افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
لحظه  بروز رسانی 
-----------------------------
-----------------------------

هر قدر سنم بیشتر میشود کمتر به قضاوت مردم در مورد خودم اهمیت میدهم.

از این رو هر چقدر پخته تر میشوم بیشتر از زندگی لذت میبرم.

حذف کردن آدمها از زندگیم به این معنی نیست که ، از آنها متنفرم!!!

معنای ساده اش این است که برای خودم احترام قائلم.

هر کسی قرار نیست به هر قیمتی تا ابد با من بماند.

لطف بسیار بزرگی در حق خودمان خواهیم کرد اگر کسانی که روحمان را،مسموم میکنند را رها کرده و به آرامش پناه ببریم …

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
-----------------------------
-----------------------------

سلام من به قرآن بر سر تو
سلام من به قبر مادر تو
اگر زائر شدی صحن نجف را
سلام من به بابا حیدر تو
اگر زائر شدی بین الحرم را
سلام من به جدّ اطهر تو
بگو از جانب من با حسینت
سلام من به خون پیکر تو
اگر رفتی کنار قبر عبّاس
سلام من به آن آب آور تو
شب احیا کند ناله سه ساله
پدر جان،کی بریده آن سر تو
اگر رفتی کنار قبر زینب
سلام من به آن چشم تر تو
به مشهد هم که رفتی یابن زهرا
بگو من هم بیایم در بر تو
خلاصه گویمت در بین سرداب
سلام من به سوز سحر تو

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
-----------------------------
-----------------------------

به خدا گفتم: چرا مرا از خاک آفریدی؟

چرا از آتش نیستم؟ تا هرکه قصد داشت با من بازی کند،

او را بسوزانم ؟!خدا گفت: تو را از خاک آفریدم تا بسازی، نه بسوزانی. تو را از خاک، از عنصری برتر ساختم تا با آب گِل شوی و

زندگی ببخشی، ز خاک آفریدم تا اگر آتشت زنند، بازهم زندگی کنی و پخته تر شوی،

با خاک ساختمت تا همراه باد برقصی تا اگر هزار بار تو را بازی دادند، تو برخیزی سر برآوری در قلبت دانهٔ عشق بکاری و رشد دهی و از میوهٔ شیرینش زندگی را دگرگون سازی،

پس به خاک بودنت ببال

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
-----------------------------
-----------------------------

به خدا گفتم: چرا مرا از خاک آفریدی؟

چرا از آتش نیستم؟ تا هرکه قصد داشت با من بازی کند،

او را بسوزانم ؟!خدا گفت: تو را از خاک آفریدم تا بسازی، نه بسوزانی. تو را از خاک، از عنصری برتر ساختم تا با آب گِل شوی و

زندگی ببخشی، ز خاک آفریدم تا اگر آتشت زنند، بازهم زندگی کنی و پخته تر شوی،

با خاک ساختمت تا همراه باد برقصی تا اگر هزار بار تو را بازی دادند، تو برخیزی سر برآوری در قلبت دانهٔ عشق بکاری و رشد دهی و از میوهٔ شیرینش زندگی را دگرگون سازی،

پس به خاک بودنت ببال

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
-----------------------------
-----------------------------

همیشه هم دوست داشتن دلیل نمی خواهد

مثل دوست داشتن بعضی آدمها، یا آهنگ صدایشان از پشت تلفن

مثل بعضی از ترانه ها، بعضی روزهای تعطیل آخر هفته، بعضی خیابانها، بعضی جاده های خارج شهر مثل خیس شدن زیر بعضی باران ها که زنده ترند انگار

بعضی ایستادن ها جلوی کیوسک روزنامه فروشی و خواندن تیترها

بعضی رستورانها، بعضی کافه ها، بعضی نمایشگاهها

بعضی پارکها، بعضی رابطه ها، بعضی تلاقی نگاه ها در پیاده رو

مثل بعضی انگشتها که حلقه میشوند دور انگشت آدم

مثل بعضی اسمها که صدا کردنشان آهنگی خاص دارد

مثل خواندن بعضی پیامک ها مثل بعضی ماهها، بعضی فصلها، بعضی سالها…

آدم گاهی همه اینها را بی دلیل دوست دارد

چون انگار حس خوبی برایش زنده می کنند که خودش هم نمیداند چیست فقط میداند گاهی دلش آن حس را می خواهد.

مثل دلتنگی برای ” دوستان ِ خیلی دوست “

که وقتی هستند انگار جای هیچکس در زندگی آدم خالی نیست و

وقتی هم نیستند به هر دلیل جای خالیشان با هیچ کسی پر نمیشود.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
-----------------------------
-----------------------------

نیروی سپاسگزاری در کنار تلاش و کوشش برای رسیدن به خواسته‌های‌تان می‌تواند سرعت رسیدن به آرزوهای‌تان را تسریع بخشد.

می‌توانید خیلی راحت و با داشتن تصور و احساسی شکرآمیز از این که قبلا به آن آرزو دست یافته اید، به چیزهای زیادی دست یابید.

نگران چگونگی تحقق این رویا نباشید، فقط تصور کنید که تحقق یافته است. هر چقدر بیشتر بتوانید شور و اشتیاق بیشتری صرف قدردانی‌تان کنید، سریعتر رویاهایتان را به حقیقت می‌رسانید و هر چه انرژی بیشتری صرف رویاهای خود کنید، زودتر به آن‌ها دست خواهید یافت.

شکرگزاری معجزه میکند،قدردانی به خاطر هرچیزی باعث جذب هرچه بیشترآن به زندگی می شود،پس هر روز صبح به خاطر چیزهایی که طالب آنی زانو بزن و سپاسگزار باش.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
-----------------------------
-----------------------------

وقتی که مجیر خواندم و جوشن و قرآن بر سر
وقتی که زدم ناله و از اشک دو چشمم شد تر
یک خواسته از درگه تو فقط تمنّا کردم
یک نیم نگاهی و رسان صاحب ما را دیگر

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
-----------------------------
-----------------------------

چشمانم را
همیشه میبندم
تا تورا در کنارم ببینم
در خیال با تو
سخن میگویم
تا تنهایی را حس نکنم
در ذهن
تورا می یابم
تا بدانم که در کنار منی
میترسم چشمانم را باز کنم
نکند تو نباشی ای خــــــدا

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
-----------------------------
-----------------------------

امروز نشستم دو سه خط نامه نوشتم
از غصه و از هجر رخت نامه نوشتم

آقای پس پرده پس از عرض سلامی
میخواستم از عشق بگویم دو کلامی

در پرده بمان تا برسد وقت ظهورت
در شهر نمانده نه حلالی، نه حرامی

بر سر در خوش‌رنگ مکان‌های عمومی
مانده‌ست فقط از تو در این جامعه نامی

این جا به خدا هیچ کسی فکر شما نیست
تنهایی و تنها نکند فکر قیامی ؟

پیمانه به پیمانه شب مستی و خم شد
اما غرض از نامه شب نوزدهم شد

میخانه همین جاست اگر قدر بدانیم
امشب شب احیاست اگر قدر بدانیم

تو باعث بینایی چشم تر مایی
من نامه نوشتم به تو که یاور مایی

در نامه نوشتم به خداوند تو سوگند
باید که شفیعم بشوی پیش خداوند

ای کاش نگاهم به تماشای تو باشد
در نامه‌ی امسال من امضای تو باشد

راهی که قرار است در امسال بگیریم
ای کاش به سمت رخ زیبای تو باشد

امشب شب قدر است و شب ضربت بر سر
افتاده به محرابِ دعا حضرت حیدر

محراب شده خونی و دنیا شده ماتم
سر برده به زانوی خودش لاله از این غم

بردند همه از غم تو سر به گریبان
از خاتم پیغمبر و تا حضرت آدم

از بس که هوا تیره شده مردم ماندند
ماه رمضان آمده یا ماه محرم؟

وا کرده به محراب چه قرآن نفیسی
شمشیر کثیف پسر قاتل ملجم

امشب شب قدر است اگر قدر بدانی
تا آخر امسال تو شاید بتوانی

شاید بتوانی که خودت باشی و ربت
شاید بتوانی دل خود را بتکانی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید