افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
لحظه  بروز رسانی 
انجمن نجات استان سیستان و بلوچستان
انجمن نجات استان سیستان و بلوچستان

یکی از برجسته ترین مشخصه های فرقه ها٬ برقرار کردن مناسبات خشک و بدون انعطاف است که آنرا هم به اشکال مختلف توجیه میکنند! مثلا در سازمان مجاهدین که زمانی دم از ساترالیزم دمکراتیک میزد و خود رجوی در نشستها میگفت: که اگر کاری را فرمانده تان بشما ابلاغ کرد و آنرا از ته دل قبول نداشتید٬ مجازید که اجرا نکنید! اما بعد از به بن بست خوردن خط و خطوط سیاسی و بدنبال آن ایدئولوژیکی و نظامی٬ رفته رفته همان کسانی که مدعی دمکراتیک و انقلابی بودن داشتند٬ رو به خشونت و دگماتیسم آوردند! مثلا زمانی در سازمان گفته میشد که حتی اگر برنامه صبحگاه که یکی از شعار تشکیلات سازمان محسوب میشد٬ راهم قبول ندارید شرکت نکنید! بعد از پذیرش آتش بس توسط ایران و متوقف شدن ستون ارتش آزادیبخش در تنگه چارزبر٬ تمام مناسبات سازمان دستخوش تغییراتی شد که شاید اگر خودمان را هم جای مسئولین سازمان و شخص رجوی میگذاشتیم راهی جز رو آوردن به خشونت و سرکوب نداشتیم! یعنی یا بایستی قبول میکردیم که در عراق بلوکه شده ایم و راه پس و پیش نداریم و بایستی این کشور را ترک کنیم و یا بایستی برای نگه داشتن به هر قیمت نیروها در عراق دست به هر خشونت و سرکوبی بزنیم که رجوی متاسفانه و متاسفانه راه سرکوب و کشتار را انتخاب کرد!
واقعیت اینست که هر گروه و دولت و کشوری بایستی ابتدا مناسبات سیاسی خود را با دنیا تعریف کند تا بدنبال آن بتواند رابطه های اقتصادی و تجاری و نظامی و ... را بسازد! سازمان مجاهدین بعد از پذیرش آتش بس توسط ایران٬ عملا بدلیل شروع روابط جدید بین عراق و ایران ٬نمیتوانست ماندن خودش را در عراق توجیه سیاسی کند! بدلیل اینکه نمیشود بین دو کشور شرایط صلح یا حتی آتش بس برقرار باشد٬اما همزمان عملیات های کوچک و بزرگ نظامی از خاک آن کشور هم انجام شود! اما سازمان مجاهدین که اساسا حضورش در عراق بخاطر جنگ بین ایران وعراق توجیه میشد و عملا آنها به عراق آمده بودند که بتوانند از آتش جنگ به نفع خودشان و پیشبرد منافع خودشان استفاده کنند٬با توقف آتش عملا آنها هم خلع سلاح شدند و از آن زمان دیگر بودنشان در عراق بی فایده بود. اما رجوی که بهتر از هرکسی این را میفهمید از یک سو نمیخواست این واقعیت را بپذیرد که دیگر در عراق جایی ندارد و از سویی دیگر جای دیگر برای رفتن نداشت! او بین رفتن و بازگشتن به اروپا ماندن بهر قیمت را انتخاب کرد. به دلایل مختلف. مثلا از اصلی ترین دلایل میتوان به امنیت خودش در عراق اشاره کرد. مسعود رجوی مانند دست راست صدام محسوب میشد و از پشتیبانی مستقیم و بدون محدودیت صدام برخوردار بود. او هر اقدامی که میخواست در عراق انجام میداد. تمامی دربها برای رجوی در عراق باز بود! او ماهانه بخشی از پول نفت را توسط دولت عراق برای حل و فصل مسائل سازمان دریافت مینمود و از آنطرف از هر اقدامی برای نگه داشتن حکومت صدام دریغ نمیکرد! خوش خدمتی برای صدام٬ آن روی دیگر سکه سرکوب مخالفان خودش در سازمان بود!رجوی بدون محدودیت در سازمان مخالفانش را سرکوب میکرد! اگر کسی با داد و بیداد و کتک و برخوردهای شدید روحی و فیزیکی صدایش خفه میشد که هیچ اگر نه او را بدون تردید حذف فیزیکی میکرد! او در توجیه اینگونه اعمالش هم میگفت: ما اکنون در کشور خود نیستیم و  اگر اینگونه رفتار نکنیم نمیتوانیم رژیم را سرنگون کنیم! هیچکس در سازمان حق داشتن نظری جز آنچه رجوی میخواهد نداشت! اما علنا در نشستها میگفت: که نبایستی وقت را سر قانع کردن نیروها هدر داد! میگفت: خط داده شده بایستی بدون فوت زمان اجرا شود. و همین هم باعث از بین رفتن مناسبات سازمان شد! رجوی با نزدیکترین کسان خود هم ملایمت نکرد.او اگر باکادرهای قدیمی خود صادقانه رفتار میکرد و در شرایطی که بواقع بودن در عراق جز به کشتن دادنشان سود دیگری نداشت٬ آنها سازمانی به کشور دیگر منتقل میکرد٬میتوانست تشکیلات قوی دیگری در خارج از کشور بسازد. او با ناجوانمردی قصد از بین بردن آنها را داشت. او سر خون این انسانها معامله کرد! یعنی گفت آنهارا درعراق نگه میدارم تا یکی  پس از دیگری کشته شوند واز خون آنها بنفع خویش تبلیغات میکنم! او با همه کسانی که سالیان سال برای او در بیابانهای عراق مانده بودند و همه خطرات را بجان خریده بودند٬خیانت کرد و همین امر هم باعث شد که تمامی کسانی که از سازمان جدا میشوند علیه او افشاگری میکنند و حقایق درون فرقه را بازگو میکنند!
مراد
 

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
انجمن نجات استان سیستان و بلوچستان
انجمن نجات استان سیستان و بلوچستان

هیچکس در لیبرتی حاضر به ماندن نیست!

شهرود چند روز قبل از گلوله باران کمپ لیبرتی توسط یکی از گروه های عراقی که هشدار داده است، گروه باید هرچه سریعتر خاک عراق را ترک کند، توانست از این اردوگاه خارج شود. در این حمله که به انتقام شهدای انتفاضه شعبانیه توسط گروهی به نام ارتش مختار در هفته گذشته به اطراف فرودگاه بغداد انجام شد، 15 موشک کاتیوشا به داخل کمپ اصابت کرد.

بهادری در گفت و گو با ایرنا، در پاسخ به یکی از جنجالی ترین اقدامات سازمان طی ماه های اخیر مبنی بر اینکه علت هراس و وحشت سازمان از ملاقات اعضا با خانواده هایشان چیست؟، گفت سازمان نیروهایش را با انواع حیله از شست وشوی مغزی گرفته تا اعمال زور و خشونت در کمپ لیبرتی نگهداشته است و رهبران سازمان خوب می دانند، این گروهک در آستانه فروپاشی کامل است و ملاقات با خانواده ها این فروپاشی را تسریع می کند.

اما سازمان در سایت خود ادعا کرده که بچه ها نمی خواهند با خانواده هایشان ملاقات کنند؟، شهریار در این خصوص با صراحت پاسخ داد: ‘دروغ است.’ او ادامه داد اصلا کسی نمی فهمد که خانواده ها آمده اند و پشت دروازه های کمپ تلاش می کنند با بچه هایشان دیدار کنند.

وی خودش را مثال زد و گفت پدر 75 ساله من دوبار به کمپ اشرف در استان دیالی آمد و من هیچگاه از این موضوع با خبر نشدم. اصلا صدای بچه ها به بیرون از کمپ نمی رسد. آنها نیروهای وفادار خود را از کادرهای بالاتر، درنقاطی که کمیساریا تردد دارد، مستقر کرده اند تا هیچ اطلاعاتی رد و بدل نشود.

سوالی که در خصوص ملاقات خانواده ها با بچه هایشان در کمپ مطرح است اینکه ، سازمان چگونه بعد از دو و سه دهه کار ایدئولوژیک و فکری بر روی نیروهایش ، از یک ملاقات نهایتا چند ساعته وحشت دارد؟

این جدا شده از گروه منافقین، می گوید خب اگر وحشت ندارند و نمی ترسند، چرا به بچه ها اجازه دیدار و ملاقات با خانواده ها را نمی دهند؟ و سپس جواب می دهد، آنها خوب می دانند که عواطف پدر و مادری و خانواده بسیار قوی است و یک ملاقات می تواند تمام ساختار ذهنی شست و شو شده نیروهایشان را نابود کند.

وی درباره ارتباط منافقین با جهان خارج گفت، هیچ ارتباطی وجود ندارد و مسوولان کمپ از بچه ها امضا می گیرند و فرم هایی تهیه می کنند که در آن اعلام شده ، قصد خروج از کمپ و یا دیدار با خانواده هایشان را ندارند. و هرگاه کمیساریا برای انجام مصاحبه با اعضای سازمان مراجعه می کند، آنها آن فرم های جعلی را ارائه می دهند و این درحالی است که خود اعضا از این موضوع اطلاع ندارند.

سوال دیگر؛ عراق برای اعضای گروهک منافقین امن نیست و بسیاری از عشایر و گروه ها و حتی احزاب این کشور نشان داده اند، در صورتی که فرصت بیابند، از آنان بخاطر جنایاتی که مرتکب شده اند، انتقام خواهند گرفت، خب چرا سازمان اعضای خود را براساس توافقات صورت گرفته با سازمان ملل و نیز کشور آلبانی برای میزبانی از آنان از عراق خارج نمی کند؟

شهرود پاسخ های جالبی داد و گفت: این موضوع پشت پرده هایی دارد که ما نمی دانیم و درک نمی کنیم که با توافقات صورت گرفته چرا هنوز اینجا هستیم؟ این سوال همه بچه های کمپ است.

وی در خصوص عدم انتقال و جابجایی نیروها از عراق به سایر کشورها بویژه آلبانی ، افزود: نظراتی در کمپ وجود دارد از جمله اینکه کنگره آمریکا در این زمینه کارشکنی می کند و در حقیقت به نیروهای رده پایین گرفتار در لیبرتی خیانت می کنند.

این عضو سابق گروهک منافقین درباره نظرات داخل کمپ در خصوص ماندن یا رفتن از عراق گفت هیچکس نمی خواهد در عراق و در کمپ بماند. رهبران سازمان این نیروها را به زور نگهداشته اند و در آرزوی این هستند که یک روز دوباره فضایی مانند دوران صدام حسین در عراق ایجاد شود.

 

از بهادری درباره علت حملات عراقی ها به نیروهای سازمان سوال کردیم که وی گفت، هم اکنون بین نیروها این باور شکل گرفته که خود سازمان گروه های مختلف را تحریک می کند تا به کمپ یا اردوگاه سازمان حمله کنند.

وی اضافه کرد: سازمان (مسعود و مریم) اوایل فعالیت های داعش، آنها را نیروهای انقلابی و عشایر منتقد و ناراضی از دولت عراق معرفی و ازاین گروه تروریستی حمایت می کرد، چند ماه بعد به یک باره علیه داعش موضع گرفت که اینها از سوی بسیاری از نیروهای داخل سازمان به عنوان اقدامات تحریک آمیز تلقی می شود.

به گفته شهرود، سازمان طی این سالها عموما نیروهایش را دم تیغ گذاشته و دیگران را تحریک کرده تا به آنان آسیب بزنند و سازمان بهره برداری تبلیغاتی کند و بتواند خود را سرپا نگهدارد.

وی، گفت، الان در کمپ بین اعضا و نیروها این اعتقاد وجود دارد که سازمان آنها را طعمه داعش از یک سو و عراقی ها از دیگر سو کرده است و هر دو طرف را تحریک می کند تا به کمپ حمله کنند.

این عضو سابق گروهک منافقین اعتقاد دارد که حملات علیه لیبرتی حاصل تحریکات سازمان است و رهبران سازمان از کشته شدن بچه ها ابایی ندارند.

وی از همین رو از سازمان های بین المللی و رسانه ها درخواست کرد که برای جلوگیری از سوء استفاده تبلیغاتی سازمان از کشته شدگانش، باید رهبران سازمان و اهداف و نیات آنان را افشا کنند.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
انجمن نجات استان سیستان و بلوچستان
انجمن نجات استان سیستان و بلوچستان

این مصمم تر شدن پادوان رجوی، چه حاصلی دارد؟!آقای جمشید پیمان ازقلم بدستان باند رجوی است که " دست نظم " اش هم چندان بد نیست!
اوهم، درزمانی که عرایض تشکیلات مربوطه اش بر بارگاه اربابان دایر براینکه بجای مذاکره و تفاهم با ایران، تحریم ظالمانه را شدت بیشتری داده واگر دست داد حمله نظامی به ایران بکنند تا رجوی درپناه این " دخالت های بشر دوستانه؟!" خارجی به نان وآبی درایران برسد که مقبول نیافتاد و سوژه ای برای سیاه کردن صفحه کاغذی نیافت، ناگهان شانس به دادش رسید و موشک پرانی های مشکوک – که سودی برای کسی جز مسعود رجوی نداشت-  ، ماده ی اولیه را بدستش داد تا قلم زنگ زده را باجهانیدن برروی کاغذ، جلایی دوباره بدهد!
موشک پران ها غیر ازاینکه سودی به رجوی رسانیدند، ایجاد اشتغال ودلمشغولی هم در صفوف باند رجوی نمودند که نشان میدهد کارشان چندان هم پر بیراهه نبوده است!
جمشید پیمان به ذوق آمده ازاین حادثه ، فرصت را مناسب دید که یکبار دیگر این دفن شده ی بنام باند رجوی را ازخاک بیرون کشد و طی نوشته ای با نام " ما مصمم تر می شویم، بیشتر از هر وقت دیگر" ! برقلم آورد که:
" شهادت و زخمی شدن مجاهدین بی دفاعمان در جریان حمله ی جدید مزدوران رژیم جمهوری اسلامی به زندان لیبرتی را به همه ی آزادی خواهان و مبارزان راستین راه آزادی ایران تسلیت می گویم... مقاومت ایران طی سی و شش سال گذشته، در مسیر مبارزه اش با رژیم تروریستی حاکم بر ایران، بارها از گردنه های بسی صعب تر و هولناک تر، با سرفرازی عبور کرده است و این بار نیز با اعتماد به نفس تزلزل ناپذیر، گام های استوارتری را در جهت فرود آوردن ضربه های کاری تر بر نظام فاسد آخوندی بر می دارد ".
این قربانیان بوسیله ی شخص رجوی بی دفاع شده اند وگرنه ممکن بود این حادثه هرگز برعلیه آنها – که زندگی مرگ گونه ونباتی را تجربه میکردند- اتفاق نیافتد و بسیار شرمنده و متاسفم که اعلام کنم ، این نوع مرگ وزندگی آنها تفاوت زیادی برای خودشان نداشت وتنها خانواده های خود را با این مرگ بیهوده والبته  مورد رضایت رجوی، داغدار کردند که بازهم ازحق انتخاب محروم بودند!
آنها متاسفانه درصف مبارزین وآزادیخواهان نبودند ومرگ شان که ازده ها سال پیش در شکلی دیگر اتفاق افتاده بود،  تنها بعنوان انسان های اسیر رجوی ، موجب تکدر خاطر شد همانگونه که زندگی شان در چنپره ی رجوی هم، چنین احساس بدی را درانسان های آزادیخواه تولید میکرد!
دیگر اینکه شما بعنوان وابستگان رجوی چه میکنید مگر که بخواهید مصمم تر هم باشید؟!
تمام هم وغم رهبران شما تحمیل تحریم وگرسنگی برای مردم ایران بودودرنهایت تسخیر؟! آن که قوانین رجوی را درایران باین بزرگی پیاده کند ویاد وخاطره ی پل پوت- ینگه ساری ها را دراذهان جاودانه سازد!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
انجمن نجات استان سیستان و بلوچستان
انجمن نجات استان سیستان و بلوچستان

چرا باید رجوی مشروعیت خود را ازداود اوغلوها بگیرد؟قسمت عمده ی تبلیغات خارجی باند رجوی، روی سوریه متمرکز است وبدنبال رسوایی اش درمورد اینکه میخواست داعش را " عشایر انقلابی عراق" قالب کند که نگرفت، درمورد گروه های تروریستی ، وابسته به اجنبی و تکفیری فعال درسوریه، راه احتیاط را درپیش گرفت ومنتظر ماند که گزینه ی اصلی اربابان را درمیان این گروه ها مشاهده نموده وسپس بنفع او تبلیغ نماید.
درمیان کش وقوس های فراوانی که دربین ضدانقلاب سوریه رخ داد وبدنبال همکاری ها و دشمنی های این گروه های ضدمردمی، آمریکا مسئولیت دیگری برای داعش درنظر گرفت و احیانا بدین نتیجه رسید که این گروه خون آشام نقش استراتژی بلند مدتی داشته باشد و برای محاصره روسیه واشغال کشورهای جنوبی آن بکار گیرد وکار سوریه را به دیگران بسپارد که قرعه ی فال بنام ارتش آزاد؟! سوریه افتاد که ترکیبی است از تعدادی نظامی فرصت وقدرت طلب وانواع وابستگان مادی ومعنوی به دنیای سلطه گر غرب که در سر فرصت، بدش نمیآید انشعاباتی هم بنفع داعش داشته باشد ویا دربرخی جبهه ها با او همرزم شود!
بعد ازاین موضعگیری ارباب بود که ارتش آزاد؟! سوریه به منبع آمال ونورچشم رجوی تبدیل شد وحمایت از این گروه در بالاترین سطح ممکن آغازگردید.
شما روزی رادر رسانه های رجوی نمی بینید که دهها تانک ارتش ومردم سوریه  توسط این گروه محبوب رجوی منهدم نشده وشهری اشغال نشده باشد و ...
پیروزی هرساعته است که رسانه های رجوی برای این گروه اعلام میکند که اگر آنها را سرجمع میکردیم، میبایست تاکنون دوبرابر خاک سوریه توسط این ارتش آزاد؟! آزاد شده باشد که عملا چنین نبوده و حکایت همچنان باقیست!
باند رجوی به اخبار خود، العربیه ، تلویزیون اورینت و... بسنده نکرده واین بار از نخست وزیر اخوان المسلمینی ترکیه ( داوود اوغلو) – که مجاهدین رجوی این نوع حکومت ها را غیر سکولار وارتجاعی میخوانند-  کمک گرفته تا شاهدی بردرستی اخبارش ارائه دهد!!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
انجمن نجات استان سیستان و بلوچستان
انجمن نجات استان سیستان و بلوچستان

ازنظر باند رجوی، دخالت خارجی تنها بدون اجازه ی دولت آن کشور مشروعیت دارد!تجزیه ی سوریه ، آنقدر برای باند رجوی ارزش دارد وبرای آن بی تابی میکند که اسرائیل تماما ذینفع، نمیکند : " کاسه داغ تر ازآش "!
چهار سالی است که انواع کشورهای متروپل جهانی و مرتجع منطقه دخالت تمام عیاری درامور سوریه- بعنوان یک کشور مستقل وعضو معتبر سازمان ملل متحد وصاحب تقریبا تنها سنگر موجود اعراب ومسلمانان درخط مقدم جبهه ی اسرائیل- داشته اند وآنچه که نام بی مسمای " کمک های بشردوستانه" برآن نهاده اند ، باوجود مخالفت دولت قانونی سوریه انجام داده اند که باند رجوی کک اش هم نگزیده . اما وقتی نوبت به کمک قانونی روسیه می رسد، آه وفغان این گرفتاران چنبره ی وادی خیال درمیآید.
روسیه با سوریه قراردادهای بلند مدت واستراتژیکی دارد واگر بدرخواست دولت قانونی این کشور جواب رد میداد، حیثیت جهانی اش لطمه ی بیشتری میخورد وسرانجام کارخودش نیز، جنگیدن با داعش درخاک خود می شد که البته هیچ عقل سلیمی آنرا نمی پسندد.
عصبانیت باند رجوی آنقدر ازاین امر زیاد شده که دایره ی لگد پرانی خود را وسعت بخشیده وبه احزاب کوچکی مانند " کار" که درمورد این مسئله اظهار نظر کرده اند هم رسیده است!
این باند منحط و ضدملی ، درس خود را درکلاس های " آئین جفتک پرانی رجوی" خوب آموخته وبرای این جفتک پرانی شامه ی تیزی دارد واز هیچ کس وجریان ولو کوچک هم نمیگذرد!
انجام این مهم را این بار ابراهیم مشکین فام بعهده گرفته ودر مقاله ای بانام " استالینیستهای ورشکسته وطنی و امید به پیروزی روسیه در سوریه " نوشته است:
" ... جالب توجه تر اینکه مبانی استدلال حزب کار از تشبیه دولت بشار اسد به دولت مستقل و سکولار را در هیچ قوطی عطاری نمی شود پیدا کرد. حزب کار ایران با دست خود مشت پوچ خویش را باز می کند. و در فرازی از اعلامیه ادعا می کند دولت بشاراسد، دولت مستقلی است؛ من تاکنون دولت مستقلی را که از بیگانگان کمک رهائی بخشانه بگیرد سراغ ندارم... آیا با خاک یکسان کردن سوریه بواسطه شکاری بمب افکن های روسیه را می توان مثبت تصویر کرد".

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
انجمن نجات استان سیستان و بلوچستان
انجمن نجات استان سیستان و بلوچستان

رجویها بی هیچ " شرم وآزرم " ی ازحمایت توده ها دم میزنند و به اسم آنان بیانیه صادرمی کنند!!اساسا ساختار فرق با هرانگیزه و با هراساسنامه نا داشته ای مبتنی است بر فریب و نیرنگ و دجالیت مدرن ! نه بویی از سیاست برده اند و نه از خلق و انقلاب . نه عاطفه و نه احساس و نه خانواده .
دراعماق ذهن و ضمیر و مخیله شان سیاسی نیستند بلکه سیاست پیشه اند و تاجرمآب .
با هویت و شخصیت و گوهر وجودی انسانها در می آمیزند وبه بازی می گیرند تا که به مقصود پست و حقیرخود یعنی جاه و مقام و برتری نابرابر برهم نوع خویش نایل شوند. وه که چه دنیای حقیری!
 تف وهزار باره تف .
با دید و عینک جاه طلبی تماما سراب می بینند وشراب می نوشند یا که شراب می نوشند و آنگاه سراب می بینند که در بن ومحتوا هردو جورش یک جوراست .
دراین دید و ایدئولوژی فرقه ای رجوی ید طولایی دارد ودراین گرداب ومرداب نفس گیر سی سال واندی است بسا که خزئبلات بافته است . درمیان توده های مردم سالیان هست که با خروج از گردونه تغییر وانقلاب ودرغلطیدن به تفکرات فرقه ای به سبب افراط درجاه طلبی و به تبع آن وطن فروشی به بیگانگان، نه تنها جایگاهی ندارد بلکه از دید همان خلق که سنگ آنرا با دجالیت تمام به سینه میزند به قهر انزوا رسیده است.
رجویها پیشترازاین دراجتماعات ومیتینگ های پرزرق وبرق وپرهزینه شان درخارج ازکشورتا توانستند مزدور و مواجب بگیرخارجی اهم ازسرگشتگان کمپ های پناهندگی اهل عراق واردن وسومالی ویونان وافغانستان و... همچنین از مشتی لابیهای ورشکسته امریکایی واروپایی جنگ طلب به کارگرفتند وبهره ها جستند وچون دیدند کارآمد نیفتاد ویا دستکم بهره  چندانی نداشت بعدازحمله موشکی جیش المختاربه کمپ لیبرتی به تحریک رجوی علاوه برتکرارمواضع ساختگی حامیان خارجی وغیرایرانی شان که درصفحات مطبوعات شان به وفوریافت میشود درمنتهای وقاحت وبی هیچ شرم وآزرمی تحت عنوان حامیانش درداخل کشور جفت جفت حمایت وبیانیه صادرکردند تا بنمایانند که بعدازسه دهه خروج وانزوا ازکشورهنوزازحمایت توده ای برخوردارند!!؟
رجویها دراین ترفند کثیف تحت عنوان هواداران خود درکرمانشاه ولرستان واصفهان وحتی اززندانی های اوین ورجایی شهر وهمچنین ازبازاریان تهران وبوشهروجوانان تهران وشماری خانواده های داغدارقربانیان حمله به لیبرتی یاد کردند وبه اسم آنان بیانیه صادرکردند مبنی برمحکومیت حمله به لیبرتی وحمایت ازجریان تروریستی رجویها وماندگاریشان درعراق ناامن تا که بیشتروبیشترازمقیمان لیبرتی قربانی مطامع جاه طلبانه شیطانی شخص رجوی شوند و......

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
انجمن نجات استان سیستان و بلوچستان
انجمن نجات استان سیستان و بلوچستان

ما جداشدگان از فرقه رجوی ، رجوی را عامل اصلی کشتار در لیبرتی می‌دانیم

ما جمعی از اعضای جداشده از فرقه رجوی که چندین سال از عمر خود را در این تشکیلات عنکبوتی گذرانده ایم اکنون شاهد هستیم باز هم رجوی با شیادی تعداد دیگری از اعضای فرقه را به کشتن داده است . ما که خود سالیان با افراد کشته شده از نزدیک آشنا بوده ایم گواهی می دهیم که بیشتر اعضای کشته شده به خاطر سیستم مغزشویی تشکیلات ، اسیر ذهنی این فرقه بودند .
رجوی های قاتل و فراری همیشه در مقاطع مختلف اعضا را در مسیر اوهام شیطانی خود به کشتن داده اند . برای همه ما کاملا روشن است که در این سالیان آنها می توانستند تمامی اعضا را به خارج از عراق منتقل کنند ، همانگونه که در رابطه با نورچشمی های خودشان همچون مهدی ابریشمچی چنین کردند . اگر افراد به خارج از عراق منتقل شده بودند دیگر کشتاری هم صورت نمی گرفت .
ما به سازمان های بین المللی هشدار می دهیم که هر چه زودتر کار انتقال افراد فرقه به کشور ثالث را به انجام برسانند چرا که هدف رجوی چیزی جز این نیست که با نگه داشتن افراد در لیبرتی و به کشتن دادن آنها و ارتزاق از خون شان ، نام خود را بر سر زبان ها بیاورد و برای فرقه اش خوراک تبلیغاتی تهیه کند .

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
انجمن نجات استان سیستان و بلوچستان
انجمن نجات استان سیستان و بلوچستان

رجوی ها مسئول مرگ اعضای خود در لیبرتی می باشند - قسمت اول

نشست اعضای بازگشته استان مازندران
بعد از حمله موشکی به کمپ لیبرتی تعدادی از اعضای جدا شده فرقه رجوی به دفتر انجمن نجات استان آمده تا در جریان این موضوع قرار گیرند در همین رابطه در محیطی دوستانه به اظهار نظر پرداختند و از جنبه های مختلف این حمله را مورد بررسی قرار دادند.
ابتدا مسئول نشست ضمن خوشامدگویی به نفرات آنان را در جریان آخرین اخبار کمپ لیبرتی و کسانی که کشته شدند قرار داده وسپس در مورد وضعیت فعلی فرقه صحبت نمود .

 مسئول نشست از نفرات حاضر در جلسه سئوال مطرح نمود که چرا رجوی جنایت کار خواهان ماندگاری در عراق می باشد و حاضر است که نفرات بیشتری کشته شوند در حالی که می توانست خیلی زودتر افراد را از عراق خارج کند ؟
آقای ایرج صالحی ابتدا به این نکته اشاره نمود که تنها خواست رجوی این است که افراد در لیبرتی باقی بمانند در حالی که مردم عادی سوریه و عراق با پای پیاده خودشان را به اروپا رساندند و از طرفی وقتی به آمار افراد انتقالی به کشور آلبانی توجه کنیم خیلی کم می باشد و نشان می دهد که خواست رجوی این است که افراد در لیبرتی باقی بمانند و کشته شوند .
آقای عین الله شعبانی که در راستای افشای چهره پلید رجوی نزد خانواده ها نقش فعالی تاکنون داشته است بیان نمود: رجوی با به کشتن دادن افراد خود می خواهد خط خودش را پیش ببرد و برای او جان انسانها اصلا ارزشی نداشته و برای اجرای مطامع سیاسی حاضر است همه را زمین گیر کرده تا کسی پایش به اروپا نرسد .

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
انجمن نجات استان سیستان و بلوچستان
انجمن نجات استان سیستان و بلوچستان

بهره برداری سیاسی مجاهدین از خون اسرای در بندخبر موشکباران لیبرتی چند روزیست در محافل و رسانه های مرتبط پیچیده و هر ارگان و مطبوعات و رسانه و تشکل و فرد متناسب با نوع ارتباطش با این موضوع را به موضعگیری وا داشته .
اما براستی نوع نگاهها ، موضعگیری ها ، دلسوزی ها و چاره جویی ها چقدر در افشای حقایق ، علل حوادث و راههای جلوگیری از تکرار این جنایات تاثیر دارد ؟ !!
همانطور که میدانیم از آغاز سرنگونی صدام دیکتاتور حاکم بر عراق دیگر بقای مجاهدین در عراق نه قانونی بود و نه توجیهی داشت زیرا اساس استراتژی مجاهدین نیز زیر علامت سوال رفت و با شکست و بن بست مطلق روبرو شد و همپیمان و ارباب اصلی یعنی صدام سقوط کرد و امنیت عراق در دست امریکا قرار گرفت و در مملکت دولت جدید حاکم شد که از همان ابتدا به صراحت خواستار خروج مجاهدین از خاک عراق شدند و لذا باید به این مهمان ناخوانده گفت وقتی میزبان تو را نمیخواهد چرا ترک محل نمیکنی ؟
اما سران جنایتکار سازمان مجاهدین که همواره با خیانت به وطن و هموطن و حتی اعضای خودشان سعی در پیشبرد اهداف واغراض سیاسی خود داشتند ، بعد از صدام به دامن آمریکا آویزان شدند و با زد و بند های پشت پرده به آلت دست فعلی امریکا و اسرائیل و آل سعود تبدیل شده اند که راه پیشبرد اهداف را در ایجاد بحران ، جنگ و خونریزی، قربانی کردن اسرای تشکیلات و مظلوم نمایی یافته اند .
راستی از مسعود رجوی باید پرسید چطور حفظ جان برای خودت اینقدر مهم است که بیش از دوازده سال است در سوراخ خزیده ای و از آنهمه شعار و ادعای  پرچمداری عاشورا و پیشقراول مبارزه به غلط کردن افتادی و به یکباره همه را کنار گذاشتی ، در حالی که سایر نیروهای اسیر و بی اختیار باید همواره گوشت دم توپ شوند ؟
چرا با تجربه چندین باره این تهاجمات و درگیری ها نیروهایت را به جای امن یعنی خارج از عراق انتقال نمیدهی ؟‌ مگر در تعهد با امریکا اعلام نکردید به مبارزه سیاسی روی آوردید و از غلط کرده خود در گذشته و عملیات مسلحانه پشیمانی؟ پس مبارزه سیاسی در هرکجای جهان باشی ربطی به هم مرز بودن با ایران ندارد .
چرا با اولین احساس خطر در آغاز جنگ امریکا با صدام بلافاصله مریم قجر و سران نورچشمی از منطقه خطر خارج میشوند و حتی در حین جنگ هم پسر خودت و دختر مریم وچند تن از نورچشمی ها به خارج از عراق اعزام میشوند اما فرزندان سایر خانواده های درد کشیده باید قربانی اهداف شوم شما شوند ؟
اگر این نیروها برایتان مهم هستند چرا برای حفظ جان و امنیت شان یک هزارم خودتان ارزش قائل نیستی ؟؟؟
چرا بعد از تهاجمات پادگان اشرف بفکر و چاره جویی نیافتادید ؟‌
البته همینقدر هم میتوان به گروه های مهاجم گفت که چرا عملیات نظامی علیه افراد بی دفاع انجام میدهید و کارشان را محکوم و تقبیح کرد اما براستی در این وانفسای نا امنی در عراق که نه دولت و نه ملت عراق و نه داعش و نه القاعده و نه جیش المختار و سایر گروهها امنیت ندارند و هرگروه گروه دیگر را مورد تهاجم قرار میدهد شما چه توقع بی جا و غیر منطقی دارید که میخواهید در جزیره امن باشید . در عراق حتی حرمین شریفین نیز امنیت ندارند شما گروه تروریست غیر عراقی ضد عراق میخواهید در امن و امان بمانید ؟؟؟ واقعا وقاحت بی حد و حصر هم یعنی همین !!!!
آقا میزبان خودش امنیت ندارد که امنیت مهمان را تامین نماید و چند ساله خواهان اخراج این مهمان است .
پس خطاب به افراد جدا شده ، خانواده های داغدار که در این تهاجم فرزندانشان را از دست داده اند ، افکار عمومی و سایر خانواده ها . همه باید به این واقعیت پی ببریم و برای رهایی افراد اسیر در چنگال فرقه رجوی تلاش کنیم . راه نجات انحلال تشکیلات و اعزام نیروها به خارج از عراق است و حق تعیین سرنوشت و تصمیم گیری برای آینده از ابتدایی ترین حقوق این افراد است که باید در اصرع وقت به آنها داده شود تا پس از آن خودشان تاوان تصمیم خودشان را بپردازند و نه قربانی تصمیمات غلط سران خیانت کار سازمان مجاهدین شوند .
همه با هم برای نجات افراد اسیر در لیبرتی تلاش کنیم و تا رهایی آنان از چنگال تشکیلات رجوی آرام ننشینیم .

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
انجمن نجات استان سیستان و بلوچستان
انجمن نجات استان سیستان و بلوچستان

mwej_rajavi.jpg

 

جیش المختار وسیله است ، مسبب کشتارها مسعود رجوی می باشد

ماندن در عراق آن هم پس از سقوط صدام ، تصمیمی احمقانه بود که از سوی سرکردگان  منافقین  و بخصوص شخص مسعود رجوی اتخاذ شد.

آنها با وجود اینکه می دانند بعد از صدام حامی دیگری در عراق  برای خود نمی یابند اما ملتمسانه و دیوانه وار خاک عراق را چسبیده اند، و با وجود از دست رفتن اشرف هنوز این کشور را ترک نکردند.

مسعود رجوی برای بقای گروهکش هنوز خون می خواهد و این خون ها بهانه ای برای حضور منافقین در محافل بین المللی و برانگیختن حس ترحم برای آن ها می باشد و الا دیگر نه خودشان حرفی دارند و  نه حرفشان برای کسی خریدار ندارد چرا که به هر لحاظ به بن بست رسیده اند.

رجوی به خوبی می داند مردم عراق و بخصوص کردهای این کشور به دلیل جنایتهایی که این گروهک با همدستی صدام حسین در عراق کردند به خون او و اعضای مستقر در لیبرتی تشنه اند و با قاطعیت تمام بدنبال اخراج آنها از عراق و حتی الامکان نابودی این گروهک هستند اما با این وجود با فراق خاطر و تعللی احمقانه نسبت به جابجایی آنها اقدام می کند چرا که بدش نمی آید هر از گاهی با کشته و زخمی دادن این بیچارگان گرد و غبار فراموشی منافقین از اذهان را تکانی بدهد.

 


برای ارسال اولین نظر کلیک کنید