کاربران تایید شده / رسمی
shast_ir
شست | ثبت آگهی و تبلیغات
EMO_BAND
EMO BAND
socialpayam
socialpayam
AibiT
آی بیت
daybank
بانک دی
1000download
1000 دانلود
بروزرسانی 
علی احمدی (حادثه)
آروم و عادیآروم و عادی
علی احمدی (حادثه)

به دنیای مفاهیم چپ اندر قیچی باطل لغب دادیم آرامش،،،به

به دنیای مفاهیم چپ اندر قیچی باطل
لغب دادیم آرامش،،،به دریایی چنین قاتل

و زیبا خوانده ایم موجی ،،که سیلی زد به مام خویش
و ساحل دم به دم لبیک میگوید به قلب ریش

به سیلی سرخ شد رویش،ندیدم خم به ابرویش
و رُخ آماده از بحر،،،فرود خشم گیسویش

هزاران بار در ساحل نشستیم و نفهمیدیم
لگد کردیم زخمش را،،،به دریا عشق ورزیدیم

حادثه

اُردیبهشت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
علی احمدی (حادثه)
آروم و عادیآروم و عادی
علی احمدی (حادثه)

جلای عشق میخواهم ،ز دلداری که خود تنهاست و یا

جلای عشق میخواهم ،ز دلداری که خود تنهاست و یا

جلای عشق میخواهم ،ز دلداری که خود تنهاست
و یا در ازدحام خلق ،،،اسیر نفس آدمهاست

حادثه

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
علی احمدی (حادثه)
آروم و عادیآروم و عادی
علی احمدی (حادثه)

شنیدم هر چه تا دیروز، به دیده چیز دیگر بود

شنیدم هر چه تا دیروز، به دیده چیز دیگر بود
خودم دیدم میان لانه کرکس کبوتر بود

زمان عشق بازی با لب باران که می آمد
به وقت ساعت دیواری خانه، زمان مرگ و خفتن بود

جدیدا کشف گردیده زمان هم بی رگ و ریشه است
فریبی ناجوانمردانه بوده است و همان جادوی بی ریشه است

حادثه

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
حسن اساسی
آروم و عادیآروم و عادی
حسن اساسی

مولوی » دیوان شمس » غزلیات

مولوی » دیوان شمس » غزلیات



ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا

در رخ مه کجا بود این کر و فر و کبریا

جمله به ماه عاشق و ماه اسیر عشق تو

ناله کنان ز درد تو لابه کنان که ای خدا

سجده کنند مهر و مه پیش رخ چو آتشت

چونک کند جمال تو با مه و مهر ماجرا

آمد دوش مه که تا سجده برد به پیش تو

غیرت عاشقان تو نعره زنان که رو میا

خوش بخرام بر زمین تا شکفند جان‌ها

تا که ملک فروکند سر ز دریچه سما

چونک شوی ز روی تو برق جهنده هر دلی

دست به چشم برنهد از پی حفظ دیده‌ها

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
علی احمدی (حادثه)
آروم و عادیآروم و عادی
علی احمدی (حادثه)

شنیدم هر چه تا دیروز، به دیده چیز دیگر بود

شنیدم هر چه تا دیروز، به دیده چیز دیگر بود
خودم دیدم میان لانه کرکس کبوتر بود

زمان عشق بازی با لب باران که می آمد
به وقت ساعت دیواری خانه، زمان مرگ و خفتن بود

جدیدا کشف گردیده زمان هم بی رگ و ریشه است
فریبی ناجوانمردانه بوده است و همان جادوی بی ریشه است

حادثه

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
علی احمدی (حادثه)
آروم و عادیآروم و عادی
علی احمدی (حادثه)

یقینا سوزش شمع و پر پروانه بی ربط است چه

یقینا سوزش شمع و پر پروانه بی ربط است چه

یقینا سوزش شمع و پر پروانه بی ربط است
چه تصویر بدی از عشق در افکار ما ثبت است

کدامین عشق آخر منتهی بر جاده مرگ است
کدامین ساقه در اندیشه پژمردن برگ است

کدامین شمع در هنگام سوزش فکر پروانه است؟
کجا در وقت مردن فکر پروانه پی شمع است؟

به واقع هر یک از درد خودش اینگونه نالان است
که در حال وداع ، با پیکر و دست و دل و جان است

درام تلخ خود را در کنار یکدگر بودند
و الّا سوزش،،،، آن هم بین این دو،،بی سرانجام است

حادثه

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
علی احمدی (حادثه)
آروم و عادیآروم و عادی
علی احمدی (حادثه)

یقینا سوزش شمع و پر پروانه بی ربط است چه

یقینا سوزش شمع و پر پروانه بی ربط است
چه تصویر بدی از عشق در افکار ما ثبت است

کدامین عشق آخر منتهی بر جاده مرگ است
کدامین ساقه در اندیشه پژمردن برگ است

کدامین شمع در هنگام سوزش فکر پروانه است؟
کجا در وقت مردن فکر پروانه پی شمع است؟

به واقع هر یک از درد خودش اینگونه نالان است
که در حال وداع ، با پیکر و دست و دل و جان است

درام تلخ خود را در کنار یکدگر بودند
و الّا سوزش،،،، آن هم بین این دو،،بی سرانجام است

حادثه

اُردیبهشت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید