لحظه  بروز رسانی 
محمد تقی زاده
محمد تقی زاده

همیشه چشمی که قشنگه پاک نیست ولی،چشمی که

همیشه چشمی
که قشنگه پاک نیست
ولی،چشمی که
پاکه همیشه قشنگه

پاکترین نگاه ها
مال پاکترین چشم هاست
و پاک ترین چشم ها
مال پاک ترین دل هاست

چشمتون منوربه نورخدا

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد تقی زاده
محمد تقی زاده

نه تو از حالِ من خبر داری، نه من از

نه تو از حالِ من خبر داری،
نه من از بیقراریِ تو..
دوستت دارم و
نمیدانی
دوستم داری و
نمیدانم...!❤

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
گلپری
گلپری

برای معنی دلتنگی احتیاج به این همه کلمه نیست ؛ دلتنگی

برای معنی دلتنگی احتیاج به این همه کلمه نیست ؛ دلتنگی

برای معنی دلتنگی احتیاج به این همه کلمه نیست ؛ دلتنگی یعنی تو نیستی!!



……….♥………

مشاهده همه ی 6 نظر
محمد تقی زاده
محمد تقی زاده

مرا ببوس . جوری که شکوه بکرِ ابرهای کوهستان را

مرا ببوس ...
جوری که شکوه بکرِ ابرهای کوهستان را توی دستانم لمس کنم ...
چشمانم را ببندم ، گم شوم ... و خودم را در سکوتِ کویر ، میانِ گرمایِ آغوشِ تو پیدا کنم ...
مرا ببوس ...
آنقدر عمیق ، که تمامِ جانم مست شود ،
اشک شوق از چشمانم بریزد ،
و گونه هایم از شدت عشق تو ، تب کند ... !
مرا جوری ببوس ؛
که زمان ، میانِ التهابِ لب هایت متوقف شود ،
و من ... تا ابدِ همین ثانیه ، متعلق به تو باشم ...
می خواهم در انقلابِ بوسه ات ، منهدم شوم ،
پیکرِ بی جانم را میانِ امنیتِ بازوانت رها کنم ،
تو مالکِ تمامِ جانم باشی ؛
و من ... سهمِ مطلقِ لب های تو ...
من برایِ حل شدن در تو آماده ام ...
مرا میانِ استحکامِ بازوانت بپیچ ،
و بدونِ هیچ مراعات و بهانه ای ؛
به اندازه ی تمامِ ثانیه های نبودنت ؛
ببوس ... !!!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
✨اللّهم صلّ عَلىٰ مُحمّد و آل مُحمّد و عَجّل فَرجَهم✨
گرفتارگرفتار
✨اللّهم صلّ عَلىٰ مُحمّد و آل مُحمّد و عَجّل فَرجَهم✨

به خدا گفتم! چرا مرا از خاک آفریدی؟ چرا

به خدا گفتم!
چرا مرا از خاک آفریدی؟
چرا از آتش نيستم؟!
تا هرکه قصد داشت با من بازی کند،
او را بسوزانم...
خدا گفت: تو را از خاک آفريدم
تا بسازی... نه بسوزانی!
تو را از خاک، از عنصری برتر ساختم تا با آب، گِل شوی و زندگی ببخشی...
از خاک آفریدم تا اگر آتشت زنند باز هم زندگی کنی و پخته تر شوی...
با خاک ساختمت تا همراه باد برقصی... تا اگر هزار بار تو را بازی دادند، تو برخيزی... سر برآوری...
در قلبت دانه عشق بکاری
و رشد دهی و از ميوه شيرينش زندگی را دگرگون سازی...
پس به خاک بودنت ببال...
قدر لحظه لحظه زندگیمونو بدونیم🙏


اشکها و لبخند ها
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
✨اللّهم صلّ عَلىٰ مُحمّد و آل مُحمّد و عَجّل فَرجَهم✨
گرفتارگرفتار
✨اللّهم صلّ عَلىٰ مُحمّد و آل مُحمّد و عَجّل فَرجَهم✨

به خودت بیا . لیاقتِ تو بیشتر از این هاست

به خودت بیا ...
لیاقتِ تو بیشتر از این هاست که توقف کنی و خودت را برای افرادِ حقیری که تو را بی بهانه قضاوت می کنند توضیح دهی ...

اینها اگر قرار بود بفهمند که قضاوت نمی کردند !!

هیچ کس به اندازه ی خودت به مسائل و دغدغه هایت اِشراف ندارد ...
این تو هستی که باید درست را از نادرست تشخیص بدهی و گام برداری ...

منطق هم همین را میگوید؛
این که در زندگیِ هرکسی ، تصمیم گیرنده و قاضی ، خودش است و خدایش... ، "نه مردم" !

قضاوتت که کردند ، خودت را به نشنیدن بزن
و با بیخیالیِ تمام ، راهت را ادامه بده ،
کاری که تمامِ انسانهایِ موفقِ تاریخ کرده اند !!



اشکها و لبخند ها
مشاهده همه ی 4 نظر
مهشید
مهشید

سنگین ترین باری که حمل میکنیم ، افکار منفی و ناسالمی

سنگین ترین باری که حمل میکنیم ، افکار منفی و ناسالمی

سنگین ترین باری که حمل میکنیم ، افکار منفی و ناسالمی ست که در سر داریم!

مشاهده همه ی 4 نظر
بهار
خوشحالخوشحال
بهار

پیری میگفت:اگه میخوای جوان بمونی درد دلتو به کسی بگو که

پیری میگفت:اگه میخوای جوان بمونی درد دلتو به کسی بگو که

پیری میگفت:اگه میخوای جوان بمونی درد دلتو به کسی بگو که دوسش داری و دوست داره...

گفتم:پس چرا تو پیر شدی؟؟؟ خندید و گفت:""دوستش داشتم،دوستم نداشت"""

مشاهده همه ی 4 نظر
بهار
خوشحالخوشحال
بهار

خوبی؟ خوبی؟ از آن سوال های مبهم است

خوبی؟ خوبی؟ از آن سوال های مبهم است

خوبی؟

خوبی؟ از آن سوال های مبهم است.
یعنی از آن سوال هایی که خیلی مهم است چه کسی آن را بپرسد.
مثلا زیور خانوم، زنِ حسن آقای بقال، وقتی از آدم می پرسد خوبی؟ برایش مهم نیست تو خوبی یا نه. فقط می خواهد چند لحظه تو را معطل کند که حسابی وراندازت کند تا فردا شب که با صغری خانوم مشغول چانه زنی ست، حرفی داشته باشد برای گفتن که:
دختر فلانی را دیدم امروز. ماشالله چه بزرگ شده. شوهر نکرده؟
یا مثلا همکلاسیت وقتی می گوید خوبی؟ کاری به خوب بودن یا نبودنت ندارد. فقط می خواهد قبل از اینکه توی رویت در بیاید که فلان جزوه را بده، حرفی زده باشد.
آدم‌هایی هم هستن که سال به دوازده ماه، خبری ازشان نمی شود. اما یک شب بی هوا می بینی پیام دادند: سلام، خوبی؟
اینجور وقت ها بهتر است فقط بگویید ممنون. چون این ها هم، اصل حالتان برایشان مهم نیست. پیام بعدی شان حاکی از "یه زحمتی برات داشتم" است را که ببینید، منظورم را متوجه می شوید.
میان این همه "خوبی؟" که هرروز از کلی آدم می شنوید اما، بعضی‌هایشان رنگ دیگری دارند.
همان‌هایی که اگر در جوابشان بگویید: "ممنون"، بر می دارند می گویند: ممنون که جواب "خوبی؟" نیست.
همان‌هایی که وقتی شروع به حرف زدن می کنند، بین " سلام، خوبی؟" با جمله بعدی شان، کلی فاصله می‌افتد.
فاصله ای که پر شده از حرف های تو که: نه خوب نیستم. که نمی دانم چه مرگم است، که حالم گرفته ست، که حواست به من هست؟، که باور کن دلم دارد می ترکد.
و بعد چشم باز می کنی و می بینی ساعت ها گذشته، تو همه خوب نبودن هایت را به او گفتی و او حالا، دوباره می پرسد: خوبی؟ و تو این بار، با خیال راحت میگویی: خوبم ...
این آدم ها
این آدم ها...
اگر از این آدم ها دور و برتان هست، یادتان باشد که خودشان مدت هاست منتظر شنیدن یک "خوبی؟" واقعی هستند.

مشاهده همه ی 7 نظر
اِلا
خجالتیخجالتی
اِلا

آورده اند که، عارفی معروف به نانوایی رفت و چون لباس

آورده اند که، عارفی معروف به نانوایی رفت و چون لباس درستی نپوشیده بود نانوا به او نان نداد و عابد رفت.
مردی که آنجا بود عابد را شناخت
به نانوا گفت این مرد را می شناسی؟
گفت : نه
مرد گفت : فلان عابد بود
نانوا گفت : من از مریدان اویم
دنبالش دوید و گفت می خواهم شاگرد شما باشم ، عابد قبول نکرد
نانوا گفت اگر قبول کنی من امشب تمام آبادی را طعام می دهم ، عابد قبول کرد

وقتی همه شام خوردند
نانوا گفت : سرورم دوزخ یعنی چه؟
عابد پاسخ داد : دوزخ یعنی اینکه تو برای رضای خدا یک نان به بندۀ خدا ندادی ولی برای رضایت دل بندۀ خدا یک آبادی را نان دادی...

نظرات برای این پست غیر فعال است