لحظه  بروز رسانی 
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

نگهت غارت دین ڪرد و خدا مے داند

نگهت غارت دین ڪرد و خدا مے داند

نگهت غارت دین ڪرد و خدا مے داند

بهر این روز نگہ داشتہ بودم دین را

مشاهده همه ی 2 نظر
آتنـــا...
آتنـــا...

هربار به تو فکر می‌کنم.! یکی از دکمه ‌هایم شُل

هربار به تو فکر می‌کنم.! یکی از دکمه ‌هایم شُل

هربار به تو فکر می‌کنم...!
یکی از دکمه ‌هایم شُل می‌شود!
انقراضِ آغوشم یک‌ نسل
به تأخیر می‌افتد
و چیزی به نبضم اضافه می‌شود
که در شعرهایم نمی‌گنجد...!

کافی ‌ست تو را به نام بخوانم
تا ببینی لکنت،
عاشقانه ‌ترینِ لهجه‌ هاست...
و چگونه لرزشِ لب‌های من
دنیا را به حاشیه می‌بَرد..

دوستت دارم...
با تمامِ واژه‌هایی ‌که در گلویم
گیر کرده‌اند...!
و تمام هجاهای غمگینی‌
که به‌ خاطرِ تو
شعر می‌شوند...

دوستت دارم با صدای بلند!
دوستت دارم با صدای آهسته!
دوستت دارم...
و خواستنِ تو جنینی ‌ست
در من
که نه سقط می‌شود،
نه به دنیا می‌آید.


لیلا_کردبچه

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
آتنـــا...
آتنـــا...

چرا گرفته دلت؟ مثل آنکه تنهایی چقدر هم تنها

چرا گرفته دلت؟ مثل آنکه تنهایی چقدر هم تنها

چرا گرفته دلت؟
مثل آنکه تنهایی
چقدر هم تنها...
خیال می‌کنم،
دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی
دچار یعنی...عاشق
و فکرکن چه تنهاست
اگر ماهی کوچک
دچار آبی دریای بیکران باشد...

سهراب_سپهری

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
آتنـــا...
آتنـــا...

آیا چگونه شد که من آن شب دریافتم که نام

آیا چگونه شد که من آن شب دریافتم که نام

آیا چگونه شد که من آن شب
دریافتم که نام تو
ویرانی‌ِ من است

نام تو را
چو بوته‌ی آتش
در دستهای سوخته می‌گیرم
و می‌دوم،
میانِ شب و
خار و بانگ و باد.



سعید_سلطانپور

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
آتنـــا...
آتنـــا...

اصلا پنجره به چه درد می خورد؟! وقتی

اصلا پنجره به چه درد می خورد؟! وقتی

اصلا پنجره
به چه درد می خورد؟!
وقتی قرار نیست
تو در خیابان
دیده شوی...
وقتی قرار نیست...


فرسا_عمران

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
آتنـــا...
آتنـــا...

تو مرگِ من بودی.! تو که می‌توانستم نگهت

تو مرگِ من بودی.! تو که می‌توانستم نگهت

تو مرگِ من بودی...!
تو که می‌توانستم
نگهت دارم
هنگامی که همه از من
بُریدند...

پل_سلان

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
آتنـــا...
آتنـــا...

حتی ممکن است این شال گردن اصلا

حتی ممکن است این شال گردن اصلا

حتی ممکن است
این شال گردن
اصلا خوب از آب در نیاید...!
و تو را گرم نکند...اما،
هر رجی که ناشیانه می بافم
قلبِ مرا گرم می کند
و زندگی مان را...!!

من این صحنه را
بچگی دوست داشته ام:
زنی که در پاییز ،
برای مردی در زمستان
شال گردن می بافد ...

رویا_شاه_حسین_زاده

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
آتنـــا...
آتنـــا...

عصر تلخی بود ، عصر آخرین دیدارمان آخرین

عصر تلخی بود ، عصر آخرین دیدارمان آخرین

عصر تلخی بود ،
عصر آخرین دیدارمان
آخرین باری که دستم
حلقه شد بر گردنت
مهربان بودی و
آن ایمان دریایی هنوز
موج می زد ،
در « خدا ، پشت و پناهت »
گفتنت!



حسین_منزوی

مشاهده همه ی 1 نظر
zʇɹǝɥ 52 ɹW
zʇɹǝɥ 52 ɹW

‏زلف آن است که بی شانه دل

‏زلف
آن است
که بی شانه دل از جا ببرد... :|

مشاهده همه ی 3 نظر
آتنـــا...
آتنـــا...

دلم خلوتی ساده می‌خواهد چند خطی شعر فروغ با

دلم خلوتی ساده می‌خواهد چند خطی شعر فروغ با

دلم خلوتی ساده می‌خواهد
چند خطی شعر فروغ
با دو فنجان قهوه
كمی سكوت
و او، كه پايان هر قطعه
دستش را زير چانه بزند و بگويد:
باز هم بخوان...

شیما_سبحانی

‎‌‌‌

مشاهده همه ی 1 نظر