لحظه  بروز رسانی 
سپیده
آروم و عادیآروم و عادی
سپیده

هر روز که می‌گذرد تکه‌تکه‌ام می‌کند   می‌نشینم

هر روز که می‌گذرد تکه‌تکه‌ام می‌کند   می‌نشینم

هر روز که می‌گذرد
تکه‌تکه‌ام می‌کند
 
می‌نشینم
تکه‌های خودم را جمع می‌کنم
کنار هم می‌چینم
می‌بینم تکه‌ای گم شده
هر روز که می‌گذرد
سبک‌تر می‌شوم
 
زمانی اگر
تکه‌های گم‌شده را پیدا کردی
کنار هم بچین
او باید من باشم
باقی پازل بی‌معنایی بود
که در آن
بازیگر و بازیچه را
از هم نمی‌شناختی
 

دلدادگـــی
مشاهده همه ی 5 نظر
سپیده
آروم و عادیآروم و عادی
سپیده

به گمانم ذهنیتی که آدم‌ها از خود برای هم به

به گمانم ذهنیتی که آدم‌ها از خود برای هم به

به گمانم ذهنیتی که آدم‌ها
از خود برای هم به یادگار می‌گذارند،
از همه چیز بیشتر اهمیت دارد؛
وگرنه همه آمده‌اند که یک روز بروند...

دلدادگـــی
مشاهده همه ی 24 نظر
سپیده
آروم و عادیآروم و عادی
سپیده

من تصور می‌كنم بهترين تعريفی كه می‌توان از انسان ارائه كرد

من تصور می‌كنم بهترين تعريفی كه می‌توان از انسان ارائه كرد

من تصور می‌كنم بهترين تعريفی كه می‌توان از انسان ارائه كرد اين است:
انسان عبارت‌ست از موجودی كه به همه‌چيز عادت می‌كند
اما نپرسید چگونه...

دلدادگـــی
مشاهده همه ی 7 نظر
سپیده
آروم و عادیآروم و عادی
سپیده

به نسل‌های بعد از ما بگویید ما فرق داشتیم با شما

به نسل‌های بعد از ما بگویید ما فرق داشتیم با شما

به نسل‌های بعد از ما بگویید ما فرق داشتیم با شما. ما همان‌هایی بودیم که به ساده‌ترین‌ چیزها چنگ زدیم برای کمی آرام گرفتن، ما با یک لیوان چای مست می‌شدیم و با یک موزیک آرام، خیال می‌بافتیم و با یک فیلم ساده، احساس خوشبختی عمیق می‌کردیم. ما آدم‌های ساده‌ای بودیم، با یک لبخند و مهربانیِ کوچک، دل می‌بستیم به آدم‌ها و با یک شاخه گل و یک کتاب، ذوق می‌کردیم.
به نسل‌های بعد از ما بگویید اگر در روزگار شما آزادی هر صبح پشت پنجره‌ بود و آرامش، هرشب جهانتان را در آغوش می‌کشید، اگر در روزگار شما عدالت و انصاف و انسانیت حرف اول را می‌زد؛ به یاد ما باشید.
و به یاد ما با ساده‌ترین‌ها ذوق کنید و دل بدهید به باران و آسمان و آفتاب، دل بدهید به آزادی...
و عاشق شوید،
شاید باور نکنید و حق داشته‌باشید که باور نکنید، ولی در جهان، آدم‌هایی زیسته‌اند که در شرایط فقدان بوسه و نان و آب و آزادی، فرصت عاشق شدن هم نداشته‌اند!

به نسل‌های بعد از ما بگویید...

دلدادگـــی
مشاهده همه ی 13 نظر
سپیده
آروم و عادیآروم و عادی
سپیده

+ اين شورِ جووني هم تموم ميشه و ميفهميم كه هر

+ اين شورِ جووني هم تموم ميشه و ميفهميم كه هر

+ اين شورِ جووني هم تموم ميشه و ميفهميم كه هر شب تاريكي كه تو زندگيمون اومد، گذشت.
اين حجم از علاقه اي كه توي سينه مون داره بي قراري ميكنه، يه روز آروم ميشه، ميفهميم كه اين همه دست و پا زدن و اين همه قصه سازي فقط عذاب دادن خودمون بود.
اين همه ترس از دست دادن هم تموم ميشه و ميفهميم داروين تو انتخاب طبيعي راست ميگفت؛ هر كسي مناسبمون باشه ميمونه و هر كسي نباشه هر چقدر هم خوب حذف ميشه.
همه چي ميگذره و تموم ميشه، بعد ميفهميم چيزي كه ما رو نگه داشته بود، همون يك جمله ي " يك درصد ممكنه بشه" بود. چون هم اونقدر اون يك بزرگ بود كه بهش درصد بدن و هم اون "بشه" اونقدر شيرين بود كه آدم براش ادامه بده.
چيزي كه ما رو وصل كرده بود به اين زندگي، نه عشق و علاقه بود، نه ترس بود ، نه پول بود.
اميد بود كه ما رو نگه داشته بود عزيزِدلم. اميد بود...

دلدادگـــی
مشاهده همه ی 20 نظر
سپیده
آروم و عادیآروم و عادی
سپیده

ما عادت نمی‌کنیم، مگر آنکه چیزی درونمان بمیرد، فکرش را بکن

ما عادت نمی‌کنیم، مگر آنکه چیزی درونمان بمیرد، فکرش را بکن

ما عادت نمی‌کنیم، مگر آنکه چیزی درونمان بمیرد، فکرش را بکن چه چیزهایی درونمان مردند تا توانستیم به همه‌ی آنچه پیرامون‌مان است، عادت کنیم ...

دلدادگـــی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سپیده
آروم و عادیآروم و عادی
سپیده

خاطره ی خوبِ کسی شو. حتی اگر قرار بر همیشه

خاطره ی خوبِ کسی شو. حتی اگر قرار بر همیشه

خاطره ی خوبِ کسی شو...
حتی اگر قرار بر همیشه ماندن نیست،
آنی شو که وقتی در ذهنش آمدی،
چشمانش تو را لو بدهند...

دلدادگـــی
مشاهده همه ی 14 نظر
سپیده
آروم و عادیآروم و عادی
سپیده

نگرانی، ته دلم چنبره زده، خوابیده است. تا فکرش را بکنی

نگرانی، ته دلم چنبره زده، خوابیده است. تا فکرش را بکنی

نگرانی، ته دلم چنبره زده، خوابیده است. تا فکرش را بکنی دهنش را باز می‌کند می‌خواهد آدم را ببلعد و الا در خواب می‌ماند. مثل موشی، ماری، خزنده‌ای است که در گوشه اطاق کنار فرش توی سوراخش تپیده ولی به کمترین نوری، صدائی، بیدار می‌شود و راه می‌افتد. نمی‌دانم از چیست؟ غربت، بی‌پناهی، سرگردانی! از پاهایی که توی خاک خودش نیست…

دلدادگـــی
مشاهده همه ی 6 نظر
سپیده
آروم و عادیآروم و عادی
سپیده

بعضی از چیزها و حس‌های درون آدم از بین رفتنی نیستند

بعضی از چیزها و حس‌های درون آدم از بین رفتنی نیستند

بعضی از چیزها و حس‌های درون آدم از بین رفتنی نیستند و تنها آدم گاهی وقت‌هایی که حواسش نیست، آن‌ها را جایی در درون خودش جا می‌گذارد و هرچه می‌گردد پیداشان نمی‌کند و با خودش می‌گوید که تمام شد، همین بود دیگر؛ و یک روزی و یک جایی که اصلا انتظارش را هم ندارد، باز هم آن‌ها را پیدا خواهد کرد، انگار یادداشتی از طرف خودت برای خودت که آن را اتفاقی در بین صفحه‌های کتابی که آن را برای تمیز کردن برداشته بودی، پیدایش کرده باشی باز...

دلدادگـــی
مشاهده همه ی 5 نظر
سپیده
آروم و عادیآروم و عادی
سپیده

آدم‌ها فقط گوشه‌های دلپذیر و آرام زندگی‌شان را نشان شما می‌دهند

آدم‌ها فقط گوشه‌های دلپذیر و آرام زندگی‌شان را نشان شما می‌دهند

آدم‌ها فقط گوشه‌های دلپذیر و آرام زندگی‌شان را نشان شما می‌دهند. شما تکه‌های ناکوک و ملتهبشان را نمی‌بینید، شما اندوه و اضطراب و جا زدن‌هاشان را نمی‌بینید، شما قهرهاشان را، شما رنج‌هاشان را نمی‌بینید.
شما دخل و تصرفی در زوایه‌ی دید زندگی آدم‌ها ندارید، فرم و محتوا و صحنه‌ای که مقابل شماست، پیش از آن بارها ویراستاری شده و سعی بر آن بوده آنقدر بی‌نقص به نظر برسد که هیچ‌کس فکرش را هم نکند که این زیبایی بی‌نظیر، یک نمایش باشد، که حقیقت، نقطه‌ی مقابل آن، یا با چیزی که به نمایش گذاشته‌شده تضاد داشته‌باشد. آدم‌ها انتخاب می‌کنند که شما چه چیزی ببینید، پس امکان این هست که همان آدمی که همیشه در عکس‌هاش می‌خندد؛ غمگین‌ترین آدم جهان باشد، همان آدمی که آرام‌ و سر به زیر و صبور به نظر می‌رسد؛ دائما خشم و پرخاش و سرکشی را به نقطه‌ی جوش برساند و همانی که در قالب انسانی مرتب‌ و موجه‌ ظاهر می‌شود، در دنیای خودش، شلخته‌ترین باشد.
آدم‌ها فقط از تکه‌های آراسته‌ی وجودشان حرف می‌زنند و از گوشه‌های بی‌نقص محیطشان عکس می‌گیرند و آن قسمت از روابطشان را در معرض دید می‌گذارند که بطانه‌کاری شده و روی آن رنگ پاشیده‌اند. شما حفره‌ها و رنگ‌رفتگی‌های رابطه را نمی‌بینید، نقص‌ها را نمی‌بینید، دردها و قسمت‌های آزاردهنده‌ی هیچ‌کس و هیچ‌چیز را نمی‌بینید.
پس در مقابل اینهمه ندیدن، دست از مقایسه بکشید و بچسبید به زندگی آرام خودتان، بطانه به دست بگیرید و نه برای خوشامد آدم‌ها، که برای خاطر آرامش و لذت خودتان، نقص‌ها را آرام آرام برطرف کنید، حفره‌ها را پر کنید و زخم‌ها را مرهم بگذارید.
در اکثر موارد، همان خانه‌ی کوچک و زندگی به ظاهر معمولی شما پتانسیل بیشتری برای خوشبختی و آرامش دارد، البته اگر دست از مقایسه‌های پوچ و بی‌اساس بردارید.
چای‌تان را آرام بنوشید و اجازه ندهید قسمت‌های گلچین شده‌ی زندگی‌ها و آدم‌ها، تمام شما و زندگی‌تان را درگیر کند.

دلدادگـــی
مشاهده همه ی 37 نظر