کاربران تایید شده / رسمی
novindarb
نوین درب هوشمند
meisamzamanabadi
ميثم زمان آبادي
kasra121
گردان سایبری خیبر
mofakhrae
محمد فخرایی
mersadco
mersadco
adyannet
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب
بروزرسانی 
فرهاد - عاشقانه ی آرام
فرهاد - عاشقانه ی آرام

من خیــــــــــــــــــــانت میکنم. به خــــــــــودم خیانت میکنم. به چیزهایی که فکر

من خیــــــــــــــــــــانت میکنم. به خــــــــــودم خیانت میکنم. به چیزهایی که فکر میکنم. خیلی ها فکر میکنند آدم اول خیلی با خودش کلنجار میرود، خیلی آره نه میگوید تا بالاخره تصمیمش را میگیرد. اما همه ی آدمها خیان...ت میکنند بعد برایش دلیل پیدا میکنند. من هم وقتی به تهمینه خیانت کردم دنبال این توجیهات بودم. ساعتها مینشستم رو به دیوار یا از پنجره زل میزدم به محوطهی مجتمع پردیس و دنیایی را تصور میکردم که زندگی با تهمینه برآورده اش نکرده بود. دنیایی که همان موقع خلق میکردم تا توجیه کنم چرا با یکی دیگر به بستر رفته ام
خیلی وقت بود که رفته بودیم توی کوک هم. وقتی یک هفته مرخصی گرفته بودم تا جارو جنجالهای تهمینه را بخوابانم، موبایل او تنها پل ارتباطی من و میترا بود. یک دوستت دارم با اس ام اس حواله کرده بودم برای میترا است. فرستادم برای سما تا برساند به دلبرم، میترا. آخرش نوشتم شما را هم دوست دارم دوست خوب من. کرم سما افتاده بود توی جانم. نمی دانستم چه کار میکنم. وقتی تجربه ی هر کس مال خودش است و آینده به سرعت باد به حال تبدیل میشود چه کسی میداند چه کار دارد میکند؟
از نظر قانونی همه چیز تمام شده بود. عهدنامه ی ترکمن چای منعقد شده بود. فتحعلی شاه، آب دریای خزر را که چشید گفت خزر همین است؟ ما نمی خواهیم کام شیرین دوستمان را به خاطر این آب شور تلخ کنیم. و داده بود. شهر داده بود. رودخانه داده بود. غرورش را از دست داده بود. و این چنین فتحلی شاه در تاریخ ماندگار شد. گیرم به بی عرضگی است. مگر تاریخ غیر از داستان کسانی است که همیشه از دست میدهند؟ هیچکس نمیگوید تزار روس در عهدنامه روس چه عایدش شد. همه میگویند شاه قاجار خاک کشورش را داد. شاید ناخودآگاه ما این قانون تاریخ را زودتر از خودآگاهمان فهمیده بود که فکر ميکردیم - من و تهمینه - امضایمان، یکی از همان امضاهای مهم تاریخ است. امضای شکست برای بازییی که اگرچه برنده ای نداشت، اما هر کدام از ما فکر میکردیم دیگری روسیه است
مشکل اما این است که آدم نمیداند در هر لحظه کدام واکنش را دوست دارد. همراهی سما یا تظاهر میترا به دلسوزی. برای رضا که تعریف کردم گفتم فرقی نمیکند هر کدامش که باشد آدم دلش هوای آن یکی را میکند
بهار ۶۳ / مجتبا پورمحسن / نشر چشمه

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
فرهاد - عاشقانه ی آرام
فرهاد - عاشقانه ی آرام

من خیــــــــــــــــــــانت میکنم. به خــــــــــودم خیانت میکنم. به چیزهایی که فکر

من خیــــــــــــــــــــانت میکنم. به خــــــــــودم خیانت میکنم. به چیزهایی که فکر میکنم. خیلی ها فکر میکنند آدم اول خیلی با خودش کلنجار میرود، خیلی آره نه میگوید تا بالاخره تصمیمش را میگیرد. اما همه ی آدمها خیان...ت میکنند بعد برایش دلیل پیدا میکنند. من هم وقتی به تهمینه خیانت کردم دنبال این توجیهات بودم. ساعتها مینشستم رو به دیوار یا از پنجره زل میزدم به محوطهی مجتمع پردیس و دنیایی را تصور میکردم که زندگی با تهمینه برآورده اش نکرده بود. دنیایی که همان موقع خلق میکردم تا توجیه کنم چرا با یکی دیگر به بستر رفته ام
خیلی وقت بود که رفته بودیم توی کوک هم. وقتی یک هفته مرخصی گرفته بودم تا جارو جنجالهای تهمینه را بخوابانم، موبایل او تنها پل ارتباطی من و میترا بود. یک دوستت دارم با اس ام اس حواله کرده بودم برای میترا است. فرستادم برای سما تا برساند به دلبرم، میترا. آخرش نوشتم شما را هم دوست دارم دوست خوب من. کرم سما افتاده بود توی جانم. نمی دانستم چه کار میکنم. وقتی تجربه ی هر کس مال خودش است و آینده به سرعت باد به حال تبدیل میشود چه کسی میداند چه کار دارد میکند؟
از نظر قانونی همه چیز تمام شده بود. عهدنامه ی ترکمن چای منعقد شده بود. فتحعلی شاه، آب دریای خزر را که چشید گفت خزر همین است؟ ما نمی خواهیم کام شیرین دوستمان را به خاطر این آب شور تلخ کنیم. و داده بود. شهر داده بود. رودخانه داده بود. غرورش را از دست داده بود. و این چنین فتحلی شاه در تاریخ ماندگار شد. گیرم به بی عرضگی است. مگر تاریخ غیر از داستان کسانی است که همیشه از دست میدهند؟ هیچکس نمیگوید تزار روس در عهدنامه روس چه عایدش شد. همه میگویند شاه قاجار خاک کشورش را داد. شاید ناخودآگاه ما این قانون تاریخ را زودتر از خودآگاهمان فهمیده بود که فکر ميکردیم - من و تهمینه - امضایمان، یکی از همان امضاهای مهم تاریخ است. امضای شکست برای بازییی که اگرچه برنده ای نداشت، اما هر کدام از ما فکر میکردیم دیگری روسیه است
مشکل اما این است که آدم نمیداند در هر لحظه کدام واکنش را دوست دارد. همراهی سما یا تظاهر میترا به دلسوزی. برای رضا که تعریف کردم گفتم فرقی نمیکند هر کدامش که باشد آدم دلش هوای آن یکی را میکند
بهار ۶۳ / مجتبا پورمحسن / نشر چشمه

رخ گل
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Ḏℯℓ@яαღ→$@яαß
مهربونمهربون
Ḏℯℓ@яαღ→$@яαß

یه نوع اسارتی ام داریم، که خودت خودتو اسیر کردی!

یه نوع اسارتی ام داریم،
که خودت خودتو اسیر کردی!
جوری که
طرف رفته؛
اما تو هنوز موندی تو رابطه!
تا خودت نخوای؛
دوران این اسارتت تموم نمیشه!
خودتو آزاد کن ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
فرهاد - عاشقانه ی آرام
فرهاد - عاشقانه ی آرام

من خیــــــــــــــــــــانت میکنم. به خــــــــــودم خیانت میکنم. به چیزهایی که فکر

من خیــــــــــــــــــــانت میکنم. به خــــــــــودم خیانت میکنم. به چیزهایی که فکر میکنم. خیلی ها فکر میکنند آدم اول خیلی با خودش کلنجار میرود، خیلی آره نه میگوید تا بالاخره تصمیمش را میگیرد. اما همه ی آدمها خیان...ت میکنند بعد برایش دلیل پیدا میکنند. من هم وقتی به تهمینه خیانت کردم دنبال این توجیهات بودم. ساعتها مینشستم رو به دیوار یا از پنجره زل میزدم به محوطهی مجتمع پردیس و دنیایی را تصور میکردم که زندگی با تهمینه برآورده اش نکرده بود. دنیایی که همان موقع خلق میکردم تا توجیه کنم چرا با یکی دیگر به بستر رفته ام
خیلی وقت بود که رفته بودیم توی کوک هم. وقتی یک هفته مرخصی گرفته بودم تا جارو جنجالهای تهمینه را بخوابانم، موبایل او تنها پل ارتباطی من و میترا بود. یک دوستت دارم با اس ام اس حواله کرده بودم برای میترا است. فرستادم برای سما تا برساند به دلبرم، میترا. آخرش نوشتم شما را هم دوست دارم دوست خوب من. کرم سما افتاده بود توی جانم. نمی دانستم چه کار میکنم. وقتی تجربه ی هر کس مال خودش است و آینده به سرعت باد به حال تبدیل میشود چه کسی میداند چه کار دارد میکند؟
از نظر قانونی همه چیز تمام شده بود. عهدنامه ی ترکمن چای منعقد شده بود. فتحعلی شاه، آب دریای خزر را که چشید گفت خزر همین است؟ ما نمی خواهیم کام شیرین دوستمان را به خاطر این آب شور تلخ کنیم. و داده بود. شهر داده بود. رودخانه داده بود. غرورش را از دست داده بود. و این چنین فتحلی شاه در تاریخ ماندگار شد. گیرم به بی عرضگی است. مگر تاریخ غیر از داستان کسانی است که همیشه از دست میدهند؟ هیچکس نمیگوید تزار روس در عهدنامه روس چه عایدش شد. همه میگویند شاه قاجار خاک کشورش را داد. شاید ناخودآگاه ما این قانون تاریخ را زودتر از خودآگاهمان فهمیده بود که فکر ميکردیم - من و تهمینه - امضایمان، یکی از همان امضاهای مهم تاریخ است. امضای شکست برای بازییی که اگرچه برنده ای نداشت، اما هر کدام از ما فکر میکردیم دیگری روسیه است
مشکل اما این است که آدم نمیداند در هر لحظه کدام واکنش را دوست دارد. همراهی سما یا تظاهر میترا به دلسوزی. برای رضا که تعریف کردم گفتم فرقی نمیکند هر کدامش که باشد آدم دلش هوای آن یکی را میکند
بهار ۶۳ / مجتبا پورمحسن / نشر چشمه

بــاران عشــــق
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
فرهاد - عاشقانه ی آرام
فرهاد - عاشقانه ی آرام

پفیوز کیست؟ پفیوز کسی است که فکر می کند خیلی

پفیوز کیست؟
پفیوز کسی است که فکر می کند خیلی باهوش است، هیچ وقت نمی تواند جلوی دهانش را بگیرد. مهم نیست بقیه چی می گویند، او باید مخالفتش را بکند. یک آدم پفیوز تمام سعی اش را می کند که تو همیشه خیال کنی گند زده ای. مهم نیست تو از چی حرف میزنی، او بهتر از تو می داند . گهواره گربه/ کورت ونه گوت جونیور

رخ گل
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
فرهاد - عاشقانه ی آرام
فرهاد - عاشقانه ی آرام

پفیوز کیست؟ پفیوز کسی است که فکر می کند خیلی

پفیوز کیست؟
پفیوز کسی است که فکر می کند خیلی باهوش است، هیچ وقت نمی تواند جلوی دهانش را بگیرد. مهم نیست بقیه چی می گویند، او باید مخالفتش را بکند. یک آدم پفیوز تمام سعی اش را می کند که تو همیشه خیال کنی گند زده ای. مهم نیست تو از چی حرف میزنی، او بهتر از تو می داند . گهواره گربه/ کورت ونه گوت جونیور

رخ گل
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Ḏℯℓ@яαღ→$@яαß
مهربونمهربون
Ḏℯℓ@яαღ→$@яαß

باخودم بدون تو چیکار کنم؟: )

باخودم بدون تو چیکار کنم؟: )

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید