لحظه  بروز رسانی 
♛♚(( ՏɧԹɧՐ00ՀՀ ))♚♛
مشکوکمشکوک
♛♚(( ՏɧԹɧՐ00ՀՀ ))♚♛

تا جایی که به یاد دارم . جمعه ای نبود

تا جایی که به یاد دارم ...
جمعه ای نبود که نوشته شود
" عجب جمعه ای " ...!

همیشه جمعه ها با درد گذشت ،
بد گذشت ،
یا جمعه هایی بودند که
هیچوقت نگذشت...!
هیچوقت...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
♛♚(( ՏɧԹɧՐ00ՀՀ ))♚♛
مشکوکمشکوک
♛♚(( ՏɧԹɧՐ00ՀՀ ))♚♛

پیرمرد گفت: زندگی مثل آب توی ليوانه

پیرمرد گفت:

زندگی مثل آب توی ليوانه
ترک خورده می مونه..!

بخوری تموم ميشه
نخوری حروم ميشه

از زندگيت لذت ببرچون
درهرصورت تموم ميشه.!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
♛♚(( ՏɧԹɧՐ00ՀՀ ))♚♛
مشکوکمشکوک
♛♚(( ՏɧԹɧՐ00ՀՀ ))♚♛

پیرمردی میگفت: پیر شی ولی نوبتی نشی! گفتم: یعنی

پیرمردی میگفت:
پیر شی ولی نوبتی نشی!
گفتم: یعنی چی؟
گفت: یعنی وقتی دیگه قادر به انجام کارهات نیستی، بچه هات برا نگهداری ازت نوبت تعیین نکنند و باهم دعوا کنند
پیر نوبتی نشین الهی 🙏

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
♛♚(( ՏɧԹɧՐ00ՀՀ ))♚♛
مشکوکمشکوک
♛♚(( ՏɧԹɧՐ00ՀՀ ))♚♛

تنهایی من شکل فنجان چایی‌ام شده است کوچک،

تنهایی من شکل فنجان چایی‌ام شده است کوچک،

تنهایی من
شکل فنجان چایی‌ام شده است
کوچک،
غمگین،
کم رنگ
اما همیشه داغ
اما همیشه تازه...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
♛♚(( ՏɧԹɧՐ00ՀՀ ))♚♛
مشکوکمشکوک
♛♚(( ՏɧԹɧՐ00ՀՀ ))♚♛

مي توان گفت " بي خيال " امّا بي خيال

مي توان گفت " بي خيال " امّا بي خيال

مي توان گفت " بي خيال "
امّا بي خيال نبود!
نمي شود بود
چطور بي خيال شويم
وقتي هر تكه مان جايي افتاده است؟
فقط مي توانيم وانمود كنيم ،
سكوت كنيم
وَ شب ها،
نخوابيم ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
♛♚(( ՏɧԹɧՐ00ՀՀ ))♚♛
مشکوکمشکوک
♛♚(( ՏɧԹɧՐ00ՀՀ ))♚♛

گاهی دلت تنگ می شود. تنگِ تنگِ


گاهی دلت تنگ می شود...
تنگِ
تنگِ
تنگ
آنقدر تنگ که دیگر اسمش دل نیست!
شاید، نقطه ای جا مانده
از خاطراتی دود شده باشد
در اعماق وجودت
که روزی نامش دل بود و تنگ می شد!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید