لحظه  بروز رسانی 
آروم و عادیآروم و عادی
@2golo

سه چيز برادر را از برادر جدا ميکند 1.زن 2.زر

سه چيز برادر را از برادر جدا ميکند

1.زن
2.زر
3.زمين

سه چيز در زندگي يکبار به انسان داده مي‌شود.
1.والدين
2.جوانی
3.شانس

سه چيز دلتنگي مي آورند.
1.مرگ والدين
2.مرگ برادر
3.مرگ فرزند

سه چيزدردنيا لذت بخشند.
1.آب
2.اتش
3.آرامش

سه چيز را هرگز نخور.
1.غصه
2.حرام
3.حق

سه چيز باعث سقوط انسان است.
1.غرور
2.دشمني
3.جهل


سه چيز را بايد افزايش داد.
1.دانش
2.دارائی
3.درخت
سه چيز انسان را تباه ميکند.
1.حرص
2.حسد
3.حماقت

سه چيز را هميشه بخور.
1.سيب
2.سير
3.سرکه

با سه چيز هميشه دوستي کن.
1.عشق
2.عدالت
3.عبادت

سه چيز رنج آور است.
1.بیماری
2.بی پولی
3.بی مرامی

بزن باران
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
[♥MEHREGAN ♥]
[♥MEHREGAN ♥]

آمدنت همیشه قیامتی ست بلند بالا!

.
آمدنت همیشه
قیامتی ست
بلند بالا!
ای تیک تاک نبض!
ای لنگر بودن!
بودن چه بیهوده ست
اگر قیامتی نباشد
و من بار دیگر
تو را نبوسم... ننوشم... نبینم
.

عکس و تصویر شانہ هایت قلہ ےآرامشم دست هاے تو شروع خواهشم چشم هاےمہربانت دیدنے عشق تو انگیزه ...

کلبه دوست
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سوگل
آروم و عادیآروم و عادی
سوگل

دلم دریا دلم لبخند ماهی ها دلم اغوای تاکستان

دلم دریا
دلم لبخند ماهی ها
دلم اغوای تاکستان به لطف مستی انگور
دلم بوی خوش بابونه می خواهد
دلم یک باغ پر نارنج ...
دلم آرامش ترد و لطیف صبح شالیزار
دلم صبحی
سلامی
بوسه ای
عشقی
نسیمی
عطر لبخندی
نوای دلکش تار و کمانچه
از مسیری دورتر حتی
دلم شعری سراسر دوستت دارم
دلم دشتی پر از آویشن و گل پونه می خواهد
دلم آوازهای سرخوش و مستانه می خواهد
دلم تغییر می خواهد ...

مشاهده همه ی 6 نظر
سوگل
آروم و عادیآروم و عادی
سوگل

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد چه نکوتر

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد

چه نکوتر آنکه مرغ‍‍ــی ز قفـس پریده باشد

پـر و بـال ما بریدند و در قفـس گشـودند

چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد

من از آن یکی گـُزیدم که بجـز یکـی ندیدم

که میان جمله خوبان به صفت گُـزیده باشد

عجب از حبیـبم آید که ملول می نماید

نکند که از رقیبان سـخنی شـنیده باشد

اگر از کسی رسیده است به ما بدی بماند

به کسی مبـاد از ما که بدی رسـیده باشد

صادق سرمد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سوگل
آروم و عادیآروم و عادی
سوگل

گویا که جهان بعد تو زیبا شدنی نیست  حتی گره اخم

گویا که جهان بعد تو زیبا شدنی نیست 
حتی گره اخم خدا واشدنی نیست

از حاصلضرب من و تو عشق بپا شد
از خاطره ام عشق تو منها شدنی نیست

من با تو، همیشه همه جا ما شدنی بود
من با تو شدن، ایندفعه گویا , شدنی نیست

آغوش من و عشق تو و لحظه ی دیدار
رویای قشنگیست و اما شدنی نیست

از دوری هم، هر دو چه بیمار و خرابیم
اندازه ی این عشق که معنا شدنی نیست

پایان کلامم، من و تو، آخر این شعر،
با وصله و اصرار و دعا... ماشدنی نیست

محمدعلی بهمنی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سوگل
آروم و عادیآروم و عادی
سوگل

گاهی همین که دل به کسی بسته‌ای، بس است بغضت ترک‌ترک

گاهی همین که دل به کسی بسته‌ای، بس است
بغضت ترک‌ترک شدو نشکسته‌ای، بس است

گاهی فقط همین که به امّیدِ دیگری
از خود غریبه‌تر شدی و خسته‌ای، بس است

اهل زمین همیشه زمین‌گیر می‌شوند
یک بال اگر از این قفست رَسته‌ای، بس است

در مرزِ عشق و وصل، تو ابن‌السّلام باش
با این‌همه تضاد،چو پیوسته‌ای،بس است

این دور، دورِ حدِّ اقل‌های عاشقی‌ست
در حدّ یک نگاه که وابسته‌ای، بس است

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید