پرترافیک

مثل انتظار چراغ های همیشه قرمز

مثل راه های بی پایان است

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
♥⇦ســها⇨♥
متعحبمتعحب
♥⇦ســها⇨♥

صورتم را میشورمنگاه میکنم عجیب غریبه است دختر درون آینه برایمزیر چشمش

صورتم را میشورمنگاه میکنم عجیب غریبه است دختر درون آینه برایمزیر چشمش

صورتم را میشورم
نگاه میکنم 
عجیب غریبه است دختر درون آینه برایم
زیر چشمش عجیب گود رفته 
نگاهش دلم را میلرزاند
آرام لب باز میکند
تو از چه رنجیده ای
ولی او با اشک جوابم را میدهد
اشکش را پاک میکنم
من نیز تو را میفهمم
چقدر آشنایی برایم
تو برایم تداعی گر
همان دخترکی هستی که 
سالها قبل ميشناختمش
اما تو کجا و او کجا
او پر بود
از زندگی
شادی
عشق
ولی در تو زندگی گویی مرده
پریشان میشوم از فکرهایم
نکند آن دختر درون آینه منم
آب میپاشم
به آینه
به صورتم
نگاه میکنم
در آینه دختری افسرده
نگاه میکند به من
و من فریاد کشان
به دنبال خوده 18ساله ام میگردم
کجا رفتی 
پی کدام بازی گوشی ات رفتی
که اسیرت کرده روزگار
کجا رفتی 
خودم، کدام بازی گولت زد؟
که حالا هر چه میگردم تو نیستی
و مقابلم به جای تو 
دختری غمگین پوزخند میزند به من ...

مشاهده همه ی 1 نظر
♥⇦ســها⇨♥
متعحبمتعحب
♥⇦ســها⇨♥

تو می روی   برای رفتن تو راه می

تو می روی   برای رفتن تو راه می

تو می روی

 

برای رفتن تو راه می شوم !

 

تو پلک می زنی و من

 

برای چشم های غم گرفته ات نگاه می شوم !

 

تو خسته می شوی و من

 

برای خستگی تو

 

چه عاشقانه تکیه گاه می شوم . . . !

 

دلت گرفته است ؟

 

پا به پای گریه های تو

 

بغض و اشک و آه می شوم !

 

سکوت می کنی و من به احترام خلوتت

 

به شب پناه می برم

 

سیاه در سیاه می شوم . . . !

 

همیشه آخر تمام شکوه ها

 

به چشم های عاشقت که می رسم

 

سکوت میکنم

 

و باز برای آسمان غم گرفته ی تو ماه می شوم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
♥⇦ســها⇨♥
متعحبمتعحب
♥⇦ســها⇨♥

من خودم تا چندماهگی عمه م صدا می کرده سارا، بابا

من خودم تا چندماهگی عمه م صدا می کرده سارا، بابا بزرگم صدام میکرده زهرا.مامانم صدام میکرد مهدیه یامریم:/. بابام صدام میکرده ای بابا چرا پسر نشد :|

مشاهده همه ی 4 نظر