ســـلام بر دوستان خـــوب و باصفای ســرای شـــادی ... خـــــوش اومدین عــــزیـزان !

✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠
فـرقي نميكند
دوست مجازي باشـي
یا دوستي در دنـياي واقعي ...
همین که با معرفت باشي کافيه...!
✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠✠
بروز رسانی 
꧁༻( ¨̮ )༺꧂
آروم و عادیآروم و عادی
꧁༻( ¨̮ )༺꧂

خندیدن، خطر دیوانه قلمداد شدن را دارد گریستن، خطر احساساتی

خندیدن، خطر دیوانه قلمداد شدن را دارد گریستن، خطر احساساتی

خندیدن، خطر دیوانه قلمداد شدن را دارد
گریستن، خطر احساساتی قلمداد شدن را دارد
ابراز احساسات، خطر برملاشدن شخصیت را دارد
عشق ورزیدن، خطر این را دارد که متقابلا به ما عشق نورزند!
زیستن، خطر مردن را دارد
تلاش کردن، خطر شکست را دارد
ولی با خطر نکردن، برده‌ای خواهید بود که گرفتار زنجیر قاطعیت شده است و آزادی را به اسارت داده است !
تنها یک نفر آزاد است، آنکه خطر کند ...

- ریچارد‌ لیدر

گروه سرای شادی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
꧁༻( ¨̮ )༺꧂
آروم و عادیآروم و عادی
꧁༻( ¨̮ )༺꧂

روزی ما دوباره ڪبوترهایمان را پیدا خواهیم ڪرد و مهربانی

روزی ما دوباره ڪبوترهایمان را پیدا خواهیم ڪرد و مهربانی

روزی ما دوباره ڪبوترهایمان را پیدا خواهیم ڪرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت.

روزی ڪه ڪمترین سرود
بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادری‌ست.
روزی ڪه دیگر درهای خانه‌شان را نمی‌بندند
قفل
افسانه‌یی‌ست
و قلب
برای زندگی بس است.

روزی ڪه معنای هر سخن دوست‌داشتن است
تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی.
روزی ڪه آهنگ هر حرف، زندگی‌ست
تا من به خاطرِ آخرین شعر رنج جست‌وجوی قافیه نبرم
روزی ڪه هر لب ترانه‌یی‌ست
تا ڪمترین سرود، بوسه باشد.
روزی ڪه تو بیایی، برای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یڪسان شود.
روزی ڪه ما دوباره برای ڪبوترهایمان دانه بریزیم…
و من آن روز را انتظار می‌ڪشم
حتا روزی
ڪه دیگر
نباشم...



≿━━━━༺❀༻━━━━≾

گروه سرای شادی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
مهربان
آروم و عادیآروم و عادی
مهربان

مي‏خواستم عزيز تو باشم خدا نخواست همراه و همگريز تو

مي‏خواستم عزيز تو باشم خدا نخواست همراه و همگريز تو

مي‏خواستم عزيز تو باشم خدا نخواست
همراه و همگريز تو باشم خدا نخواست

مي‏خواستم كه ماهي غمگين بركه اي
در دست‏هاي ليز تو باشم خدا نخواست

گفتـم در اين زمانه ی كج ‏فهمِ كند ذهن
مجنون چشم تيز تو باشم خدا نخواست

مي‏خواستم كه مجلس ختمي براي اين
پائيز برگــريز تو باشـم خدا نخواست

آه اي پري هر چه غزل گريــــه! خواستم
بيــت ترانه‏ اي ز تو باشم خدا نخواست

مظلوم ساكتم! به خدا دوست داشتم
يارِ ستمْ ستيز تو باشم خدا نخواست

نفرين به من كه پوچي دستم بزرگ بود
مي خواستم عزيز تو باشم خدا نخواست




🍃♥️🍃

گروه سرای شادی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
مهربان
آروم و عادیآروم و عادی
مهربان

هرگز تـو هـم مـانـنـد من آزار دیدی؟ یار خودت را

هرگز تـو هـم مـانـنـد من آزار دیدی؟ یار خودت را

هرگز تـو هـم مـانـنـد من آزار دیدی؟
یار خودت را از خودت بیزار دیدی؟

آیا تو هم هر پرده ای را تا گشودی
از چار چوب پنجره دیوار دیــدی؟

اصلا ببینم تا به حالا صخره بودی؟
از زیر امواج آسمان را تـــار دیدی؟

نام کسی را در قنوتت گـریه کردی؟
از «آتنا» گفتن «عذابَ النار» دیدی؟

در پشت دیوارِ حیاطی شعر خواندی؟
دل کندن از یک خانه را دشوار دیدی؟

آیا تو هم با چشمِ باز و خیسِ از اشک
خواب کسی را روز و شب بیدار دیدی؟

رفتی مطب بی نسخه برگردی به خانه؟
بیمـار بـودی مثلِ من ؟ بیمار دیـدی؟

حقا که بـا من فرق داری، لا اقل تو
او را که می‌خواهی خودت یک بار دیدی

گروه سرای شادی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
مریم *مدیرفنی سرای شادی*
آروم و عادیآروم و عادی
مریم *مدیرفنی سرای شادی*

‌ ‌ دوستت دارم بی آنکه بدانم چطور،

‌ ‌ دوستت دارم بی آنکه بدانم چطور،
..

‌ ‌

دوستت دارم بی آنکه بدانم چطور،
کجا، یا چه وقت...؟!
چه آسان دوستت دارم،
بی هیچ غرور یا دشواری
تو را اینگونه دوست دارم
چون طریقی دیگر برایش نمی دانم.
آن چنان به هم نزدیکیم
که دست های تو بر گردنم،
گویی دست های من است،
و آن طور در هم تنیده ایم که
وقتی چشمانت را می بندی
من به خواب می روم...

گروه سرای شادی
نظرات برای این پست غیر فعال است
مریم *مدیرفنی سرای شادی*
آروم و عادیآروم و عادی
مریم *مدیرفنی سرای شادی*

شب وهجوم خیالت رقص غم و پیچش احساسم

شب وهجوم خیالت رقص غم و پیچش احساسم
حال دلم

شب وهجوم خیالت

رقص غم و پیچش احساسم
و باز تکرار دلتنگی
سوختن شمع وجودم
در امتداد خواستنت
قاصدک نگاهم را
به خیالت میسپارم
تو آیه عشقی
که در شب دلدادگی
نازل شدی
بر جغرافیای احساسم
هر شب تو را
تلاوت میکنم
دوست داشتنت را
بخش بخش میکنم
میسرایمت
در فصل فصل کتاب
عاشقی

گروه سرای شادی
نظرات برای این پست غیر فعال است
مریم *مدیرفنی سرای شادی*
آروم و عادیآروم و عادی
مریم *مدیرفنی سرای شادی*

من از چشم هایت مےنویسم همان چشم‌ها ڪه

من از چشم هایت مےنویسم همان چشم‌ها ڪه
بریم دریا

من از چشم هایت مےنویسم

همان چشم‌ها ڪه بے قرار
تماشاے من است
تو از دست هایم بنویس
همان دست ها ڪه عطش
لمس دستانت را دارن
اصلاً بیا در هم فرو برویم
در هم ذوب شویم
یڪے شویم، بیا
و بگذار این بار توووو
سراینده تنها ترانه
عاشقانه‌اے باشے ڪه
من براے شنیدنش جان مے دهم

گروه سرای شادی
نظرات برای این پست غیر فعال است
مریم *مدیرفنی سرای شادی*
آروم و عادیآروم و عادی
مریم *مدیرفنی سرای شادی*
‌‌ ‌ مخاطب_خاصم ❁
گل قرمزمن

‌‌ ‌


مخاطب_خاصم ❁
چشامو وقتی دوس دارم
که تو بهشون نگاه میکنی
اسممو وقتی دوس دارم
که تو صداش میکنی
قلبمو وقتی دوست دارم
که تو دوستش داشته باشی
زندگیم رو وقتی دوست دارم
که تو توش باشی ...

گروه سرای شادی
نظرات برای این پست غیر فعال است
مریم *مدیرفنی سرای شادی*
آروم و عادیآروم و عادی
مریم *مدیرفنی سرای شادی*

‌اسمش را گذاشته ام « جانِ دل » یعنی

‌اسمش را گذاشته ام « جانِ دل » یعنی
مثلا

‌اسمش را گذاشته ام
« جانِ دل »
یعنی هم جان است و هم دل
کار ما از عشق گذشتہ
یعنی هنوز برای احساسمان
اسمی پیدا نشدھ..
عجالتاً "مال هم دیگر"
صدایمان کنید! 🌼♥️

گروه سرای شادی
نظرات برای این پست غیر فعال است
مریم *مدیرفنی سرای شادی*
آروم و عادیآروم و عادی
مریم *مدیرفنی سرای شادی*

هرگز خواب را متوقف نخواهم کرد زیرا تو رؤیای من هستی

هرگز خواب را متوقف نخواهم کرد زیرا تو رؤیای من هستی
یکی یدونه

هرگز خواب را متوقف نخواهم کرد زیرا تو رؤیای من هستی.
هرگز امید را متوقف نخواهم کرد زیرا تو امید من هستی
و هرگز عشق را متوقف نخواهم کرد زیرا تو عشق من هستی.

گروه سرای شادی
نظرات برای این پست غیر فعال است