کاربران تایید شده / رسمی
goftegoo-ac-ir
موسسه آموزش عالی گفتگو
bmf7117
System - mnti.ir
reddefense
دفاع سرخ
facenama
صفحه اطلاع رسانی فیس نما
alicetheme
alicetheme
dihankala
فروشگاه اینترنتی دیهان کالا
بروزرسانی 
ŋ i m a
ŋ i m a

+ چطوری خوشحالش کردی؟ - اون غمگین بود، پس من

+ چطوری خوشحالش کردی؟ - اون غمگین بود، پس من

+ چطوری خوشحالش کردی؟
- اون غمگین بود، پس من به حرفاش گوش دادم.. 🍃




📽 Inside Out | 2015

تبسـ ــم پاییــ ـز
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
کآکتوص
شیطونشیطون
کآکتوص

دیگر منتظر کسے نیستم هــر کهـ آمد

دیگر منتظر کسے نیستم هــر کهـ آمد

دیگر منتظر کسے نیستم
هــر کهـ آمد
ستارهـ از رویاهــایم دزدید
هــر کهـ آمد
سفیدے از کبوترانم چید
هــر کهـ آمد
لبخند از لب‌هــایم برید
منتظر کسے نیستم
از سر خستگے...
در این ایستگاهـ نشستهـ ‌ام!

رسول یونان

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ŋ i m a
ŋ i m a

‏- میخوای برات قصه ای تعریف کنم که آخرشو نمیدونم l؟

‏- میخوای برات قصه ای تعریف کنم که آخرشو نمیدونم l؟

‏- میخوای برات قصه ای تعریف کنم که آخرشو نمیدونم l؟
+ تعریف کن
- دوستت دارم


📽 کازابلانکا (1942)


🍂 پیشنهاد میشه فیلم ڪلاسیڪ ڪازابلانکا رو حتما ببینید 🍂

تبسـ ــم پاییــ ـز
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ŋ i m a
ŋ i m a

چرا همیشه لبخند میزنی ؟ + وقتی

چرا همیشه لبخند میزنی ؟ + وقتی

- چرا همیشه لبخند میزنی ؟

+ وقتی هیچ راه فراری نداری و دقیقا به همه نیاز داری. یاد میگیری که چطور با لبخند زدن گریه کنی .. 🍃



📽 The sea inside (2004)

تبسـ ــم پاییــ ـز
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
کآکتوص
شیطونشیطون
کآکتوص

در راهـ رسیدن بهـ تو گیرم کهـ بمیرم اصلاً

در راهـ رسیدن بهـ تو گیرم کهـ بمیرم اصلاً

در راهـ رسیدن بهـ تو گیرم کهـ بمیرم
اصلاً بهـ تو افتاد مسیرم کهـ بمیرم
یک قطرهــ‌ے آبم کهـ در اندیشهــ‌ے دریا
افتادم و باید بپذیرم کهـ بمیرم
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تَنگ در آغوش بگیرم کهـ بمیرم
این کوزهـ ترک خورد! چهـ جاے نگرانے است
من ساختهـ از خاک کویرم کهـ بمیرم
خاموش مکن آتش افروختهــ‌ام را
بگذار بمیرم کهـ بمیرم کهـ بمیرم

فاضل نظرے

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
آرمان { 8 روز تا تولد هناسکم}
مو قشنگمو قشنگ
آرمان { 8 روز تا تولد هناسکم}

شخصی نزد طبیبی رفت و گفت: دردی دارم

شخصی نزد طبیبی رفت و گفت:

دردی دارم آنرا علاج کن

طبیب پرسید:

چـه دردی داری؟

مریض گفت:

چند روز اسـت کـه موی ریش مـن درد می کند!

طبیب پرسید: امروز چـه خورده اي؟

مریض گفت: نان سوخته و یخ!

طبیب گفت: برو بمیر کـه نه دردت بـه درد آدمیان می ماند

و نه غذایت بـه غذای عالمیان

4تِــا خـُلُ چِــلِ
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
آرمان { 8 روز تا تولد هناسکم}
مو قشنگمو قشنگ
آرمان { 8 روز تا تولد هناسکم}

ﺳﮓ ﮔﻠﻪ‌ﺍی مرد، ﭼﻮﻥ ﺻﺎﺣﺒﺶ ﺧﻴﻠﻰ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ، ﺍﻭ

ﺳﮓ ﮔﻠﻪ‌ﺍی مرد، ﭼﻮﻥ ﺻﺎﺣﺒﺶ ﺧﻴﻠﻰ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ آرامستان‌هاي مسلمانان ﺩﻓﻦ ﻛﺮﺩ. ﺧﺒﺮ ﺑﻪ مفتی ﺷﻬﺮ ﺭﺳﻴﺪ و ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺣﻀﺎﺭ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﻨﺪ، ﺯﻳﺮﺍ ﺍﻭ ﺳﮓ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ بـه خاک ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻭﻗﺘﻰ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺳﺘﮕﻴﺮ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻧﺰﺩ مفتی ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ، ﮔﻔﺖ: ﺍﻯ مفتی، ﺍﻳﻦ ﺳﮓ ﻭﺻﻴﺘﻰ ﻛﺮﺩﻩ ﻛﻪ ﻣﻰ‌ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻋﺮﺽ ﻛﻨﻢ ﺗﺎ ﺑﺮ ﺫﻣﻪ ﻣﻦ ﭼﻴﺰﻯ ﺑﺎﻗﻰ ﻧﻤﺎﻧﺪ!



مفتی ﭘﺮﺳﻴﺪ: ﻭﺻﻴﺖ ﭼﻴﺴﺖ؟ ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ: ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺳﮓ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﻮﺕ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩﻡ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ، ﭘﺲ ﻭﺻﻴﺖ ﻛﻦ ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻛﺴﻰ ﺑﺪﻫﻢ؟ ﺳﮓ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﻤﺎ ﻛﻪ مفتی ﺷﻬﺮ ﻫﺴﺘﻴﺪ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩ! اینک ﮔﻠﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﻭ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺷﻤﺎ ﺍﺳﺖ! مفتی ﺑﺎ تأﺛﺮ ﻭ تأسف ﮔﻔﺖ: ﻋﻠﺖ ﻓﻮﺕ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺳﮓ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ؟



ﺁﻳﺎ ﺑﻪ ﭼﻴﺰ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﻭﺻﻴﺖ ﻧﻜﺮﺩ؟

ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﻧﻌﻤﺎﺕ ﺍﺧﺮﻭﻯ ﺑﺮ ﺍﻭ ﻣﻨﺖ ﻧﻬﺪ

ﻭ ﺗﻮ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺖ ﺑﺮﻭ

ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺁﻥ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻭﺻﺎﻳﺎﻯ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﺩﺍﺷﺖ

ﻣﺎ ﺭﺍ ﺁﮔﺎﻩ ﮔﺮﺩﺍﻥ ﺗﺎ بدان ﻋﻤﻞ ﻛﻨﻴﻢ!{-27-}

4تِــا خـُلُ چِــلِ
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید