بروز رسانی 
مجنون
مجنون

شادکن جان من که غمگین است رحم کن بر دلم

شادکن جان من که غمگین است
رحم کن بر دلم که مسکین است
روز اول که دیدمش گفتم
آنکه روزم سیه کند این است
روی بنمای تا نظاره کنم
کآرزوی من از جهان این است
دل بیچاره را به وصل دمی
شادمان کن که بی تو غمگین است
بی رخت دین من همه کفر است
با رخت کفر من همه دین است
گه گهی یاد کن به دشنامم
سخن تلخ از تو شیرین است
دل به تو دادم و ندانستم
که تورا کبر و ناز چندین است

کینه بگذار و دلنوازی کن
که عراقی نه در خور کین است

عراقی (610- 688 ه. قمری)

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
مجنون
مجنون

پیک امین وحی که جبریل نام اوست نامحرم است بر

پیک امین وحی که جبریل نام اوست
نامحرم است بر دل خلوت سرای دل
آگه صدف ز قیمت در یتیم نیست
نبود عجب اگر تو ندانی بهای دل
آتش بکوش تا گذر از لامکان کنی
کاین راه زود طی شود اما به پای دل

((آتش اصفهانی))

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
مجنون
مجنون

بیش از این بد عهد و پیمانی مکن با سبک

بیش از این بد عهد و پیمانی مکن
با سبک روحان گران جانی مکن
غمزه را گو خون عشاقان مریز
ملک زان تست ویرانی مکن
با ضعیفان آنچه در گنجد مگو
با اسیران هرچه بتوانی مکن
بیش از این جور و جفا و سرکشی
حال مسکینان چو می دانی مکن
ورکنی با دیگران جور و جفا
با عبید الله زاکانی مکن

عبیدزاکانی (متوفی 771 ه.ق)

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سودابه(مدیر ارشد گروه رهایی وتنهایی)
شیطونشیطون
سودابه(مدیر ارشد گروه رهایی وتنهایی)

اگر کسی مرا خواست بگویید رفته باران ها تماشا

اگر کسی مرا خواست بگویید رفته باران ها تماشا

اگر کسی مرا خواست
بگویید رفته
باران ها تماشا کند.
و اگر اصرار کرد
بگویید برای دیدنِ
طوفان ها رفته است.

و اگر بازهم سماجت کرد!
بگویید رفته است،
تا دیگر بازنگردد…

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سودابه(مدیر ارشد گروه رهایی وتنهایی)
شیطونشیطون
سودابه(مدیر ارشد گروه رهایی وتنهایی)

نابینا ‌به ماه گفت دوستت ‌دارم ماه‌‌گفت چطور که: که

نابینا ‌به ماه گفت دوستت ‌دارم ماه‌‌گفت چطور که: که

نابینا ‌به ماه گفت دوستت ‌دارم ماه‌‌گفت چطور که:
که مرا نمی‌بینی عاشقم شده‌ای! گفت:
چون‌نمی‌بینمت دوستت‌دارم اگه می‌دیدمت عاشقه
زیباییت می‌شدمـ گوته‌میگه عاشق، زیبایی صورت
را می‌بیند و اما "عاقل، زیبایی سیرت"

مشاهده همه ی 1 نظر
ایمان
شیطونشیطون
ایمان

دلتنگی یعنی ایستادن کنار پنجره زل زدن به کوچه

دلتنگی یعنی
ایستادن کنار پنجره
زل زدن به کوچه ای خالی
و فکر کردن به اتفاقی
که هیچ وقت رخ نخواهد داد ...

مشاهده همه ی 1 نظر
سودابه(مدیر ارشد گروه رهایی وتنهایی)
شیطونشیطون
سودابه(مدیر ارشد گروه رهایی وتنهایی)

یاد تو ابری کوچک است که چشم‌های مرا بارانی می‌کند

یاد تو ابری کوچک است که چشم‌های مرا بارانی می‌کند

یاد تو ابری کوچک است
که چشم‌های مرا بارانی می‌کند
و نسیمی است
که از میان گیسوانم می‌گذرد
و من
چقدر دلم برایت تنگ شده...
برای صدایت
و نگاهت
که طعم عسل می‌دهد

تو می‌توانی خورشید را روبه‌روی آینه بنشانی
و آسمان را به زانو دربیاوری
تو می‌توانی
گل‌های سرخ را آشفته‌ی نگاه مهربانت کنی
و نسترن‌ها را آواره‌ی کوچه‌ی عاشقی
تو پرنده‌ای مهربانی
که بی‌پروا کوچ می‌کند و
ترانه‌ی رفتن می‌خواند و
زیر باران می‌رقصد
و مِهر مهربانش بر دل هر پروانه‌ای می‌نشیند.

این روزها
تمام دلتنگی‌هایم را
به‌جای تو به آغوش می‌کشم
وقتی که جای تو میان بازوانم خالی ست
و من
چقدر دلم برایت تنگ شده

مشاهده همه ی 3 نظر
گیسو
خواب آلودخواب آلود
گیسو
پست شماره 313800838 از گیسو

.

مشاهده همه ی 2 نظر