بروز رسانی 
غلامرضا شادمان
غلامرضا شادمان

ظلمی که کشورت را، درگیر کرده اما تو لشکر خدایی،

ظلمی که کشورت را، درگیر کرده اما تو لشکر خدایی،

ظلمی که کشورت را، درگیر کرده اما
تو لشکر خدایی، ای کشور الهی

تو امتی برای، امت، به رهنمایی
فهوای این کلام را، دنیا دهد گواهی

هرجا نظر کنی تو، نور منوّری تو
مظلوم تک سواری، در پهنه ی سیاهی

دشمن زبون و هم او، در حیرت است ز کارت
سیلی چو خورده باشد، از ارتش و سپاهی

هرکس به اعتدال و، اصلاح طلب، دهد رأی
ظلمی است روا که دارد، بر مصلح الهی

دولت که رأی ندارد، از مؤمن و بسیجی
مشکوک می زند او، باشد در تباهی

دیو و ددان مشخص، با هیبتی معین
خنجر زند نفوذی، از پشت با مناهی

مظلوم مقتدر تو، مؤیّدِ امامی
پرچم دهی به ایشان، تا مقصد تناهی

98/9
@shadmaneshtivan

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
غلامرضا شادمان
غلامرضا شادمان

مسلم آن روز نداشت یار، که حاکم بشود مسلمِ مهدی،

مسلم آن روز نداشت یار، که حاکم بشود مسلمِ مهدی،

مسلم آن روز نداشت یار، که حاکم بشود
مسلمِ مهدی، حکومت به زمان آورده

مسلم آن روز اگر کوفه، نکردش یاری
مسلم امروز جهانی به یگان آورده

مسلم آنروز به یک شهر نداشت، یک لشکر
مسلم امروز به جهان، لشکریان آورده

لشکر مسلم اگر پهن به بحر گشته چنان
ناوشکن ها به دریای گران آورده

مسلم اما که به خشکی، چنان کرده تمام
همه را قوم ز اقوام جهان آورده

هم، هم آورد به سطح هست، هم زیر زمین
یک به یک موشک و پهپاد، به توان آورده

اگر آن شام، یزید را همه لشکر بوده است
در ره مسلم ما، شام، کسان آورده

اگر آن روز حسین را خبر آمد که نیا
اربعین شورِ دگر کرده، نشان آورده

مسلم مهدی که حاکم شده باشد امروز
کار ناکامل آنروز به یلان آورده

رهبر اما که حکومت بنماید اکنون
پرچم، آماده ی تحویل به مکان آورده  

نشنید، آنکه صدای قدم مهدی، کَر است
که همه لشکر و فرمانده چنان آورده

لشکر فاطمیون و حشدالشعب و بسیج
جمله یاران خراسانی ز جان آورده

مردم کوفه نباشیم که مسلم بنهیم
در ره خامنه ای جان به ضمان آورده


@shadmaneshtivan

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
غلامرضا شادمان
غلامرضا شادمان

حسین: عباس برادر، خواهرش زینب، و مادر فاطمه ام

حسین: عباس برادر، خواهرش زینب، و مادر فاطمه ام


حسین: عباس برادر، خواهرش زینب، و مادر فاطمه ام ابیها، جدّ او احمد، چرا باید شود تنها!؟
کجا بودند یاران وفادار رسول لله؟
چه آمد بر سر امّت؟
چه شد تا شمر ذی الجوشن که می رفت تا بنوشد جرئه ی شهد شهادت در رکاب حضرت مولا علی و حضرت احمد
به یکباره غریق چنبر دنیا شد و از چشم کس افتاد؟
تو را گویم؛ اَیا ای مرد جبهه و جهاد و جنگ
چه شد از کورس افتادی؟
چه شد در کورس دنیا بی معطل تند میرانی؟
تو ای مرد جهاد و جنگ دوران مقدس در دفاع از میهن و ناموس این ملت
تو را می گویمت ای لانه ی جاسوس، تسخیر گر
چرا اظهار میداری زکار خود پشیمانی؟
چرا امروز با دشمن صدایت را یکی کردی و از حلقوم تو آید هر آنچه او می خواهد
و یا تو ای رئیس، یادت بود آیا که خیلی تند می رفتی،
و می گفتی چرا پرداخت باید کرد، حقوق ارتشی باز نشسته ی زمان شاه
ترامپ را یاد می آید که او گفت: می کند پاره، همان برجام بیچاره
ولیِ امر، اما گفت اگر اقدام چنین باشد، به آتش میکشانیم ما، آن برجامِ نافرجام
و یادت هست که می گفتی، مگر منقل بُوَد تا کس بسوزد کاغذ برجام!!؟
چرا بر امر فرزند حسین چو خصم می باشی؟
چرا روی خوارج را سفید کردی ز این کارت؟
همانها که علی را جبر بر کاری نهادن تا قبول صلح بنماید
همانها که علی را بر، ابو موسی برای داوری مجبور می کردند
چرا بر خانه ای مسکن نهادی چون ستمکاران؟
چه شد از هیچ به اینجاها رسیدی تو؟
چرا با وعده های پوچ و توخالی تو مردم را فریب دادی؟
چرا برجام بدفرجامِ نافرجامِ بیجام را، به رهبر منتسب کردی؟
اگر از هشت شرطی که، آقا فرمود
به یک شرطش عمل می شد
نمی شد آنچه شد و آنچه آمد بر سر برجام
خوارج چون که دیدند اشتباه کردند؛ علی را متهم کردند که ما را جهل و نادانیست چرا تو خود قبول کردی
خروج کردند و شوریدند و تاریخ را سیاه کردند
و اکنون نیز بعضیها، چنان بر طبل می کوبند، که رهبر، بی گمان در رأس برجام مستتر باشد
به هوشید و خروشید ای جماعت، که فرزند حسین تنها نماند
به هوشید تا ابوموسی نگردد، به رأی تو و من، بر مسند حق
و تاریخ را نباید کرد تکرار، نباشد نامتان توّاب دوران
اگر شمشیر مولا بر نیام است تو ای مُهمل مشو بر کار زارت
به هوش باشید جماعت، خیمه گاه را، که اَشتر یا سلیمانی به پیش است
برای جشن پیروزی قریب است، که او در مرز دشمن بی رغیب است
فقط یک یا علی می خواهد او را، که برچیند اسرائیل ز میدان


@shadmaneshtivan

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
غلامرضا شادمان
غلامرضا شادمان

روز غدیر روز خداست، روز شهود است و پیام روز

روز غدیر روز خداست، روز شهود است و پیام روز

روز غدیر روز خداست، روز شهود است و پیام
روز کمال دین و هم روز شعور است و قیام

روزی که جبریل امین، پیغام آورد بر زمین
حیدر ولی الله و او در عرش می باشد مبین

روزی که آمد زآسمان، آن نغمه ی مرد آزمای
دست علی اعلی و او هم آیت و پند آزمای

هر کس که من مولای اویم، این علی مولای اوست
بودش پیامی کز غدیر، آورده آمد سوی دوست

چل روز عزم طور کرد، موسی اندر کوه به پیش
ایشان به فرمان خدا، بگماشت هارون جای خویش

چهل روز غیبت بیش نیست موسی نهادش جانشین
ممکن چطور باشد، رسول، بعدش نبادش جانشین؟

روزی اگر خالی شود، روی زمین از حجتی
هرگز نمی ایستد زمین، از جنبش و از حرکتی

اینجاست می گوید رسول، هر کس که نشناسد امام
میرد به مرگ جاهلی، باشد هم او را بی زمام

لیکن رسول و جانشین، هست منتخب بر کار دین
ادیان همه یک دین بود، مردم اگر بودند امین

ای آسمان، بارندگی، از سوی تو در کاهلی است
هم سیل و توفانها بُوَد، هم زلزله در زندگی است

تکلیف مردم را خدا می داند و هم اوصیا
وقتی که دین تحریف شود، آسمان ببارد بر جفا

آید سوار سبز پوش، روزی گلستان می شود
قدر غدیر و مقتدا، آنوقت به اتقان می شود



@shadmaneshtivan

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
غلامرضا شادمان
غلامرضا شادمان

ایران وطن من امید چو خورشید، به

ایران وطن من

امید چو خورشید، به آسمان دلم می تابد
و دلم وسعت یک دریا اَست
رهبرم مردی حکیم
او بشیر است و نذیر
شام تاریک جهان را
به امّید مبدل بکند
رهبرم جان به جهانم بخشد
نور امید به روانم بخشد
اهل جنگ نیست ولی
وای بر حالِ هر آن دشمن دون
که به خبطی، سخن از حمله به ما گفت، کند
و به یک اخم و تشر از آقا
حرف از گفته ی خود پس گیرد
قدرتی نیست مگر
اینکه با دشمنی حضرت او
همه ی هیمَنه و کرک و پرش می ریزد
با خدا هست و از او میگیرد
هیمه و قدرت و نیروی مضاعف در جنگ
اهل دنیا و زر و زیور نیست
ندهد دین به دنیا هرگز
درس از مکتب اجداد شهیدش دارد
سر تعظیم نیارد به فرود
جز بر درگهِ ربّ ازلی
با شیاطین جهان،
نکند او سازش
نشود او تسلیم
نان ذلت نخورد او هرگز
این غلو نیست بگویم که اگر غیب داند
هر چه می گوید او
بال بر بال حقایق دارد
وَ محقق بشود
عمل و حرف، یکی دارد او
زین سبب قدرت او روز به روز افزون است
بر سر پُست و مقام
خاک اسلام و فلسطین ندهد او بر باد
قامتش راست و حسین، ورد زبان می دارد
دوست و دشمن به تمجیدِ از او، لب به سخن وا دارد
دشمن اصلی او آمریکاست و رژیم جعلی
لیک میگوید و یک مرد عرب
کاش یک حاکمشان
به شجاعت و عمل چون او بود
هم شجاع بود و نترس
هم که با ایمان بود
بعد چل سال که اکنون گذشت
نه که آزاده و مردان جهادند ولی
به جهانی ننمودند سری خم هنوز
آری آنها همه ایستادگی از کرب و بلا می گیرند
مکتبی اند
که مکتب ز حسین ابن علی ارث برند

98/05
@shadmaneshtivan

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
غلامرضا شادمان
غلامرضا شادمان

جوابیه به شعر #امیر_پیام_نجفی_زاده توسط #غلامرضا_شادمان #شبهه👇

جوابیه به شعر توسط

👇

سفره خالی شده و بحث حجاب است هنوز
چون که بر چهرهٔ دین ، نقش نقاب است هنوز

کدخدا ، گرچه خدا با تو رفیق است ، ولی
ناله و شکوهٔ ما ، حرف حساب است هنوز

مردمِ  سـاده و خوش باورِ  این  آبادی ...
طعمِ خوشبختی شان دود کباب است هنوز

بعدِ چِل سال چرا درد و غمِ نان با ماست
دل بی غصـه چرا مثل سـراب است هنوز

سهم مان از دکل و نفت ، فقط یارانه ست
فقـر فرهنگی مان رو به شتاب است هنوز

بین منبر ، وَ عمل ، فاصله تا هست بدان
دزدی از مردم بیچاره ، ثواب است هنوز

واژه ای نیست به معنای عدالت ، آری ...
امرِ معروف فقط زور و عتاب است هنوز

هر که پرسید ، چرا خورده شده بیت المال
سرب داغ و سرِ بر دار ، جواب است هنوز

گوش مان  پُر شده از وعدهٔ جنت ، اینجا
زندگی هر نفسش عین عذاب است هنوز

نقش ایوان چه کند؟ خانه ز پی ویران است
آری از پایه و بُن ، روی حباب است هنوز

سعیِ  بیجا نکن ای شیخ ، کلیدت هرز است
درِ  ما باز نشد ، قفل خـراب است هنوز




👇

بین دولت وَ نظام، فرق اگر بسیار است
ضعف کابینه ی دولت، خودش آشکار است

سفره ی خالی مردم، به دولت ربط است
ناله و شکوه نکن چون که به رأیَت ربط است

اقتصادی که به سامانی بخواهد برسد
کار کابینه ی دولت به وظایف بشود

بعد از این، وعده ی پوچ دگران سهل مگیر
اگرت وعده ی صد روزه شده، باشد دیر

اگر آن تِز، که بر حلِ کلید، حاکم بود
تزِ افکار شما بود، در آن قایم بود

رأیِتان جبهه ی مرعوب، بیارَد بر کار
پر نفوذ است ز بیگانه و دشمن در کار

بین منبر و عمل فاصله ای، نیست بدان
چوب دزدی تو مزن، بر سرِ این منبریان

این جماعت که رکوردی ز شهیدان دارند
کار اینان، همه بر هادی امت باشند

گفته است منبریِ پیرِ جماران، که هان
نگذارید که بی درد، بگیرد سُکّان

جمله، بی درد و مرفه، شده اند مرئوسین
فکر خویشند و نباشند، همپایه ی دین

درِ هر قفل که خدا باز کند جنّت باد
قفل، بر دل بُوَد هر کس، که بد طینت باد

واژه ای هست به معنای عدالت، آری ...
امرِ معروف بُوَد امر الهی، باری

واژه ی عدل و عدالت، که یزدان داند
احمد و مهدی و هم، نایب ایشان داند

هر کسی را به حجاب، امر، ز قوانین باشد
مردم هر مللی را، که براهین باشد

هجمه ی غرب، گریبانِ حجاب بگرفته
چونکه هست، قدرت ما ریشه به آن پیوسته

غرب اگر خورده به بن بست، خدا می داند
زین سبب؛ هجمه به بنیانِ حجاب می رانَد

هیچ، می دانی که در غرب، به ساعت بدهند
مادری را به کرایه، که محبت بشوند

عفت و حجب و حیا را که اگر، فرهنگ نیست
چهارپایان و ددان را، همگی باشند بیست

که اگر، لختی و کمبودِ حیا، فرهنگ است
چهارپایان، همه را یکسره با فرهنگ است

فقرِ فرهنگیِ ما را، به چه معیار بُوَد
به کتاب و به خداوند و به اخیار بُوَد

فقر فرهنگی قرار نیست به معیار تو دید
به کتاب است و خداوند و نبوت، بشنید

بعدِ چل سال، اگر درد و غمِ نان با ماست
نه که انگار، به قبلش، همه بود بی کم و کاست

اگر آن نقشِ نقاب، چهره ی دین بگرفته
سفره ی خالی چه ربط است که نانش رفته

شک و شبهه نکن ایجاد، بترس از کارَت
بی مواجب نپَران از دهَنت افکارت

گوشتان را نشود پُر، که سوراخ دارد
حرف حق، دل نکند نرم اگر سنگ بارَد

وعده ی جنت اگر هست به قرآن آید
سخن حقِ خداوند، جگر می خواهد


@shadmaneshtivan

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
غلامرضا شادمان
غلامرضا شادمان

اگر به دام بلا را که من گرفتارم به قاب

اگر به دام بلا را که من گرفتارم به قاب

اگر به دام بلا را که من گرفتارم
به قاب چهره ی زیبای تو دل آرامم

به هر سخن که غنچه به لب می کنی تو وا
هزار درد و گره را، تو واکنی آقا

اگر به جمله شیاطین، که لشکران آرند
به یک اشاره و حرفت، همه پریشانند

کرانه تا به کرانِ زمین می بالد
که حاکمی چو تو بر دوشِ خود همی دارد

هزار شکرِ خدا را، به این بزرگ نعمت
که رحمت العالمین است و هم بُوَد مکنت

98/4
@shadmaneshtivan

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
غلامرضا شادمان
غلامرضا شادمان

هفتاد و دو تن لاله دمیدند و رمیدند هم اشهد

هفتاد و دو تن لاله دمیدند و رمیدند هم اشهد

هفتاد و دو تن لاله دمیدند و رمیدند
هم اشهد و هم شاهد و مشهود و شهیدند

مظلوم بهشتی که خودش یک تنه ملت
بر ملت ما بود و دو صد حیف که چیدند

آنگه برون آمده زاستین بنی صدر
دستان نفاقی که سرا پرده دریدند

پیمانه و پیمان ولی را بشکستند
جلاد و شهید، جای، عوض کرده چمیدند

انگار که زان روز به بعد رسم بر این است
تا عده ای خودشیفته، بدینگونه پدیدند

یک روز کنند خون به جگر، سید ما را
آن روزِ دگر حمله به ارکان و پلیدند

هیهات که تکرار شود  کرب و بلا را
امت همه بیدار و همه اهل بصیرند

97/4
@shadmaneshtivan

سالروز شهادت مظلومانه ی دکتر بهشتی و 72 تن از یاران امام خمینی(ره) و روز قوه ی قضاییه گرامی باد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید