لحظه  بروز رسانی 
mirshoja.sidin
بی‌حالبی‌حال
mirshoja.sidin

دوست مجازی من ! که پشت آن عکسی پروفایل پنهان

دوست مجازی من ! که پشت آن عکسی پروفایل پنهان

دوست مجازی من !
که پشت آن عکسی پروفایل پنهان شدی !
برای من فرقی نمی کند،
تو زنی یا مرد، زشتی یا زیبا،
پیری یا جوان،
اهل روستایی بی امکانات رفاهی ،
یا صدر نشینی در یکی از کلان شهرها، درون ایرانی یا برون مرزی
فقط مهم آن است که
" هستی "!
و در پشت متن هایت دلی می تپد که مهربان است !
با خنده من ،
استیکری می فرستد که نشان دهنده شادیست....
و وقتی از دردها میگویم
استیکرهای تو هم گریه می کنند...
دوستم !
درست مثل دنیای حقیقی
،این دنیای مجازی هم نمی دانم تا کی دوام خواهد داشت
، فقط تا آخرش بمان
، نمی دانید با بودنتون چقدر دنیای بعضیا قشنگتر شده .
ای دوست ! مبادا خدای نکرده دلی را بشکنی...‌...

همسفرعشق...
مشاهده همه ی 12 نظر
mirshoja.sidin
بی‌حالبی‌حال
mirshoja.sidin

ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﻣﻘﺪﺱ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ

ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﻣﻘﺪﺱ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ

ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﻣﻘﺪﺱ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ .
ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﯾﮏ ﭼﯿﺰ ﻣﻘﺪﺱ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﻢ ؛
ﯾﮏ ﻓﺎﺻﻠﻪ ...!
ﭼﯿﺰﯼ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﯼ ﻣﻘﺪﺱ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﻳﺪ !؟
ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ .
ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﻣﻌﺎﺑﺪ ﻭ ﻣﺴﺎﺟﺪ ﻣﻘﺪﺱ ،
ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﯼ ﻣﻘﺪﺱ ﺩﺍﺭﻧﺪ ...! *
ﻓﺎﺻﻠﻪ ﯼ ﻣﻘﺪﺱ ﻳﻌﻨﻲ ﻭﺍﺭﺩ ﻧﺸﺪﻥ ﺑﻪ ﺣﺮﯾﻤﯽ
ﮐﻪ ؛
ﺣﻖّ ﻣﺴﻠّﻢ ﻫﺮ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ .
ﻓﺎﺻﻠﻪ ﯼ ﻣﻘﺪﺱ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﻣﺘﺮ ،
ﻭ ﻫﻢ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﻓﮑﺮ ، ﺭﻋﺎﯾﺖ ﺷﻮﺩ .
ﯾﻌﻨﯽ ﻣﺎ ﺣﻖّ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﻫﺮﻃﻮﺭﮐﻪ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ،
ﺳﺮﮎ ﺑﮑﺸﯿﻢ ﻳﺎ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﻛﻨﻴﻢ ...!
""ﺣﺘﻲ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﻣﺎﻥ""

همسفرعشق...
مشاهده همه ی 2 نظر
mirshoja.sidin
بی‌حالبی‌حال
mirshoja.sidin

رفیق که داشته باشی تمام دقایقِ زندگی ات لبریزِ

رفیق که داشته باشی تمام دقایقِ زندگی ات لبریزِ

رفیق که داشته باشی
تمام دقایقِ زندگی ات
لبریزِ عشق و آرامش میشود
خیابان ها جان میدهند برایِ قدم زدن
و هر اتفاقِ کوچکی
بهانه ای میشود برای شاد بودن
کسی هست که با گرما و شیرینیِ حضورش
سرما و تلخیِ روزگار تو را بگیرد
کسی که محبتش بی منت باشد و معرفتش بی پایان
کسی که آفریده شده تا
بانیِ بهترین خاطراتِ زندگی ات باشد
داشتنِ یک رفیقِ خوب
یک واجبِ عینی و حیاتی است برای
تمامِ آدمها.... ❤️❤

همسفرعشق...
مشاهده همه ی 1 نظر
mirshoja.sidin
بی‌حالبی‌حال
mirshoja.sidin

گفتم چه خوب عاشقت شدم گفتی از کجا فهمیدی برام

گفتم چه خوب عاشقت شدم گفتی از کجا فهمیدی برام

گفتم چه خوب عاشقت شدم
گفتی از کجا فهمیدی برام میگی؟
گفتم دارم تو خودم حست میکنم
گفتی چون کنارم از ته دل میخندی؟ یا چون کنارم حالت خوبه؟
گفتم چون نباشی با هیچی حالم خوب نمیشه
بهم گفتی توام وقتی نیستی دست و دلم به هیچ کاری نمیره
گفتی مطمئن شدم دلم برات رفته
دیگه نمیخوام برگردم به قبل دوست داشتنت
حالا فهمیدم چقدر عاشقم و میخوام همیشه باشی
تو اومدی و بهم فهموندی دوست داشتن واقعی چه شکلیه
من و تو کنار هم فهمیدیم عشق چقد میتونه قشنگ باشه
مثل بافتن موهای بلندم با دست های تو ...⁦❤️⁩

همسفرعشق...
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mirshoja.sidin
بی‌حالبی‌حال
mirshoja.sidin

محبوب من! شما نیستید و پنجره‌ها بسته‌اند! برای چه باز باشند؟

محبوب من! شما نیستید و پنجره‌ها بسته‌اند! برای چه باز باشند؟

محبوب من! شما نیستید و پنجره‌ها بسته‌اند! برای چه باز باشند؟
...

محبوب من! محبوب من!

من دائماً شما را دوست دارم.

چه در گرانی، چه در ارزانی، چه در تحریم، چه در توافق، چه در جنگ،

چه در صلح. من دائماً شما را دوست دارم. چه سیر باشم، چه گرسنه.

چه شادمان باشم، چه غمگین. من دائماً شما را دوست دارم.

خوابم شما را دوست دارم، بیدار می‌شوم شما را دوست می‌دارم.
...

محبوب من، مرا ببخشید که این همه شما را دوست می دارم.

همسفرعشق...
مشاهده همه ی 1 نظر
mirshoja.sidin
بی‌حالبی‌حال
mirshoja.sidin

آدم ها همدیگر را پیدا می کنند از فاصله های

آدم ها همدیگر را پیدا می کنند از فاصله های

آدم ها همدیگر را پیدا می کنند
از فاصله های خیلی دور ...از ته نسبت های نداشته
انگار جایی نوشته بود ...
که اینها باید کنار هم باشند ...!
می شوند همدم ،
می شوند دوست ،
می شوند رفیق ،
اصلا می شوند جان شیرین ....
درست می نشینند روی طاقچه ی دل هم ...
حرف هایشان یک جور خوبی دلنشین است ...
دل برای خنده هایشان ضعف می رود
اصلا بودنشان شیرین است
وقتی هم که نیستند هی همدیگر را مرور می کنند
و مدام گوش به زنگ آمدن هم هستند
خدا این آدم ها را نگیرد از هم
الهی همیشه جایی باشید..که لبخند تون از ته دل باشد...و وجودتون پر از آرامش ..و شادمانی باشد...

همسفرعشق...
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mirshoja.sidin
بی‌حالبی‌حال
mirshoja.sidin

من چه می‌دانستم بودنت این همه حال خوش دارد

من چه می‌دانستم بودنت این همه حال خوش دارد

من چه می‌دانستم بودنت این همه حال خوش دارد

نمی‌دانستم وقتی فروغ می‌گوید مرا بپیچ در حریر بوسه ات

چه لذتی میان پیچیده شدن در حریر بوسه هایت هست

آخر از کجا باید می‌فهمیدم وقتی آیدا با عنوان خدای کوچک من

خوانده می‌شود، چه حظی می‌برد

چطور باید درک می‌کردم در بند آغوش تو بودن عین رهاییست؟

چه می‌دانستم یک نفر می آید و می‌تواند بشود
شَهرت ، کشورت ، خانواده ات،
من شبیه حال بودن با تو را قبل تو زندگی نکردم

اگر این روزهایم زندگیست
پس روزهای قبل آمدنت به زندگی ام را چه بنامم؟ :

همسفرعشق...
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mirshoja.sidin
بی‌حالبی‌حال
mirshoja.sidin

دلم برای گفتن اسم تو هم می‌تپد چه برسد به

دلم برای گفتن اسم تو هم می‌تپد چه برسد به

دلم برای گفتن اسم تو هم می‌تپد
چه برسد به دیدنت

دوست دارم حنجره‌ام آشیانه‌ی هزار قناری باشد
وقتی صدایت می‌زنم

دوست دارم چشمهایم
منزلگاه هزارن پرنده باشد وقتی تو را می‌بینم

کجا از تو گریزم که دل و جانم خانه‌ی توست

یار گریزپای من !
کجا پناه برم که پناهم تویی

ای دورمانده از من !
کاش نبودن را فراموش کنی
و بازگردی به سینه‌ام
به وطنت

و من برایت سرود ملی عشق بخوانم
که فقط تکرار نام توست !

همسفرعشق...
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mirshoja.sidin
بی‌حالبی‌حال
mirshoja.sidin

نبودنت فاجعه است مثل مین‌های جامانده از جنگی

نبودنت فاجعه است مثل مین‌های جامانده از جنگی

نبودنت فاجعه است

مثل مین‌های جامانده از جنگی خانمانسوز

که هر روز گریبان جان یکی از شعرهایم را می‌گیرد ...

کجا این‌ها شبیه غزلهای عاشقانه می‌شوند

با این لبهای لرزان‌شان

با دسته واژه‌هایی پریشان از دوری تو

انگار سالهاست آفتاب به صورتم نتابیده

و لبخند محو آخرین دیدار تو

روی چهره‌ام یخ بسته است ...

نکند خیال می‌کنی وقتی نباشی

این غربت بی‌انتها به دیاری دیگر پناه می‌برد؟!

من آواره‌ترین خنیاگرم

بی تو آوازهایم شبیه ضجه ‌های شبانه‌ی

دیوانگانِ در بند قرون وسطی‌ست

بی تو به مجسمه‌هایی می‌مانم

که ایستاده می‌پوسند

دلم می‌رود برای یک لحظه شنیدن نگاهت

دستهایم می‌میرد برای لمس زلفهای تو

که باد چونان پرچم وطن

به اهتزاز درآورده است ...

همسفرعشق...
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mirshoja.sidin
بی‌حالبی‌حال
mirshoja.sidin

من دوستت دارم و این دوست داشتن، جغرافیا سرش نمی‌شود

من دوستت دارم و این دوست داشتن، جغرافیا سرش نمی‌شود

من دوستت دارم
و این دوست داشتن، جغرافیا سرش نمی‌شود
زمان و مکان حالیش نیست !
من دوستت دارم
و با هر بار صدا زدن اسمت انگار تمام حجم این کره خاکی را در آغوش می‌کشم
انگار تمامِ شادی‌های دنیا در دلم می‌شکفند و هر جا که جنگ و آشوبی هست خنجرهایش را به قلب من فرو می کنند…
آنطور که من تو را در خودم حس می‌کنم
هیچ فضانوردی اعماق آسمان را
و هیچ دریانوردی بی‌نهایتِ دریا را حس نکرد…
من دوستت دارم
و برای این دوست داشتن پرنده می‌شوم، پر می‌کشم
احساسم را به دهان می‌گیرم و به خورشید و ماه و ابرها می‌رسانم
راستش از فاصله ها نمی‌ترسم
باور دارم
تو هر جای دنیا که باشی
بعد از این
هر روزی که بیاید، هر شبی که برسد و هر بارانی که ببارد
صدایم را
به گوشت می‌رساند…!

همسفرعشق...
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید