لحظه  بروز رسانی 
شهرام خورسند
شهرام خورسند

به گزارش روابط عمومی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور،‌ با توجه به

به گزارش روابط عمومی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور،‌ با توجه به

به گزارش روابط عمومی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور،‌ با توجه به تصمیم ستاد ملی مبارزه با کرونا مبنی بر تعطیلی مدارس، دانشگاه‌ها و مراکز فرهنگی تا پایان سال، و هشدارهای وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی برای جلوگیری از انتشار عوامل بیماری زا، کتابخانه های عمومی سراسر کشور نیز تا پایان سال تعطیل شدند.

گفتنی است از سوم اسفند تا کنون و در سه مرحله با توجه به هشدارهای وزارت بهداشت،‌ درمان و آموزش پزشکی، همزمان با تعطیلی مدارس، دانشگاه‌ها و مراکز فرهنگی، کتابخانه‌های عمومی نیز تعطیل شدند.

بر این اساس بلافاصله پس از تعطیلی کتابخانه های عمومی و با توجه به دستورالعمل های بهداشتی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، با نظارت نمایندگانی از نهاد، روند ضدعفونی کردن کتابخانه های عمومی کشور آغاز شد تا پس از اخذ مجوزهای لازم از مراجع ذیصلاح، در زمان مقتضی کتابخانه های عمومی خدمت رسانی به مردم را از سر بگیرند.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
شهرام خورسند
شهرام خورسند

مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر بستود و ثنا

مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر بستود و ثنا کرد و بدو داد همه کار
آن کیست بدین حال و که بوده‌است؟ و که باشد؟ جز شیر خداوند جهان، حیدر کرار؟
این دین هدی را به مثل دایره‌ای دان پیغمبر ما مرکز و حیدر خط پرگار
علم همه عالم به علی داد پیمبر چون ابر بهاری که دهد سیل به گلزار

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
شهرام خورسند
شهرام خورسند

آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!

آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!

یک نفر در آب دارد می سپارد جان.

یک نفر دارد که دست و پای دایم می زند

روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید.

آن زمان که مست هستید از خیال دست یاییدن به دشمن

آن زمان که پیش خود بی هوده پندارید

که گرفت استید دست ناتوانی را

تا توانایی بهتر را پدید آرید.

آن زمانی که تنگ می بندید

بر کمر هاتان کمر بند

در چه هنگامی بگویم من؟

یک نفر در آب دارد می کند بی هوده جان، قربان!

آی آدم ها که بر ساحل بساط دلگشا دارید!

نان به سفره، جامه تان بر تن؛

یک نفر در آب می خواند شما را.

موج سنگین را به دست خسته می کوبد

باز می دارد دهان با چشم از وحشت دریده

سایه هاتان را ز راه دور دیده.

آب را بلعیده در گود کبود و هر زمان بی تابی اش افزون

می کند زین آب، بیرون

گاه سر، گه پا

آی آدم ها!

او ز راه دور این کهنه جهان را باز می پاید

می زند فریاد و امید کمک دارد.

آی آدم ها که روی ساحل آرام در کار تماشایید!

موج می کوبد به روی ساحل خاموش

پخش می گردد چنان مستی به جای افتاده بس مدهوش.

می رود نعره زنان، وین بانگ باز از دور می آید:

«آی آدم ها».

و صدای باد هر دم دل گزاتر

و در صدای باد بانگ او رهاتر

از میان آب های دور و نزدیک

باز در گوش این ندا ها:

«آی آدم ها»...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
شهرام خورسند
شهرام خورسند
FC BAYERN MUNCHEN

FC BAYERN MUNCHEN

مشاهده همه ی 5 نظر
شهرام خورسند
شهرام خورسند

محبت آتشی در جانم افروخت که تا دامان

محبت آتشی در جانم افروخت

که تا دامان محشر بایدم سوخت

عجب پیراهنی بهرم بریدی

که خیاط اجل میبایدش دوخت

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید