لحظه  بروز رسانی 
سهیل
سهیل

گاهی دلت می خواهد از دید بعضی آدم ها پنهان بمانی

گاهی دلت می خواهد از دید بعضی آدم ها پنهان بمانی

گاهی دلت می خواهد از دید بعضی آدم ها پنهان بمانی. آدم هایی که مدام توی زندگیت سرک می کشند و با ژست صمیمیت داشته هایت را می شمرند، احساساتت را خط کشی می کنند، اشتباهاتت را سرزنش می کنند، به چیزهایی که خود ندارند حسادت می کنند، دست می گذارند روی نقطه ضعف هایت و آن را بزرگ و بزرگتر می کنند و هر کاری که لازم باشد می کنند تا تو را کوچک و بی رنگ و کدر نشان دهند.

فریب ظاهرشان را نخور، این آدم ها "آینه" نیستند، "شیشه خرده" اند!




"پریسا زابلی پور"

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سهیل
سهیل

چرا مرا به خود وانهاده ای؟ زخم دارم عمیق

چرا مرا به خود وانهاده ای؟ زخم دارم عمیق

چرا مرا به خود وانهاده ای؟
زخم دارم عمیق
درد دارم بزرگ
حرف دارم زیاد
مگر می شود تو باشی و عشق
چنین رنگ پریده و غمگین
زیر پیراهن من قوز کرده باشد؟




"فرنگیس شنتیا"

گروه عاشقی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
پریا
پریا

یک گوشه از قلب هست نمیدانم اسمش چیست

یک گوشه از قلب هست نمیدانم اسمش چیست


یک گوشه از قلب هست نمیدانم اسمش چیست
جای دوست داشتن آدمهایی است که هیچوقت نمی آیند ...!
.......

گروه عاشقی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
پریا
پریا

یاد یاران قدیم نرود از دل تنگ

یاد یاران قدیم نرود از دل تنگ


یاد یاران قدیم نرود از دل تنگ

چون هوای چمن

از یاد اسیران قفس

گروه عاشقی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
پریا
پریا

براي همه ی ی مـا همه

براي همه ی ی مـا همه


براي همه ی ی مـا

همه ی ی روزها فراموش مي شوند

بجز همان يکروز

كه نشاني آنرا

بـه هيچكس نگفته ايم

گروه عاشقی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
پریا
پریا

🌾 تو‌نباشی چه‌سلامی چه‌علیکی گل من تک تک

🌾 تو‌نباشی چه‌سلامی چه‌علیکی گل من تک تک


🌾 تو‌نباشی چه‌سلامی چه‌علیکی گل من
تک تک ثانیه ها بی تو شده قاتل من

ﻣﻮﻧﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺩﻟﻬﺮﻩ ﺩﺭ ﮐﻨﺞ ﺍﺗﺎﻕ
ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯿﮑﻪ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﺑﺴﺘﻪ ﺩﻝ ﻣﻦ

ﻧﺎﻡ ﺗﻮ ﻭﺭﺩ ﺯﺑﺎﻧﻢ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺗﺎ ﻧﻔﺲ ﻫﺴﺖ
ﺑﺎ ﺗﻮ ﺷﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﺳﺮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺁﺏ ﻭ ﮔِﻞ ﻣﻦ

ﻣﻦ ﻫﻤﺎﻧﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻫﻨﻮﺯ
ﺩﻟﺨﻮﺷﻢ ﻟﻄﻒ ﺗﻮ ﺁﺧﺮ ﺑﺸﻮﺩ ﺷﺎﻣﻞ ﻣﻦ

ﺑﺎﺩ می‌رﻗﺼﺪ ﻭ ﺑﻠﺒﻞ ﺑﻪ ﭼﻤﻦ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ
ﺍﯼ ﻓﺪﺍﯼ ﻗَﺪَﻣﺖ ﺍﯾﻦ ﺗَﻦِ ﻧﺎ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻦ

ﺑﺎﻏﺒﺎﻧﻢ ، ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺑﺬﺭ ﻭﻓﺎ ﮐﺎﺷﺘﻪ ﺍﻡ
ﮐﺎﺵ ﻭﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺸﻮﯼ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﻦ

تو به‌من سنگ‌صبور و به‌تو من سنگ صبور
چون به دریای خیالات، تویی ساحل من

گروه عاشقی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
پریا
پریا

احساسم را تسخیر نگاهت کرده ای واژه واژه

احساسم را تسخیر نگاهت کرده ای واژه واژه


احساسم را تسخیر نگاهت کرده ای
واژه واژه شعرهایم شده ای
امروز به افتخار تو
از تو
از احساس عاشقانه با تو بودن می نویسم
تا شاید بخوانی و لبخند بزنی
و باز بگویی تو هنوز دیوانه ای
و من عاشق همین دیوانگی هایت شده ام

گروه عاشقی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
رضا
ولخرجولخرج
رضا

تو بادبادک بازیگوشی بودی که با دنباله‌ی عطرش هر روز

تو بادبادک بازیگوشی بودی
که با دنباله‌ی عطرش هر روز
از خیابان نوجوانی‌ام می‌گذشت
و من کودکی که می‌دوید
می‌دوید، می‌دوید و نمی‌رسید!

گروه عاشقی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
پریا
پریا

باز هستی باز چشمان تو غوغا می کند

باز هستی باز چشمان تو غوغا می کند


باز هستی باز چشمان تو غوغا می کند
باز قلبت بودنم را باز حاشا میکند
من پرم از اخرین دیدارت ای زیبا ولی
خوب میدانی دلت از من چه پروا میکند
من همینم خوابگرده کوچه های بی کسی
درد بی درمان من دردم مداوا میکند
سوختم از آتش دیدار تو
شوق دیدارات میان سینه بلوا میکند
نیست در این شب به جز آهو فغان
خنده هایت صبح را در کوچه ها جا میکند
از من دیوانه بگذر من دگر ویرانه ام
مست از جام تو ؛هرشب فتنه بر پا میکند

این غزل را محض لبخندت بگفت عشق ولی
مرگ من از عشق تو افسانه برپا میکند

گروه عاشقی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
پریا
پریا

شراب عشق می جوشد ز تاکستان چشمانت که

شراب عشق می جوشد ز تاکستان چشمانت که


شراب عشق می جوشد ز تاکستان چشمانت
که مستان گشته اند امشب همه مهمان چشمانت

شب شعری به پاگشته میان شاعران شهر
برای خواندن خطی از آن دیوان چشمانت

به حکم قاضی قلبم به قانون صریح دل
شدم حبس ابد در گوشه ی زندان چشمانت

اسیرم گر چه حالا در سکوت سرد لبهایت
بفرما تا بمیرم من به یک فرمان چشمانت
شب تلخ غریبی و تن خیس نگاه من
کنار بستر ابر پر از باران چشمانت

تب داغ نگاه تو به جانم شعر می ریزد
بیا تا سوژه بردارم من از هذیان چشمانت

گروه عاشقی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید