لحظه  بروز رسانی 
شاهین
شاهین

اگــــــــــــــــر او بــــــــــــرای تو

اگــــــــــــــــر او بــــــــــــرای تو

اگــــــــــــــــر او



بــــــــــــرای تو ساخــــــــــــــــــته شده اســـــــــــــــــت



مـــــــن


برای تـــــــــــو ویـــــــــــــــران شـــــــــــده ام

مشاهده همه ی 3 نظر
شاهین
شاهین

کسی چه میداند شاید آن لحظه که اشک های زلال

کسی چه میداند شاید آن لحظه که اشک های زلال

کسی چه میداند
شاید آن لحظه که اشک های زلال و گرم من
بر این کاغذ می نشست
تو هم گوشه آستینت خیس بود
شاید از بغض دیروز ... شاید از حس امروز
ای کاش آن لحظه در کنارت بودم
تا اشک هایت را پاک کنم
تا بگویم همیشه کسی هست
که با اسم کوچک صدایت کند
تا سرود زندگی را با هم فریاد بزنیم
تا من همه تو باشم ... و تو همه من
تا سرود هستی را تکرار کنیم
تا راز خلقت را دریابیم ...

مشاهده همه ی 2 نظر
شاهین
شاهین

به چه مي انديشي ؟ نگراني بيجاست

به چه مي انديشي ؟ نگراني بيجاست

به چه مي انديشي ؟

نگراني بيجاست

عشق اينجا و‎ ‎خدا هم اينجاست

لحظه ها را درياب

زندگي درفردا نه ، همين امروز است

راه ها منتظرند تا تو هرجا كه بخواهي برسي !

لحظه ها را درياب ، پاي در راه گذار

"راز هستي اين است"



سهراب سپهري

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
شاهین
شاهین

برایت رویاهایی آرزو می کنم تمام نشدنی وآرزوهایی پر شور

برایت رویاهایی آرزو می کنم تمام نشدنی وآرزوهایی پر شور

برایت رویاهایی آرزو می کنم تمام نشدنی
وآرزوهایی پر شور
که از میانشان چندتایی برآورده شود
برایت آرزو می کنم که فراموش کنی
چیزهایی را که باید فراموش کنی

برایت شوق آرزو می کنم
آرامش آرزو می کنم
برایت آرزو می کنم که با پرواز پرندگان بیدار شوی
و یا با خنده ی کودکان
برایت آرزو می کنم که دوام بیاوری در رکود، بی تفاوتی و ناپاکی روزگار

مهمتر از همه
برایت آرزو می کنم که خودت باشی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
شاهین
شاهین

گاهی باید رد شد ، باید گذشت ؛

گاهی باید رد شد ، باید گذشت ؛

گاهی باید رد شد ، باید گذشت ؛

گاهی باید در اوج نیاز نخواست ...

گاهی باید کویر شد و با همه تشنگی

منت هیچ ابری را نکشید ...

گاهی برای بودن باید محو شد ، باید نیست شد

گاهی برای بودن ؛ باید نبود …

گاهی باید چترت را برداری و رهسپار کوچه هایی شوی

که مدت هاست هیچ رهگذری از آن عبور نکرده

گاهی باید نباشی ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
شاهین
شاهین

بگذار تركت كنند. بگذار بخواهي و نشود. بگذار ديگر

بگذار تركت كنند. بگذار بخواهي و نشود. بگذار ديگر

بگذار تركت كنند...
بگذار بخواهي و نشود...
بگذار ديگر فرقي بين شب و روزت نباشد...
بگذار جا خوش كنند دستانت رو به آسمان...
بگذار آرزويت برآورده نشده بماند...
بگذار اشك شود دريا دريا بباري برايش...
بگذار درد شود...
بگذار زخمش باقي بماند...
بگذار تنها بماني و با سكوتي تلخ غروب هايت را بگذراني...
بگذار دنيا هرچه ميخواهد سرت بياورد...
تو اما تحمل كن...
تو خدايت را داري... خدايي كه چوبش صدا ندارد...

مشاهده همه ی 2 نظر
شاهین
شاهین

خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟

خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟

خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟

روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟

یادت آید روز باران ! گردش یک روز دیرین..

پس چه شد ؟! دیگر کجا رفت ؟! خاطرات خوب و شیرین.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
♥ " پانیذ " ♥
آروم و عادیآروم و عادی
♥ " پانیذ " ♥

❤💖❤💖❤💖❤💖❤💖 *طرز تهیه 🎂 زندگی* مواد لازم :

💖💖💖💖💖
*طرز تهیه 🎂 زندگی*
مواد لازم :

*1 یک کیلو "ذوق"*
*2 یه قاشق "چشم پوشی😊"*
*3 کمی "صداقت🙂"*
*4 یک کیلو "خوشرویی😇"*
*5 نیم کیلو "فداکاری😙"*
*6 یه قاشق "صبر😌"*
*7 یه پیمانه "شادی"*
*8 یه پیمانه "احترام😊"*
*9 یه قاشق "نظم🙃"*
*10 یه ذره "کوتاه امدن🙁".*

*همه مواد را در مخلوط کن"😍محبت😍 "ریخته و مخلوط میکنیم مخلوط را داخل سینی"☘زندگی☘ "ریخته و در فر"😇بخشش😇" گذاشته و برای مدتی کوتاه بر روی حرارت"رفاقت" قرار میدهیم ،سپس آن را خارج کرده وبا" آرامش😊" تزئینش کرده ودر یخچال "انسانیت❤" میگذاریم تا سرد شود وبا چاقوی "لطافت🌹 "برش میدهیم.*

*کیک را بر روی "میز زندگی" قرار داده و به همه انسانها قطعه ای را با "لبخند" تقدیم میکنیم.*
💖💖💖💖💖

♡ ‌

مشاهده همه ی 49 نظر
شاهین
شاهین

دلبران،دل می برند.اما،تو جانم می بری ناز را

دلبران،دل می برند.اما،تو جانم می بری ناز را

دلبران،دل می برند.اما،تو جانم می بری

ناز را افزوده ، با نازت توانم می بری



سوز دردِ عشق را با غمزه های ناز خود

تا ته قلب من و تا استخوانم می بری



می زنی چشمک نهانی، جان تو! جان خودم!

با تکان پلک خود تا بی کرانم می بری



تا که می خواهم بگویم راز خود را ناگهان

دستهای مهربان را بر لبانم می بری



می کنی ساکت مرا با بوسه های بی هوا

شعر را با بوسه از روی زبانم می بری



تو شبیه دلبران هستی ولی جور دگر

دلبران،دل می برند.اما،تو جانم می بری...

مشاهده همه ی 2 نظر
شاهین
شاهین

بهر هر یاری که جان دادم به پاس دوستی

بهر هر یاری که جان دادم به پاس دوستی

بهر هر یاری که جان دادم به پاس دوستی

دشمنیها کرد با من در لباس دوستی

کوه پا بر جا گمان می‌کردمش دردا که بود

از حبابی سست بنیان‌تر اساس دوستی

بس که رنج از دوستان باشد دل آزرده را

جای بیم دشمنی دارد هراس دوستی

جان فدا کردیم و یاران قدر ما نشناختند

کور بادا دیدهٔ حق ناشناس دوستی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید