لحظه  بروز رسانی 
سودابه(مدیر ارشد گروه رهایی وتنهایی)
شیطونشیطون
سودابه(مدیر ارشد گروه رهایی وتنهایی)

اگر کسی مرا خواست بگویید رفته باران ها تماشا

اگر کسی مرا خواست بگویید رفته باران ها تماشا

اگر کسی مرا خواست
بگویید رفته
باران ها تماشا کند.
و اگر اصرار کرد
بگویید برای دیدنِ
طوفان ها رفته است.

و اگر بازهم سماجت کرد!
بگویید رفته است،
تا دیگر بازنگردد…

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سودابه(مدیر ارشد گروه رهایی وتنهایی)
شیطونشیطون
سودابه(مدیر ارشد گروه رهایی وتنهایی)

نابینا ‌به ماه گفت دوستت ‌دارم ماه‌‌گفت چطور که: که

نابینا ‌به ماه گفت دوستت ‌دارم ماه‌‌گفت چطور که: که

نابینا ‌به ماه گفت دوستت ‌دارم ماه‌‌گفت چطور که:
که مرا نمی‌بینی عاشقم شده‌ای! گفت:
چون‌نمی‌بینمت دوستت‌دارم اگه می‌دیدمت عاشقه
زیباییت می‌شدمـ گوته‌میگه عاشق، زیبایی صورت
را می‌بیند و اما "عاقل، زیبایی سیرت"

مشاهده همه ی 1 نظر
سودابه(مدیر ارشد گروه رهایی وتنهایی)
شیطونشیطون
سودابه(مدیر ارشد گروه رهایی وتنهایی)

b651f54db585ddeb48906b7a3b28c60d-425.jpg با یک مشت «خیال و فکر و رویا» که

b651f54db585ddeb48906b7a3b28c60d-425.jpg

با یک مشت «خیال و فکر و رویا» که

نمی‌شود زندگی کرد! باید

کسی باشد، که بیاید و بگوید: هرکجا

که تو باشی ته خط من نیز، آن‌جاست

با یک مشت فکر و رویا..

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سودابه(مدیر ارشد گروه رهایی وتنهایی)
شیطونشیطون
سودابه(مدیر ارشد گروه رهایی وتنهایی)

یاد تو ابری کوچک است که چشم‌های مرا بارانی می‌کند

یاد تو ابری کوچک است که چشم‌های مرا بارانی می‌کند

یاد تو ابری کوچک است
که چشم‌های مرا بارانی می‌کند
و نسیمی است
که از میان گیسوانم می‌گذرد
و من
چقدر دلم برایت تنگ شده...
برای صدایت
و نگاهت
که طعم عسل می‌دهد

تو می‌توانی خورشید را روبه‌روی آینه بنشانی
و آسمان را به زانو دربیاوری
تو می‌توانی
گل‌های سرخ را آشفته‌ی نگاه مهربانت کنی
و نسترن‌ها را آواره‌ی کوچه‌ی عاشقی
تو پرنده‌ای مهربانی
که بی‌پروا کوچ می‌کند و
ترانه‌ی رفتن می‌خواند و
زیر باران می‌رقصد
و مِهر مهربانش بر دل هر پروانه‌ای می‌نشیند.

این روزها
تمام دلتنگی‌هایم را
به‌جای تو به آغوش می‌کشم
وقتی که جای تو میان بازوانم خالی ست
و من
چقدر دلم برایت تنگ شده

مشاهده همه ی 3 نظر
گیسو
خواب آلودخواب آلود
گیسو
پست شماره 313800838 از گیسو

.

مشاهده همه ی 2 نظر
ایمان
شیطونشیطون
ایمان

به دوست داشتنت مشغولم همانند سربازی که سال‌هاست در مقرّی متروکه

به دوست داشتنت مشغولم

همانند سربازی

که سال‌هاست در مقرّی متروکه

بی خبر از اتمام جنگ

همچنان نگهبانی می‌دهد...

 

مشاهده همه ی 1 نظر
امیرعلی /ارشدعشق اریایی/
شیطونشیطون
امیرعلی /ارشدعشق اریایی/

دلم تنگ شده ! برای یک حادثه . حادثه ای


دلم تنگ شده !

برای یک حادثه ...

حادثه ای شبیه کوبیدن باران به پنجره ...

شبیه باز شدن شکوفه ای در دل سنگ ...

من

دلم تنگ حادثه ایست...

حادثه ای

شبیه آمدن تو ..

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید