لحظه  بروز رسانی 
حمید
حمید

وای موسی! من پشیمانم دهانم دوختی وز پشیمانی تو جانم سوختی

وای موسی! من پشیمانم دهانم دوختی
وز پشیمانی تو جانم سوختی
میروم با دردهایم باز تنها می شوم
میروم با گوسفندانم اسیر دشت و صحرا می شوم...

مشاهده همه ی 5 نظر
حمید
حمید

ما تنهاييم چرا که هرگز کسی ما را به جانب خود

ما تنهاييم
چرا که هرگز کسی ما را به جانب خود نخواند
عشق‌های معصوم، بيکار و بی انگيزه‌اند
و دوست داشتن
از سفرهای دراز تهی دست باز می گردد
ديگر
اميد درودی نيست
اميد نوازشی نيست
...

مشاهده همه ی 4 نظر
حمید
حمید

من آدم خوبی نبوده ام سال ها پیش از این پسین

من آدم خوبی نبوده ام
سال ها پیش از این
پسین روزی دور از اندوه دی
کبوتری نابلد از حدس عطسه آسمان
به ایوان خانه ما آمد
پنجره بسته بود
من خانه نبودم
و تمام شب باران آمده بود!
من آدم خوبی نبوده ام...

مشاهده همه ی 15 نظر
حمید
حمید

از خانه که می آیی یک دستمال سفید پاکتی سیگار گزیده

از خانه که می آیی
یک دستمال سفید
پاکتی سیگار
گزیده شعر فروغ
و طاقتی طولانی بیاور
احتمال گریستن ما بسیار است...!

مشاهده همه ی 5 نظر
حمید
حمید

من بارها برای وسعت تنهایی ام گریسته ام

من بارها برای وسعت تنهایی ام گریسته ام...

مشاهده همه ی 9 نظر
حمید
حمید

گاه آرزو می کنم زورقی باشم برای تو تا بدان جا

گاه آرزو می کنم زورقی باشم برای تو
تا بدان جا برمت که میخواهی،
زورقی توانا
به تحمل باری که بر دوش داری،
زورقی که هیچگاه واژگون نشود
به هر اندازه که ناآرام باشی
یا متلاطم باشد
دریایی که در آن می رانی...

مشاهده همه ی 5 نظر
حمید
حمید

نمی خواهم چهره اش را به دستمالی فروپوشند تا به مرگی

نمی خواهم چهره اش را به دستمالی فروپوشند
تا به مرگی که در اوست خو کند.
برو ایگناسیو! به هیابانگ شورانگیز حسرت مخور!
بخسب! پرواز کن! بیارام! دریا نیز می میرد...



مشاهده همه ی 3 نظر
حمید
حمید

چند بار امید بستی و دام برنهادی تا دستی یاری دهنده

چند بار امید بستی و دام برنهادی
تا دستی یاری دهنده
کلامی مهرآمیز
نوازشی
یا گوشی شنوا
به چنگ آری؟
چند بار دامت را تهی یافتی؟
از پای منشین
آماده شو تا دیگربار و دیگربار
دام بازگستری!

مشاهده همه ی 7 نظر