لحظه  بروز رسانی 
hamed
آروم و عادیآروم و عادی
hamed

چشم های من دگر زیر بار نمی روند زیر بار اینهمه

چشم های من دگر زیر بار نمی روند

زیر بار اینهمه انتظار نمی روند

پای ماندنم را جان ماندنی نمانده است

روزگار من هم زیر بار این جبر و انزجار نمی روند

تن رنجور خاطرات من

پوسیده لای حجم اشتیاق تو

ولی دل و جان من دگر

زیر بار این حرف های

بی بند و بار نمی روند

art-woman-waiting.jpg

مشاهده همه ی 1 نظر
hamed
آروم و عادیآروم و عادی
hamed

کاش هر روز نگاهت می کردم پیش من بودی و با

کاش هر روز نگاهت می کردم

پیش من بودی و با واژه های کودکانه ای

صدایت می کردم

کاش تمام چشمم را

بی هیچ دلیل و بهانه ای

فدایت می کردم

کاش بال همه شاپرک ها را

برای بودن تو تا ابد

فرش راهت می کردم

کاش زیر یک خاطره جا می ماند همه کودکی من

با خنده از درد روزگار جدایت می کردم


خیلی عکس جالبیه

هـــوای تـازه
مشاهده همه ی 3 نظر
hamed
آروم و عادیآروم و عادی
hamed

این تلخ‌ترین عذاب دنیاست بعضی‌ها دوست داشتنی هستند اما. نباید دوستشان

این تلخ‌ترین عذاب دنیاست
بعضی‌ها دوست داشتنی هستند اما...
نباید دوستشان داشت!!!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
hamed
آروم و عادیآروم و عادی
hamed

تو را آرزو نخواهم کرد، هیچ وقت تو را لحظه


تو را آرزو نخواهم کرد، هیچ وقت

تو را لحظه ای خواهم پذیرفت که خودت بیایی، با دل خود، نه با آرزوی من...!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
hamed
آروم و عادیآروم و عادی
hamed

  رفیق نیمه شبهایم , غــــــــم است و اشک

 

رفیق نیمه شبهایم , غــــــــم است و اشک تکراری

مدارا می کند عمـــــــریست با من , درد و بیـماری

نمی پرسی چرا چشمم, دمادم خیس و بارانی است؟

چرا رنگم شده ,مـــــــــــــانند آدم های سیگاری ؟

مرا از پای در می آورد این درد ,می دانــــــــــــم

امان از درد هجران و فغان از عمر اجـــــــباری

زلیخا تا نباشی , حُسن یوســــــــف را نمی فهمی

زمجنون می رباید قرص ماهت,عـقل وهوشیاری

بیفشان آفـــــــــــتاب مشرقی : عطر نگاهــــت را

که امشب کم کنم رونق, من از بازار عـطاری

به یک ناز تو از سر می رود هوش و قرار دل

مده پندم عسل بانو , به صبر و خویشـــتنداری

چه زود از بام چشمانت قناری , مرغ دل پر زد

یقینم شد ,زبانی گفــته بودی , دوســـــــتم داری

مشاهده همه ی 2 نظر
hamed
آروم و عادیآروم و عادی
hamed

  آن روز که سقف خانه ها چوبی بود

 

آن روز که سقف خانه ها چوبی بود

گفتار و عمل در همه جا خوبی بود

امروز بنای خانه ها سنگ شده

دلها همه با بنا هماهنگ شده

عطر سوسن
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
hamed
آروم و عادیآروم و عادی
hamed

 همین که هستی همین که در سرای دلم راه

 

همین که هستی

همین که در سرای دلم راه میروی

همین که گاهی پناه واژه هایم میشوی

کافیست برای آرامشم ....!

باش حتی همین قدر دور....

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
hamed
آروم و عادیآروم و عادی
hamed

به تو عادت کردم مثل پروانه به شمع

به تو عادت کردم
مثل پروانه به شمع
و تو هرلحظه که از من دوری
من به ویرانگری فاصله می اندیشم
در کتاب احساس واژه ی فــاصـلـہ یک فاجعه معنا شده است..‏!‏‏!

پروانه

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
hamed
آروم و عادیآروم و عادی
hamed

  از پله ی ابر کم کم آمد پایین

 

از پله ی ابر کم کم آمد پایین

                    گل گفت: بیا کمی کنارم بنشین

 در کوچه غریبه ای به گرمی می خواند:

                 باران سخن خداست با اهل زمین

مشاهده همه ی 1 نظر
hamed
آروم و عادیآروم و عادی
hamed

  آخرین برگ سفرنامه ی باران این است که زمین

 

آخرین برگ سفرنامه ی باران
این است
که زمین چرکین است..

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید