Click here to enlarge
بروز رسانی 
محمد راد
محمد راد

اگر چه فوریه سردی است. اما لبخندت قلبم را گرم

اگر چه فوریه سردی است. اما لبخندت قلبم را گرم

اگر چه فوریه سردی است.
اما لبخندت قلبم را گرم می‌کند
روز پر از قلبی داشته باشی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد راد
محمد راد

اینڪـہ هر روز بهت میگم خداحافظ . میخوام‌ یـہ مدّت

اینڪـہ هر روز بهت میگم خداحافظ . میخوام‌ یـہ مدّت

اینڪـہ هر روز بهت میگم خداحافظ ...
میخوام‌ یـہ مدّت نباشم...
میخوام از فضاے مجازے برم...
یـہ مدّت جایے اسمے ازم نباشه...
امیدوارم تو همیشـہ حال‍ت خوب باشه ...
تو‌ بخون و باور نڪن
و از واژـہ بـہ واژـہ ے این حرفام درڪ ڪن...
ڪـہ پشتش هیچ رفتنے نیست...
پشتش هیچ دورے نیست...
پشتش دعاے خیر برات نیست....
رها ڪردن اگـہ واقعے باشـہ
اصلا نمیفهمم ڪه‌ چے رو‌ رها ڪردم...
اصلا نمیگم ڪه‌ میخوام برم...
اگه‌ میگم میخوام دور شم
فقط میخوام بدونے ڪـہ تو این خستگیِ مفرط ...
تو‌ این خرابے احوال ...
بودنت مثل خوردن شیر ڪاڪائوے داغ
اونم تو سرماے آذر و بارش برف ، عجیب حالمو‌ خوب میڪنـہ ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد راد
محمد راد

وقتی عاشقش شدم که دیدم💜 هیچوقت دلمو نشکست💛 هیچوقت بهم نه

وقتی عاشقش شدم که دیدم💜 هیچوقت دلمو نشکست💛 هیچوقت بهم نه نگفت💓 همیشه در جواب بچه بازیهام💖 خندید و گفت : عاشق همین کاراتم💚

مشاهده همه ی 2 نظر
محمد راد
محمد راد

دریا نام دیگر چشم های توست جان کندن در اعماق

دریا نام دیگر چشم های توست جان کندن در اعماق
..

دریا نام دیگر چشم های توست
جان کندن در اعماق آب
شکل پر تشنج بیقراری من
ای ریشه شیرین درد
ای سهم نداشته من از تمام خوشبختی
که دست هایم
جز به آغوش کشیدن حسرت تو
بر ماهیچه های گرم

هیچ خواهشی گشوده نمی شود
در این سرگردانیِ همچون جنازه ای بر آب
هزار بار هم که تکه پاره شوم
دوباره می خواهمت
من آن فانوس های چشمک زن

دور و نزدیک را هیچ می بینم
تو هم این زورق های عیاش پسند تفریحی را
هیچ ببین
هیچ هیچ هیچ
و به این فکر کن
که یک قایق سرگردان کاغذی
جز فرو رفتن در ورطه آبی تو
مگر سرنوشت دیگری هم دارد؟

مشاهده همه ی 2 نظر
محمد راد
محمد راد
پست شماره 319054210 از محمد راد

.

مشاهده همه ی 8 نظر
محمد راد
محمد راد

از پیرمرد حکیمی پرسیدند: از عمری که سپری نمودی چه چیز

از پیرمرد حکیمی پرسیدند: از عمری که سپری نمودی چه چیز

از پیرمرد حکیمی پرسیدند: از عمری که سپری نمودی چه چیز یاد گرفتی؟ پاسخ داد:
یاد گرفتم
که دنیا قرض است باید دیر یا زود پس بدهیم.
یاد گرفتم
که مظلوم دیر یا زود حقش را خواهد گرفت.
یاد گرفتم
که دنیای ما هر لحظه ممکن است تمام شود اما ما غافل هستیم.
یاد گرفتم
که ثروتمند ترین مردم در دنیا کسی است که از سلامتی، امنیت و آرامش بهره مند باشد.
یاد گرفتم
کسی که جو را میکارد گندم را برداشت نخواهد کرد.
یاد گرفتم
کسی که میخواهد مردم به حرفش گوش بدهند باید خودش نیز به حرف آنان گوش دهد.
یاد گرفتم
که مسافرت کردن و هم سفره شدن با مردم بهترین معیار و دقیق ترین راه برای محک زدن شخصیت و درون آنان است.
یاد گرفتم
کسی که معدنش طلا است همواره طلا باقی میماند بدون تغییر، اما کسی که معدنش آهن است تغییر میکند و زنگ میزند.
یاد گرفتم
که بساط عمر و زندگیمان را در دنیا طوری پهن کنیم که در موقع جمع کردن دست و پایمان را گم نکنیم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد راد
محمد راد

جنگلی انبوه را یک شعله ویران می کند مثل آن

جنگلی انبوه را یک شعله ویران می کند مثل آن

جنگلی انبوه را یک شعله ویران می کند
مثل آن کاری که چشمت با دل من کرده است

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد راد
محمد راد

ریخت بردامن محراب زفرق سراو آنچہ اندوختہ

ریخت بردامن محراب زفرق سراو آنچہ اندوختہ

ریخت بردامن
محراب زفرق سراو

آنچہ اندوختہ
ازخون جگرکرد علی

گرچہ درهرنفسی
بود علی را مـــعراج

غوطہ در خون
زدو معراج دگر کرد علی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید